Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php on line 601

Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php on line 601

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php:601) in /home/turklar/public_html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
ففتا http://www.turklar.com فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان Fri, 16 Jun 2017 15:52:15 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.4.10 افغانستان امن نیست/پناهجوی نوجوان اخراجی از سوئد در حادثه تروریستی کابل کشته شد http://www.turklar.com/?p=16006 http://www.turklar.com/?p=16006#respond Fri, 16 Jun 2017 15:52:04 +0000 http://www.turklar.com/?p=16006  

 

 

افغانستان امن نیست/پناهجوی نوجوان اخراجی از سوئد در حادثه تروریستی کابل کشته شد

دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان در گزارشی نوشت که کابل یکی از خطرناک‌ترین و ناامن‌ترین مناطق در افغانستان است به همین دلیل اروپا اخراج پناهجویان افغان را متوقف کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از وبسایت «دیدبان حقوق بشر»، سوئد در ۳۰ مارس ۲۰ تبعه افغان که درخواست پناهندگی‌شان رد شده بود را از این کشور اخراج کرد.

کمتر از یک هفته پس از آن، در سوم ژوئن، یک نوجوان از بین آن ۲۰ نفر در انفجارهای کابل کشته شد.

این پناهجوی افغان از ولایت غزنی بود، این ولایت به دلیل تشدید درگیری‌ها بین نیروهای امنیتی افغان و طالبان ناامن است.

گزارش‌ها حاکی است که مقامات سوئدی  به دلیل ابهام در داستان وی و اینکه او زمان زیادی را در ایران زندگی کرده بود، درخواست پناهندگی وی را رد کرده بودند.

رد درخواست پناهندگی پناهجویان افغان در صورتی در کشورهای اروپایی در حال افزایش است که این کشورها نا‌امنی و بی‌ثباتی افغانستان را تکذیب نمی‌کنند.

بسیاری از پناهجویان از دیگر مناطق افغانستان که به کابل فرستاده شده‌اند نیز تنها به شمار ۱٫۵ میلیون آواره داخلی این کشور می‌افزایند.

با این حال، افغانستان امن نیست. حمله بزرگ انتحاری در چهارراه زنبق که بیش از ۵۰۰ کشته و زخمی بر جا گذاشت و حمله انتحاری دیگری در مراسم خاکسپاری دو روز پس از آن گواهی بر این موضوع است.

علاوه بر آن نیز دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارشی در ما فوریه نوشت: کابل یکی از خطرناک‌ترین و ناامن‌ترین مناطق در افغانستان است.

دو روز بعد از حمله انتحاری در نزدیکی سفارت آلمان در کابل، دولت آلمان به درستی اخراج پناهجویان افغان را به حالت تعویق درآورد.

در انتهای یادداشت دیدبان حقوق بشر نیز آمده است که دیگر کشورهای اروپایی نیز باید اخراج پناهجویان افغان را متوقف کنند. نباید پناهندگان اخراج شده بیشتری کشته شوند تا ناامن بودن کابل برای بازگشت پناهجویان آشکار شود.

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=16006 0
قلمرو طالبان؛ زندگی تحت حاکمیت شورشیان در افغانستان http://www.turklar.com/?p=15993 http://www.turklar.com/?p=15993#respond Fri, 16 Jun 2017 15:46:51 +0000 http://www.turklar.com/?p=15993  

 

 

 

قلمرو طالبان؛ زندگی تحت حاکمیت شورشیان در افغانستان

  • ۱۰ ژوئن ۲۰۱۷ – ۲۰ خرداد ۱۳۹۶
گزارش اختصاصی بی‌بی‌سی از زندگی تحت حاکمیت طالبان

در میدان هوایی (فرودگاه) کابل بودم که یک نفر از گروه طالبان تماس گرفت. اسد افغان، مسئول مطبوعاتی این گروه بود. می‌پرسید که چه وقت به هلمند می‌رسیم.

حدود یک ماه پیش ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان به من گفت که مسئولان طالبان با سفرم به قلمرو آن‌ها در هلمند موافقت کرده‌اند.

از کابل باید می‌رفتیم قندهار و بعد هلمند.

در دو سال گذشته، طالبان توانسته‌اند بخش وسیعی از ولایت هلمند از جمله ولسوالی/شهرستان‌های سنگین و موسی قلعه را تصرف کنند.

صدها نیروی داخلی و خارجی به‌ویژه نیروهای بریتانیایی سال‌ها تلاش کردند تا ولسوالی‌های مهم هلمند به دست طالبان نیافتد؛ اما افتاد.

در سال‌های گذشته هیچ خبرنگاری به این مناطق نرفته است. به همین‌ خاطر چهره‌ی زندگی در حاکمیت طالبان پنهان مانده است. من و دو نفر دیگر از همکارانم رفتیم تا این چهره را از نزدیک ببینیم.

_96365144_img_20170513_163231
شهردار طالبان در ولسوالی/شهرستان سنگین با چند جگ/پارچ‌ بنزین به دست

در منطقه‌ای در ولسوالی گرشک دو نفر از طالبان را ملاقات کردیم. در یک پمپ استیشن، در حالی‌که سه پلیس افغان کمی دورتر از موتر/ماشین ما نشسته بودند.

یکی از آن‌ها ما را پس از حدود ده دقیقه رانندگی به جایی برد که عملا قلمرو طالبان بود.

طالبان کیستند؟

  • گروه اسلام‌گرای تندرو طالبان در سال ۱۹۹۶ در پایان جنگ داخلی افغانستان که پس از خروج نیروهای شوروی از این کشور روی داد، قدرت را تصرف کردند و در سال ۲۰۰۱ در نتیجه عملیات نظامی آمریکا و تصرف افغانستان حکومت آن سرنگون شد.
  • در دوران حکومت، قوانین شدید و سخت گیرانه شریعت را حاکم کردند، از جمله ممنوعیت آموزش دختران و محروم کردن کامل زنان از حیات اجتماعی و اعدام ها، قطع عضو و سایر مجازات های خشن به صورت علنی.
  • مردها نباید ریش‌های خود را می‌تراشیدند و زنان مجبور بودند سختگیرانه‌ترین نحوه حجاب یعنی برقع بپوشند، تلویزیون، موسیقی، سینما و بسیاری از سرگرمی‌های دیگر ممنوع شد.
  • طالبان قبل و بعد از سرنگونی حکومتشان به رهبران القاعده پناه داده و از زمان سرنگونی نبرد شدیدی علیه دولت مرکزی افغانستان را آغاز کردند که تا امروز ادامه دارد.
  • در سال ۲۰۱۶ رقم تلفات غیرنظامیان در افغانستان رکورد جدیدی به جا گذاشت. سازمان ملل متحد گروه طالبان را مسئول افزایش چشمگیر تلفات می‌داند.

پس از ساعت‌ها رانندگی با حدود هشت نفر از طالبان و با گذر از رودخانه‌ هلمند به ولسوالی سنگین رسیدیم. آن‌جا گروه رسانه‌ای و فرهنگی طالبان منتظرمان بودند.

در مدتی که به طرف سنگین حرکت می‌کردیم، متوجه شدم که راننده‌ ‌مان، ملا تقی، یک فرد عادی طالبان نیست. در سنگین به من گفتند که او، فرمانده نیروهای ویژه طالبان در هلمند است.

شب اول با حدود چهل نفر از نیروهای ویژه‌ طالبان در مکانی که چهارطرفش با دیوارهای گلی حصار شده بود صحبت کردیم. آن‌ها با آرامی به گپ‌های ملا تقی گوش می‌دادند و قصه‌های جنگ‌های‌شان را تعریف می‌کردند.

سه قبضه سلاح نوع “ام ۴” مجهز به وسایل دید در شب و دوربین هم نزد شان بود. می‌گفتند آن‌ها را به غنیمت گرفته‌اند.

در کابل یکی از مسئولان امنیتی به من گفته بود که نگرانی عمده ‌شان در برخی از مناطق، استفاده طالبان از سلاح‌های دید در شب و دوربین‌دار است.

او گفت که برخی از سربازان ارتش افغانستان مستقیما به سرشان شلیک شده و یا هم گلوله به پهلوی ‌شان اصابت کرده است، جایی‌که جلیقه ضد گلوله آن‌را نمی‌پوشاند.

در شب نخست در سنگین و با حضور ده‌ها نیروی ویژه طالبان، نگران حمله هوایی بودم. از یکی از آن‌ها پرسیدم از حمله هوایی هراس ندارید؟ پاسخ داد که حدود چهار ماه می‌شود که از این حملات خبری نیست.

  نیروهای ویژه طالبان به سلاح‌های مدرن و تجهیزات خوبی مسلح هستند _96389304_talibanspecforces.png

بازار طالبانی

صبح روز بعد، به بازار سنگین رفتیم. بازاری با ده‌ها مغازه و اجناس و مواد مختلف.

در همین بازار برای اولین‌بار به نمونه‌هایی از حکومت‌داری طالبان بر خوردیم. شهردار طالبان، وظیفه دارد که نرخ اجناس را تعیین کند. از یک قصاب پرسیدم که قیمت یک کیلو گوشت چگونه از جانب طالبان مشخص می‌شود؟ گفت شهردار بررسی می‌کند که حیوان چه‌مدت پرورش یافته و چه خورده است. با این حساب قیمت یک کیلو گوشت تعیین می‌شود.

در دکانی دیگر یک فروشنده با شهردار طالبان، نورمحمد بگومگو داشت. شهردار شماری از بسته‌های مواد خوراکی او را به‌علت این‌که تاریخ مصرف‌شان گذشته، ضبط کرده بود.

دکاندار، حاجی سیف‌الله اعتراض داشت:”من چطور می‌دانستم که تاریخ این‌ها گذشته، من که سواد ندارم. این خوب نیست.” شهردار او را به سه روز زندان و پرداخت جریمه محکوم کرد.

  _96365740_mqhsاین پسران که در موسی قلعه تحت کنترل طالبان زندگی می کنند چه آینده‌ای خواهند داشت؟

وقتی می‌خواستیم از بازار سنگین برویم، متوجه شدیم که نورمحمد، شهردار سنگین چند گالن نفت و گازوئیل، در اندازه‌های مختلف را دردست دارد.

از او پرسیدم با این‌ها چه می‌کند؟ فهرستی از جیب خود بیرون کرد و گفت که این گالن‌ها به‌خاطر این‌که کمتر از اندازه‌ معین، گنجایش دارد، ضبط شده است. صاحبان آن‌ها هم دادگاهی شده‌اند..

سنگین را به طرف ولسوالی موسی قلعه پشت سر گذاشتیم. این ولسوالی مهم‌ترین پایگاه طالبان است؛ تا جایی‌که آن‌را کابل طالبان می‌خوانند.

در نزدیکی شهر موسی قلعه بازار هفتگی برپا بود. این ولسوالی دوشنبه‌بازار و چهارشنبه‌بازار دارد.

یکی از فروشندگان به من گفت هرچه نیاز داشته باشی، می‌توانی اینجا پیدا کنی. ظاهرا درست می‌گفت. از پارچه و پشه‌کش گرفته تا بستنی فروخته می‌شد.

  _96430387_19021612_1586171094749379_1499407593_nخبرنگار بی‌بی‌سی در حال گفت‌وگو با یکی از سخنگویان طالبان در هلمند

در قسمتی از بازار هم گلوله سلاح‌های مختلف برای فروش گذاشته شده بود. گلوله‌های کلاشنیکوف هر عدد ۱۵ افغانی (حدود ۲۵ سنت) بود. گلوله‌های مسلسل‌های روسی هم که قیمت‌شان قبلا ۳۰ افغانی بوده (۴۰ سنت)، حالا ۱۵ سنت کاهش یافته است. فروشنده گفت که تعداد زیادی از این گلوله‌ها را از نیروهای امنیتی افغان به دست آورده‌اند.

همکاری دشمنانه

در موسی قلعه برای اولین‌بار با همکاری دو دشمن به همدیگر روبه‌رو شدیم.

در عمق قلمرو طالبان، مکتب/مدرسه‌ای فعال است که در آن دولت کابل و طالبان با یکدیگر همکاری دارند. همکاری که بر سر آن رسما توافقی نشده است.

تشکیلات و نصاب تعلیمی و برنامه آموزشی از سوی دولت تعیین می‌شود. حقوق معلمان و مسئولان هم توسط دولت کابل پرداخت می‌شود. طالبان هم بر فعالیت‌های آن نظارت می‌کنند.

  _96365733_img_20170514_105024بساط فروش گلوله در موسی قلعه

عبدالرحیم که از طرف “حکومت” به‌عنوان مسئول این مکتب تعیین شده است به من گفت:”دراین اواخر مسئولان دولتی از این مدرسه نظارت کرده‌اند. معاش/حقوق معلمان که سال‌ها پرداخت نشده بود، پرداخت شد.”

او علاوه کرد که طالبان با حضور نمایندگان دولتی هیچ مشکلی ندارند.

“دولت به ما لوازم تحریر می‌دهد و نیازمندی‌های ما را مرفوع می‌سازد. ما هم برنامه آموزشی دولت را تطبیق می‌کنیم. طالبان با این موضوع مشکلی ندارند.”

دادالحق، یکی از دانش‌آموزان گفت:”مدیریت مکتب خوب است. تنها مشکل ما کمبود کتاب است. برخی از دانش‌آموزان کتاب ریاضی ندارند و شماری هم کتاب کیمیا/شیمی.”

تمام دانش‌آموزان این مکتب پسر هستند.

روی تخته‌ سیاه یکی از کلاس‌ها نوشته شده بود: ساینس، بیولوژی، کامپیوتر. یک پایه مخابراتی هم با گچ سفید نقاشی شده بود.

  _96365152_sanginpolicehrهنوز هم نام گروهان بریتانیایی که در این منطقه مستقر بود را می توان روی دیوارهای پاسگاه پلیس سنگین دید

از صحبت‌های اسد افغان، مسئول مطبوعاتی طالبان متوجه شدم که طالبان کنونی، نمی‌خواهند انزوای سال‌های حکومت‌شان در کابل را دوباره تجربه کنند. نشانه‌هایی از قبول مدرنیته و تغییر جهان در بینش طالبان دیده می‌شود. در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند. عکس سلفی می‌گیرند و حاضر می‌شوند مصاحبه کنند.

به بیمارستان مرکزی موسی قلعه هم سر زدیم. در آن‌جا نیز همکاری غیر رسمی دو دشمن به همدیگر را دیدیم. تشکیلات بیمارستان از سوی دولت کابل تعیین و اداره می‌شود. تجهیزات را هم دولت تامین می‌کند. از طرف دیگر طالبان هم نماینده ناظر در این بیمارستان دارند و برای بیماران زن، اتاق‌ ویژه‌ای ساخته‌اند.

طالبان به ما لوحه‌/تابلویی را نشان دادند که پیش دروازه ورودی بیمارستان نصب شده بود. روی آن نوشته شده بود:”دولت جمهوری اسلامی افغانستان؛ وزارت صحت عامه؛ شفاخانه مرکزی ولسوالی موسی قلعه”

  _96365742_tradersinmusaqalaتاجران جوان در موسی قلعه

طالبان گفتند سلامتی یک موضوع غیرسیاسی هست، به همین خاطر ما این لوحه را سرجایش گذاشته‌ایم.

این بیمارستان برای ارائه خدمات به ۱۲۰هزار نفر آماده شده‌است. بیمارستانی با کمبودهای فراوان. در آن نه متخصص زن دارد و نه متخصص اطفال. امکان گرفتن عکس ایکس‌ری از قفسه سینه هم وجود ندارد.

یک دکتر گفت که مدیریت دوگانه این بیمارستان سبب شده که مشکلاتی خلق شود.

او گفت:”شش ماه است که معاش نگرفته‌ام. نه تنها من که تمام کارمندان.”

“وعده‌های مسئولین دولت روی کاغذ می‌ماند و عملی نمی‌شود. با کمبود دارو روبه رو هستیم. دارویی که برای سه ماه به ما داده شده است، در یک و نیم ماه تمام می‌شود. طالبان می‌آیند و بخشی از داروها را با خود می‌برند.”

قرار شد با یک پرستار زن مصاحبه کنیم. شوهرش هم که کارمندان این بیمارستان بود، او با انجام مصاحبه موافق بود .

اما عطاالله، مسئول ناظر طالبان در این بیمارستان مخالفت کرد. به شوهر پرستار گفت:”تو حق داری به خانمت اجازه دهی مصاحبه کند؛ اما وظیفه من هم این است که مانع این کار شویم.”

علاوه کرد: “اگر ما هم اجازه مصاحبه دهیم، آن‌وقت فرق ما با حکومت کابل در چیست؟”

  _96365738_img_20170515_083733در مناطق طالبان دختران فقط تا سن ۱۲ سالگی و مکتب/مدرسه ابتدایی حق آموزش دارند. سطوح بعدی آموزش فقط برای پسران است.

اینترنت و تلفن هوشمند ممنوع

در چهار روزی که در سنگین و موسی قلعه بودیم، شمار زن‌ها و دخترانی را که دیدیم کمتر از انگشتان یک دست بود. زنان در این مناطق به‌سختی از خانه بیرون می‌شوند.

استفاده از اینترنت و تلفن همراه به دلایل امنیتی و مذهبی ممنوع است. شنیدن موسیقی هم حکم مشابهی دارد.

یک جوان بیست‌وچند ساله به من گفت که طالبان او رابه خاطر دیدن یک فیلم هندی چهل ضربه شلاق زدند و زندانی‌اش کردند. در زندان هم خورد و خوراک برعهده خود زندانی‌ها بوده است.

تناقض‌هایی هم دیده می‌شد. به‌طور مثال روی دیوار یک دندان‌پزشکی، عکس‌هایی از چهره و لب‌های زنان غربی نصب شده بود.

با وجود این‌که استفاده از اینترنت ممنوع است، اما در برخی مکان‌های موسی قلعه وای‌فای فعال است. مسیری برای وصل‌شدن به دنیای خارج از قلمرو طالبان.

از یک جوان پرسیدیم که نمی‌ترسند طالبان متوجه شوند که آن‌ها اینترنت دارند و تلویزیون تماشا می‌کنند؟

  _96365475_img_2377مغاز‌ای در کنار جاده در هلمند

پاسخ داد:”آن‌ها می‌دانند که ما وای‌فای و تلویزیون داریم؛ اما به نظر من آن‌ها منتظر هستند تا ببیند چه می‌شود؟!”

پس از چهار شبانه روز بودن در مناطق طالبان در سنگین و موسی قلعه، آنجا را ترک کردیم.

به‌نظر می‌رسد باشندگان این ولسوالی‌‌ها حالا دیگر نسبت به گذشته تنها توقع‌شان امنیت نیست. هر گروهی که بر این‌جا حکم می‌راند، باید

به خواسته‌های مردم از جمله صحت و تعلیم پاسخی داشته باشند. و این موضوع از سوی طالبان تا اندازه‌ای پذیرفته شده است.

  _96365479_img_2569اینگونه تابلوها قبلا زیر حاکمیت طالبان دیده نمی‌شد

متوجه تغییراتی هم در نگرش طالبان به در برخی موارد شدیم. به‌طور مثال دکترهایی که در موسی قلعه کار می‌کردند، ممانعتی در اندازه ریش‌شان نبود. برخی از آن‌ها درازی ریش‌شان از بند یک انگشت هم کوتاه‌تر بود.

یک دکتر خانم هم که از پاکستان به موسی قلعه آمده، بدون هیچ روبندی فعالیت می‌کرد.

حالا برای من پس از سفر به قلمرو طالبان، دو افغانستان به ذهنم خطور می‌کند، یکی جایی که در آن تلاش برای پیاده کردن ارزش‌های دموکراسی و حقوق بشر است؛ اما فساد و ناامنی چالش‌زا است و دیگر افغانستانی که در آن‌جا امنیت نسبت به کابل بهتر به‌نظر می‌رسد، اما هیچ حرفی از رعایت دموکراسی و حقوق بشر نیست.

موضوعات مرتبط

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15993 0
انتخاب‌های عقـلانیِ ارگ در حـدِ فاجـعه http://www.turklar.com/?p=15991 http://www.turklar.com/?p=15991#respond Fri, 16 Jun 2017 11:29:33 +0000 http://www.turklar.com/?p=15991  

 

 

 

انتخاب‌های عقـلانیِ ارگ در حـدِ فاجـعه

ماندگار: هیچ کشوری در نقشۀ سیاسی جهان وجود ندارد که چالش و نابسامانی سیاسی را تجربه نکرده باشد و یا کاملاً فارغ از مشکلات و مناقشاتِ سیاسی اجتماعی باشد. اما آن‌چه کشـورها را در این‌باره از هم جدا می‌کنـد، روش و شیوۀ پرداختنِ سران و بزرگانِ آن‌ها به مشکلات و رویارویی با چالش‌هاست. افغانسـتان یکی از نابسامان‌ترین و پُرچالش‌ترین کشورها در عرصۀ سیاست و حکومت‌داری است و گواهِ این ادعا را در رویکردهای سیاست‌مداران و رهبرانِ این کشور در تمامِ بزنگاه‌ها و آزمون‌های پیش‌آمده در برابرشان شاهدیم. یکی از این آزمون‌ها که اخیراً بزرگانِ سیاست و حکومت در آن، در حالِ ارایۀ پاسخ و نمایشِ لیاقت (شما بخوانید نالایقی) هستند، بحثِ پرپایی خیمه‌های اعتراضِ مردمی در برابرِ ناامنی‌ها و بی‌کفایتی حکومت در قبال آن است.
در سیاست‌گذاری و حکومت‌داری در سطوح داخلی و خارجی، بحث «انتخاب عقلانی» از میان گزینه‌های رقیب، درس اولِ بنیادی دانش سیاست است؛ یعنی اگر انتخاب‌ها، تصمیم‌ها و گزینه‌ها، معیاری غیر از عقلانیت و دوراندیشی بیابند، به‌حتم کشتیِ حکومت‌ها در توفان مشکلات به صخره‌های سخت برخواهد خورد و آخرالامر درهم خواهد شکست. ما در روزهای اخیر به موازاتِ برپایی اعتراضاتِ مردمی و پاسخ‌های ویران‌گرِ حکومت مشاهده کرده‌ایم آن‌چه که محلی از اعراب نداشته، عقلانیت و شعور سیاسی بوده است.
در همان دوازدهمِ جوزا، روز تظاهراتِ خودجوشِ مردمی به دادخواهی از قربانیان حوادث انتحاری، لیاقت و عقلانیتِ حکومت و به‌ویژه ارگ را در هیأتِ به خون کشیده شدنِ راه‌پیمایان مشاهده کردیم. اگر آن تظاهرات با شلیکِ نیروهای امنیتی به فرمانِ حکومت به خشونت کشیده نمی‌شد، مسلماً سیر حوادثِ پس از آن نیز قابلیتِ بیشتری برای مهار و کنترل نظمِ عمومی می‌یافت. انتخاب عقلانیِ ارگ و کاردانیِ آن در همان آغاز ماجرا، شلیک بر پیشانی محمدسالم ایزدیار و زهر چشم گرفتن از دیگران بودـ بی‌خبر از آن‌که این شلیک و محاسبۀ غلط، به اعتراضات استقامت و انگیزۀ مضاعف بخشـید و تا امروز خیابان‌های کابل و اتاقِ فکرِ ارگ با این استقامت و انگیزه درگیر است.
در مرحلۀ بعد که روز به خاک‌سپاری شهید محمدسالم ایزدیار بود، حکومت و گارنیزیونِ کابل به‌جای پیش‌گیری از حملۀ تروریستان بر تجمع مردم، فقط به پیش‌بینی و خواب‌گزاری اکتفا کرد و چنین محاسبه کرد که اگر مردم این هشدار و پیش‌گویی را جدی گرفتند، آهنگِ اعتراضات خاموشی می‌گیرد و اگر جدی نگرفتند، حملۀ تروریستان و وحشتِ ناشی از آن، خود گلیمِ اعتراض‌ها و تجمعاتِ مردمی را برمی‌چیند و دستِ مردم را از یخنِ حکومت رها می‌سازد. این خطای محاسباتی، منازعه میان مردم و حکومت را وارد مرحله یا فازِ سوم کرد.
در فاز سوم، سران حزب جمعیتِ اسلامی افغانستان که با مشاهدۀ سه انفجار پیاپی، خطرِ مرگ و توطیه علیه موجودیتِ خویش را با گوشت و جان لمس کردند، به حمایتِ جدی از معترضان وارد کارزار شدند. این مرحله خطرناک‌ترین مرحله است که دولت و حکومتِ موجود را قطب‌بنـدی کرده است. یعنی کسانی که بخش مهم و بزرگی از دولت و حکومتِ موجود را تشکیل می‌دهند نیز، به صفِ معترضان پیوسته‌اند و همۀ خواست‌ها و مطالبات‌شان را به نشانی ارگ حواله می‌کنند. یعنی در یک طرف، بخش بزرگی از مردم افغانستان قرار گرفته‌اند و در طرف دیگر، آقای غنی و تیمِ خاصِ او و اشخاص و جریان‌هایی که پتانسیل پیوستن به ارگ و مقابله با معترضان را دارند.
در این مرحلۀ خطرناک نیز انتخاب عقلانی ارگ، چیزی جز بازتولید مشکلات و افزودن بر حجمِ آن نبوده است. آقای غنی و مشاورینِ دور و برِ او، هنوز هم «خـطر» را جدی نگرفته‌اند و همچنان سعی بر پاک کردن صورتِ مسأله و تمسک جستن به حیله‌ها و ترفندهایِ فارغ از منطق و عقلانیتِ سیاسی و دور زدنِ مردم را دارند.
به جنبش در آوردنِ آقای حکمتیار و تقاضای اعلامِ موضع از طرف او، دعوتِ شورای علما به صدور حکم علیه معترضان و خیمه‌نشینان، یارگیری از بزرگانِ قوم و قبیله در ولایاتِ مختلف به حمایت از ریاست‌جمهوری، انداختن سفره‌های افطاری در ارگ برای جلب همکاری‌ و همراهیِ برخی حلقاتِ همسو و استفاده از موجِ احساساتِ آن‌ها در فرصت‌های مناسب و همچنین راه‌اندازی برخی شایعات و ایجاد برخی راه‌بندی‌هایِ خودساخته جهت بدنامیِ معترضان، جلوه‌یی از انتخاب‌های عقلانیِ حکومتِ آقای غنی است!
با این حساب معلوم است که عقلانیت از نظر ارگ، صرفاً دسیسه‌چینی و استفادۀ ابزاری از امکاناتِ دولت برای ماندن در قدرت و حفظ اقتدار به هر شیوۀ ممکن است. به چنین عقلانیتی، عقلانیتِ ابزاری و فاقد اخلاق و اصول سیاسی می‌گویند. چنین عقلانیتی حتا اگر در برخی موارد گلیم منازعه و چالش را برچیند، پتاسیلِ عظیمی از شورش و ازهم‌گسیخته‌گی را در زیر پوست و استخوانِ جامعه ذخیر می‌کند.
جامعۀ افغانستان و سیاست‌گری در بستر آن، پیچیده‌گی‌ها و دشـواری‌های فراوانِ خود را دارد. آقای غنی اگر در مواجهه با مشکلات و آزمون‌های سیاسی مانند اعتراض‌های اخیر مردمی، فقط به مغزِ متفکرِ خود و مشاورۀ مشاورانِ خاصِ خود و تک‌روی در قدرت اکتفا کند، حتم داشته باشد که هرقدر حمایتِ بیرونی و بین‌المللی هم داشته باشد، بالاخره در یکی از دره‌های تصمیم‌گیری سقوط خواهد کرد.
آن‌هایی که در ارگ به آقای غنی مشـوره به افطاری دادن، بسیج نیروهای قومی، بیرون کشیدنِ کارت‌های قبیله‌یی، گردن‌کشی در برابرِ خواست‌های برحقِ مردم، اشاعۀ تهمت بر معترضان و توزیع پول به این و آن را می‌دهند، خواسته یا ناخواسته طرحِ سقوط نظام و رفتنِ کشور به سمتِ جنگ‌های خیابانی را ریخته‌اند. به هر صورت، انتخاب با آقای غنی است: اصلاحاتِ پیوسته یا سقوط گام‌ به گام!

 

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15991 0
اقدامات ارگ برای تضعیف جایگاه سیاسی «جمعیت» و «جنبش» http://www.turklar.com/?p=15989 http://www.turklar.com/?p=15989#respond Fri, 16 Jun 2017 11:26:30 +0000 http://www.turklar.com/?p=15989  

 

 

 

اقدامات ارگ برای تضعیف جایگاه سیاسی «جمعیت» و «جنبش»

پیام آفتاب: روز گذشته «عالم ساعی»، والی پیشین جوزجان با برگزاری یک نشست خبری رسما موجودیت حزب جنبش نوین ملی افغانستان را اعلام کرد.
این حزب که شاخه انشعابی حزب جنبش ملی محسوب می شود متشکل از ترک تباران مخالف دوستم است و از همین ابتدای کار علم حمایت از دولت وحدت ملی را بلند کرده است.
رهبر شاخه انشعابی حزب دوستم با حمایت از اشرف غنی گفت: حزب جنبش نوین ملی از حکومت تحت رهبری غنی حمایت می کند اما به عقیده ما رئیس جمهور باید اصلاحاتی در زمینه مشارکت عادلانه اقوام در حکومت ایجاد کند.
وی تصریح کرد: هر نوع تلاش برای تغییر نظام کشور خلاف قانون اساسی است.
پس از این اعلام موجودیت، حزب جنبش به رهبری پسر دوستم اعلام کرده که این حزب وابسته به حکومت بوده و هیچ خلل و شکافی در حزب جنبش وارد نمی سازد.
حزب جنبش ملی که یکی از احزاب قدرتمند و تاثیر گذار کشور محسوب می شود در حالی شاهد انشعاب است که گفته می شود دولت وحدت ملی و شخص اشرف غنی برای تضعیف جایگاه دوستم و کاهش اثر گذاری حزب وی اقدام به تشکیل چنین انشعاب هایی می کند.
عضویت «احمد ایشچی» در حزب جنبش نوین ملی افغانستان که از مخالفین سرسخت دوستم می باشد و اخیرا درگیر پرونده ای قضایی با معاون اول ریاست جمهوری است به خوبی نشان می دهد که خط مشی این حزب چگونه است و این حزب قرار است چه مسیری را طی نماید.
این در حالی است که حزب جمعیت اسلامی نیز در ماه های اخیر شاهد تزلزل جایگاه سیاسی خود می باشد. جمعیت اسلامی افغانستان که اکنون به جدی ترین مخالف حکومت تبدیل شده در حالی به تقابل با ارگ می پردازد که اضمحلال قدرت سیاسی خود را احساس می کند.
از ادای سوگند شورای رهبری ۶۴ نفرۀ جمعیت در برابر دوربین های تلویزیونی، روزهای زیادی نمی گذرد. افزایش شورای رهبری، تغییر در ساختار تشکیلاتی و بازسازی این ساختار بود و حکایت از آن داشت که جمعیت اسلامی افغانستان پس از این به مثابه یک حزب سیاسی مقتدر و یکدست در میدان سیاست ظاهر می شود و از تفرد و تشتت به تصمیمات جمعی و حزبی روی می آورد. این تعهد در متن سوگند نامه ای که همه آن را با صدای بلند خواندند نیز آشکار بود.
هنوز چند روزی از آن سوگند و آن تعهد نگذشت که شماری از چهره های اصلی و مهم این شورا به راه خود رفتند و ساز خود را نواختند. احمد ضیا مسعود، معاون و عضو شورای رهبری جمعیت در جمع معترضین روز ۱۲ جوزای ۱۳۹۶، حکومت وحدت ملی را مزدور و غیر قانونی خواند و خواستار کنار رفتن رییس جمهور غنی و تشکیل حکومت موقت شد. محمد یونس قانونی و بسم الله محمدی اعضای ارشد دیگر شورای رهبری، همچنان به عضویت و حضور خودشان در جمع “شورای حراست و ثبات افغانستان” ادامه دادند. محمد اسماعیل خان، والی پیشین هرات و عضو ارشد شورای رهبری در نشست خبری در شهر هرات (۱۷ جوزای ۱۳۹۶) اعلام کرد که حکومت وحدت ملی توانایی مدیریت مسایل ملی را ندارد. او از جامعۀ جهانی به خصوص ایالات متحده آمریکا تقاضا کرد که به حمایت مالی از این حکومت پایان دهد. وی خواستار انتخابات زودهنگام و یا تشکیل لویه جرگه شد. جماعتی دیگر به نام شورای انسجام جمعیت از آدرس جمعیت و از همان آغاز افزایش شورای رهبری، به مخالفت برخاست و آن را غیر قابل قبول خواند و خلاصه اینکه: بسیاری از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی بار دیگر فعالیت های انفرادی را به فعالیت های حزبی ترجیح دادند و جمعیت بار دیگر شاهد تشتت ارای اعضای خود گردید.
عدم انسجام و اتحاد جمعیت، این حزب را در معرض تضعیف قرار داده است. جمعیت هنوز در خصوص شورای رهبری خود برنامه و استراتژی واحد و شفاف ندارد. ضعف‌های درونی جمعیت اسلامی که از نظر ارگ و رقیبان سیاسی آن پوشیده نیست، جمعیت را بیشتر از پیش در معرض دشواری های این تقابل قرار می دهد و عزم ارگ نشینان را در تضعیف بیشتر جمعیت تا راندان آنها از مشارکت سیاسی جزم می کند.
گذشته از این، اشرف غنی نیز با استفاده از تمام ظرفیت های خود و امکانات ریاست جمهوری کوشیده است این حزب را در انزوا قرار دهد. به همین منظور در ماه های اخیر اعضای این حزب علی الخصوص صلاح الدین ربانی، رهبر جمعیت اسلامی کاملا از ساختار سیاسی کشور بیرون گذاشته شده است.
تضعیف قدرت سیاسی دو حزب جمعیت و جنبش دقیقا همان چیزی است که اشرف غنی و تیم وی آن را دنبال می کنند؛ به نظر می رسد تلاش های پیدا و پنهان رئیس جمهور برای بیرون راندن این دو حزب از ساختار سیاسی کشور تا حد زیادی جواب داده است.

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15989 0
دولت وحدت ملی در برابر بحران‌ها – کجای کار می‎لنگد؟ http://www.turklar.com/?p=15981 http://www.turklar.com/?p=15981#respond Fri, 16 Jun 2017 11:11:07 +0000 http://www.turklar.com/?p=15981  

 

 

 

دولت وحدت ملی در برابر بحران‌ها – کجای کار می‎لنگد؟

  • ۱۵ ژوئن ۲۰۱۷ – ۲۵ خرداد۱۳۹۶

   Image caption غنی و عبدالله _96497958_gettyimages-470799416

ادامه رویارویی معترضان و دولت در پایتخت، مانور سیاسی حزب جمعیت اسلامی برای به چالش کشیدن ارگ، در مقابل دفاع حزب اسلامی و دیگر حامیان رئیس جمهوری از موضع دولت و به تازگی هم کناره‌گیری امرالله صالح، وزیر دولت در امور اصلاحات امنیتی، سوال‌های را درباره ثبات سیاسی در حکومت وحدت ملی افغانستان و به ویژه امنیت شهروندان به‌وجود آورده است.

در این دو و نیم سالی که از عمر حکومت می‌گذرد، سومین بار است که معترضان ناراض سعی می‌کنند از دیوارهای امنیتی کاخ سپیدار و ارگ ریاست جمهوری بگذرند و با رهبران حکومت رو در رو “تسویه حساب” کنند. چنین بحران‌هایی که مرتب گریبانگیر رئیس جمهور اشرف غنی و رئیس اجرایی عبدالله عبدالله است، در سیزده سال ریاست جمهوری سلف آنها حامد کرزی پیشینه نداشته است.

مساله بنیادی این است که کجای کار در حکومت وحدت ملی که براساس توافق دو نامزد پیشتاز و به پشتیبانی محکم آمریکا به میان آمد، می‌لنگد که بسیاری را شورانده است؟ حکومتی که تقریبا از کل رای‌دهندگان انتخابات ۲۰۱۴ کشور نمایندگی می‌کند، چرا جایگاه برتر از این در افکار همگانی ندارد و آیا می‌تواند از بحران جاری چنان بگذرد که دوره‌اش را کامل کند؟

ظاهرا محرک اصلی راهپیمایان جنبش‌های تبسم، روشنایی و رستاخیز تغییر که در دست‌کم سه مورد هزاران نفر را به خیابان‌های کابل و پشت دفتر کاری رئیس جمهوری و رئیس اجرایی کشاندند، ناامنی فزاینده در کشور بوده است. در این مدت قلمروی بیشتری این کشور از اداره دولت بیرون شده و زیر تسلط طالبان درآمده است، بزرگراه‌ها ناامن‌تر شده و سطح حملات انتحاری و عملیات‌های هماهنگ شورشیان که بیشترین قربانیان آن غیرنظامیان اند، هم بالا گرفته است. تنها در دو هفته گذشته بیش از ۱۶۰ نفر کشته و نزدیک ۷۰۰ نفر در کابل زخمی شدند.

_96497615_gettyimages-461813936

در تظاهرات اخیر “رستاخیز تغییر” که به خشونت کشیده شد، معترضان تا چند قدمی کاخ سپیدار رسیدند و یکی از نزدیکان آقای عبدالله می‌گوید که وضعیت چنان تنش‌آلود بود که نیروهای حمایت قاطع ناتو پیشنهاد دادند که برای تامین امنیت رئیس جمهوری و رئیس اجرایی هر دو رهبر حکومت می توانند به مقر ناتو در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری بروند، اما آنها نپذیرفتند.

هرچند معترضان که در درگیری با پلیس ۶ کشته و ده نفر زخمی دادند و نزدیک ۲۰ مامور پلیس را هم با سنگ زخمی کردند، نتوانستند وارد محوطه کاخ سپیدار یا ارگ شوند.

راهپیمایان عصبانی که ابتدا خواهان استعفای دو رهبر حکومت وحدت ملی بودند، رفته رفته انگشت انتقاد را متوجه حنیف اتمر، مشاور بانفوذ امنیت ملی این کشور کردند و مساله برکناری او را در میان گذاشتند. جمعیت اسلامی افغانستان هم بعد از انفجار در خاکسپاری یکی از معترضان، این را به خواسته اصلی خود از رئیس جمهوری تبدیل کرده است.

اما این فشارهای اجتماعی که بیشتر در محور اصلاح‌طلبی صورت می‌گیرد، دولت را ظاهرا نگران نکرده است. دولت افغانستان می‌گوید به هر اندازه که آگاهی مردم بیشتر شود، توقعات بالا می‌رود.

از نظر آنها، باز و بسته کردن فضای سیاسی جامعه در گذشته به دست چند رهبر قومی و سیاسی محدود بود، اما حالا هر جوان تحصیل کرده می‌خواهد خود را در نقش یک رهبر آینده تبارز دهد و از این رو، مطالبات‌شان فراتر از مسایل عادی رفته و در زمینه شیوه حکومت‌داری، اصلاحات و تغییر نظام و حتی قانون اساسی تبارز می‌کند.

در واقع، زیر پوست این نارضایتی‌ها که تنها به فعالان سیاسی جوان خواهان تغییر محدود نمانده، یک بی‌اعتمادی ژرف شکل گرفته است؛ خیلی‌ها هستند که نسبت به توانایی دولت در اداره کشور، تامین عدالت، تقسیم اختیارها و مسئولیت‌ها و اولویت دادن به نیازهای مردم باور شانرا نسبت به ارگ ریاست جمهوری از دست داده اند.

به ویژه که دست کم دو سال است دوره کاری پارلمان افغانستان پایان یافته و دولت نتوانسته انتخابات دیگری برگزار کند، ده وزارت از میان ۲۷ وزارتخانه افغانستان وزیر ندارد و زیر نظر افراد سرپرست اداره می‌شود، معاون اول ریاست جمهوری در ترکیه عملا تبعید شده، وزیر خارجه در سفرهای خارجی حضور ندارد و رابطه رئیس جمهوری با رئیس اجرایی هم هرازگاهی پرسر و صدا می‌شود.

چند وزیر کابینه که با بی‌بی‌سی صحبت کرده‌اند به شرط افشا نشدن نام‌شان از روش موشکافانه و خرده مدیریتی رئیس جمهور اشرف غنی در پیشبرد امور کار آنها شکایت دارند.

یکی از این وزیران می‌گوید که او حتی اجازه نمی‌یابد به صورت کافی درباره برنامه‌های وزارتش در جلسات رئیس جمهوری صحبت کند و این دستیاران و همکاران ارگ است که برای آنها در امور وزارت خط و نشان می‌کشند.

انتقاد جنجالی به متمرکز کردن قدرت در کاخ ریاست جمهوری و ایجاد ده کمیسیون زیر نظر رئیس جمهوری در ارگ است که بر کل امور دستگاه اجرایی کشور نظارت دارد و بیشتر مدیران آن هم از نزدیکان رئیس جمهوری است.

_96497612_zia_saleh_dostum

این است که بسیاری از مهره‌های درشت‌های دولت که قدرت بسیج همگانی و توان مانور سیاسی را دارند، کم کم خود را با اقتدار بی‌ربط دانسته، از بدنه اصلی نهاد دولت به حاشیه رفته اند.

اول ژنرال عبدالرشید دوستم، معاون نخست رئیس جمهوری، آشکارا صلاحیت خود را از دست داد، به انزوا رفت، حبس خانگی شد و اکنون هم هفته ها است در ترکیه ظاهرا تبعید شده است.

سپس هم احمد ضیاء مسعود، نماینده پیشین رئیس جمهوری و دیگر حامی اشرف غنی بدون اینکه به خودش اطلاع داده شود، خبر برکناری خود را از رسانه ها شنید. در پی آن، اختیارات صلاح الدین ربانی، وزیر خارجه و رئیس حزب جمعیت اسلامی رفته رفته محدود شد، چنان که در بسیاری سفرهای خارجی رئیس جمهوری او غایب اصلی بود و در تازه‌ترین مورد هم امرالله صالح وزیر دولت در امور اصلاحات امنیتی بدون آنکه رسما استعفای خود را روی میز رئیس جمهوری بگذارد، از طریق فیسبوک اعلام کرد که دیگر با اشرف غنی کار نمی‌کند.

داوود ناجی از رهبران جنبش روشنایی که یکی از این تظاهرات را علیه اشرف غنی رهبری ‌کرد، می‌گوید: “عامل اصلی بحران این است که غنی به واقعیت‌های جامعه توجه ندارد و فکر می‌کند که بر واقعیت‌ها غالب می‌شود. او توهم زده است. یک سری ایده ها دارد. یک رشته باورهای کاذب به ایده‌ها و توانایی‌های خود دارد که او را دچار توهم کرده است.”

آقای ناجی می‌افزاید: “غنی به فکر گذاشتن میراثی است که مردم به او افتخار کند. اما در سیاست معجزه نمی‌شود. سیاست، بازی با واقعیت‌های موجود است.”

اشرف غنی در مدتی که زمام امور کشور را به دست گرفته حمایت‌ طیف‌های گوناگون سیاسی را از دست داده است، کسانی که به صورت سنتی در سه دهه تحولات سیاسی این کشور صاحب جایگاه و پایگاه‌ وسیع مردمی بوده‌اند.

بسیاری از افراد نزدیک به رئیس جمهوری غنی که با ما صحبت کرده‌اند تا اینجا با آقای ناجی موافقند که رئیس جمهوری در پی گذاشتن میراثی به مردم افغانستان است که همه را شگفت زده کند، اما به باور آنها این امر، شدنی است و از شیوه سنتی مدیریت افغانستان کاملا متفاوت است. به گفته آنها نابلدی با این شیوه کار که برای افغانستان مدرن حیاتی است، خیلی از اربابان قدرت را شورانده است.

شاه حسین مرتضوی، سخنگوی رئیس جمهوری، می‌گوید: “رئیس جمهور غنی روزی که حکومت را به دست می گیرد، ۴۰۰ میلیون دلار کسری بودجه داریم. بیش از ۱۰۰ هزار نیروی خارجی افغانستان را ترک کرده و از صدها هزار قراردادی که پول‌های بادآورده می‌آورد، دیگر خبری نیست. در سیزده سال گذشته از نهادسازی خبری نیست. غنی می‌خواهد حکومتی به میراث بگذارد که به افراد وابسته نباشد. ما نهادها را می‌سازیم که هر کس جایگزین شود، کار برایش دشوار نباشد. نهادها ساخته شود که امور کشور به راحتی پیش برود.”

_96497617_gettyimages-678435650

افغانستان کشوری است که رهبران جهادی، سیاستمداران بانفوذ، گروه‌های نزدیک به اسلام‌گراهای افراطی و حلقات ثروتمند بقای خود را در داشتن رابطه و سهم در دولت تعبیر می‌کنند. برای نزدیکان آقای غنی تلاش‌های جاری به معنای گذاشتن یک بنیاد نو برای متحول کردن افغانستان گرفتار در خم و پیچ ارباب رعیتی و زیر سلطه سنت‌گراها به یک دولت – ملت مدرن با رهبری جدید است. منتقدان اما بیم دارند که این بهانه‌ای باشد برای تک قومی کردن رهبری سیاسی در افغانستان.

داوود ناجی می‌گوید: “اشرف غنی در افغانستان از یک نگاه نمایندگی می‌کند که به کرات شکست خورده است. نگاه او تک قومی کردن است. غلبه یک قوم بر کل سیاست و اداره افغانستان. این سیاست در دوره طالبان و خلقی‌ها و دیگران شکست خورد. ببینید به استخدام‌ها، به کنفرانس‌های بین‌المللی که همواره چهره پشتونی از کشور ارائه داده می شود. ترکیب ریاست دفتر خودش را ببینید. او به کس دیگر غیر از پشتون‌ها اعتماد نمی‌کند.”

آقای غنی خود هم از همین انتقادها بی‌خبر نیست. همین دو روز پیش در نشستی با دانشگاهیان افغانستان چنین پاسخ داد: “من به هیچ حزب، قوم، سمت و زبان تعلق ندارم. بلکه مسلمان و افغان هستم. به مساوات مرد و زن متعهد می‌باشم و نهاد ریاست جمهوری جای وصل است نه فصل.”

و یک بار هم یکی از مشاورانش به بی‌بی‌سی گفت: “او به ما می‌گوید بگذارید مردم امروز به من صدهزار فحش و ناسزا بگوید، اما صد سال دیگر افغان‌ها متوجه خواهند شد که من چه خدمتی به این کشور کرده‌ام.”

آقای مرتضوی این بحث را بیشتر باز می کند: “اقداماتی که حکومت در دو سال و نیم با تمام چالش‌هایش انجام داده است، در صد سال اخیر افغانستان بی سابقه بوده: ما دیگر به مرز پاکستان وابسته نیستیم. برای اولین بار آب‌های خود را مدیریت می کنیم. در انرژی به خود کفایی می‌رسیدم. ۲۹ سد زیر کار است. فضای که حالا به وجود آمده در هیچ دوره افغانستان نبوده که در یک هفته رئیس جمهوری سه هزار شهروند را در ارگ ملاقات کند.”

سخنگوی ریاست جمهوری مساله انحصار قدرت در دست رئیس جمهوری را هم رد می کند و به روش مشورتی کار در شوراهای امنیت ملی، عالی اقتصاد، شهری و مهاجرین در ارگ اشاره می کند که اعضای آن مشخص است و تصمیم گیری ها در نتیجه بحث و تبادل نظر است.

حق نشر عکس Getty Images

از سویی هم، آقای غنی اقدامات حساسیت برانگیز فراوانی در این مدت به امید دست یافتن به صلح انجام داده است که قوام دولتش را با چالش رو برو کرده است. بازگرداندن یکی از جنجالی ترین چهره‌های سیاسی افغانستان پس از چهار دهه اخیر به کابل، برای او بی تاوان نبوده است. گلبدین حکمتیار که ابتدا علیه شوروی سابق جنگید، بعدا درگیر جنگ داخلی در کابل شد که به قتل هزاران نفر متهم شد. رهبری که دوستان و دشمنان پر و پاقرصی دارد.

اما او در تحولات اخیر که دولت غنی زیر فشار فزاینده بود، نشان داد که بخشی از تلاش‌های رئیس جمهور غنی را با حمایت از موضع‌گیری او در قبال معترضان خیابان‌های کابل تلافی کرده. هرچند حتی همین تصمیم به حساسیت‌های بیشتر سیاسی میان رقیبان پیشینش دامن زده است.

شاه حسین مرتضوی، سخنگوی رئیس جمهوری می‌گوید: “ما باید میدان رقابت و مشارکت را در صحنه سیاسی وسیع بسازیم. جریانهای سیاسی ظرفیت و تحمل دیدگاه‌های متفاوت را داشته باشند. رئیس جمهور غنی بر اساس آرای مردم انجام وظیفه می‌کند و وابستگی به هیچ یک از جریان‌ها ندارد. حزب سیاسی هم ندارد. اما به حیث رئیس جمهوری کشور در چهارچوب قانون مجال و فرصت را با وسیع ساختن فضای سیاسی برای همه فراهم می‌کند. در پایان این مردم هستند که تصمیم می‌گیرند که از برنامه کدام حزب حمایت و استقبال می‌کنند. احزاب مقبولیت خود را در آیینه قضاوت مردم ببینند. احزاب سیاسی کشور با نهادینه کردن فرهنگ مشارکتی و انتخاباتی در جریان‌های سیاسی خود الگو و تهداب خوبی را در سطوح دیگر به جا بگذارند.”

در پی این چانه‌زنی‌ها و زورآزمایی‌های سیاسی و از سوی هم پیچیدگی کار در حکومت وحدت ملی که برای افغانستان کاملا بی‌سابقه است، خیلی‌ها را در یک بی‌سرنوشتی قرار داده است. شهروند کابل بیم دارند که اوضاع دوباره به هم نخورد. هزاران افغان که توانایی داشته‌اند کشور را ترک کرده اند. امنیت بدتر شده و بیش از ۲۰ گروه افراطگرای اسلامگرا با نفوذ در این کشور درگیر جنگ اند. هرچند تاکنون نتوانسته اند هیچ ولایتی از کشور را تسخیر و برای مدت طولانی کنترل کنند.

ناامیدی و بی سرنوشتی همچنان بر فضای پایتخت افغانستان چیره است و ناظران بین المللی از کوتاهی دولت در برآوردن کردن تعهداتی که به مردم و جامعه جهانی داده‌اند، لب به انتقاد می‌گشایند. به ویژه که سه قول مهم دولت همچنان برآورده نشده: توزیع شناسنامه‌های الکترونیک، اصلاحات بنیادی در سامانه انتخابات و برگزاری لویه جرگه تعدیل قانون اساسی.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption رهبران حکومت وحدت ملی

گروه بین‌المللی بحران همین دو ماه پیش هشدار داد که ادامه اختلاف‌های غنی و عبدالله ثبات افغانستان را متزلزل کرده و نوشت که با گذشت دو و نیم سال از تشکیل حکومت وحدت ملی، آینده‌ا‌ی این حکومت و در سطح بزرگتر ثبات سیاسی افغانستان همچنان متزلزل است.

ارگ ریاست جمهوری هم انکار نمی‌کند که چالش‌های جدی در برابر آنها وجود ندارد. آقای مرتضوی می‌گوید:” فساد اداری، اقتصاد جرمی، ناامنی و تجارت بحران چالش کلان حکومت است.”

منتقدان آقای غنی تا اینجا با ارگ هم نظر اند اما می افزایند که هیچ چیزی چالش بزرگتر از “تک‌قومی” کردن سیاست و اداره در افغانستان و تغذیه فضای بی اعتمادی سیاسی نیست، امری که به گفته آنها می تواند کشور را تا مرز جنگ داخلی و فروپاشی از درون پیش ببرد.

حالا به نظر می‌رسد که کشمکش سیاسی در افغانستان همچنان زیر نگین جامعه جهانی و آمریکا ادامه پیدا کند. جمعیت اسلامی که خود را شریک دولت می‌بیند، دشوار است به خروج از دولت تصمیم بگیرد چه رسد که دست به اسلحه ببرد.

ارگ ریاست جمهوری هم ظاهرا میلی به روی دست گرفتن اقدامات حساسیت برانگیز بیشتر ندارد. حضور معترضان رفته رفته کمرنگ شده و جایگاه دولت دست کم در این مرحله خیلی متزلزل به نظر نمی‌آید.

باآنهم، هیچ ضمانتی نیست که ادامه این سیاست‌ها، بار دیگر مردم را علیه ارگ تحریک نکند. اما زیانی که متوجه افغانستان شده این است که دولت اکنون در چند جبهه درگیر شده و توانایی اش برای عرضه خدمات اساسی به مردم افغانستان به شدت تضعیف شده است.

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15981 0
سقوط دولت ” وحدت ملی ” پروژهٔ آمریکا ست http://www.turklar.com/?p=15979 http://www.turklar.com/?p=15979#respond Fri, 16 Jun 2017 10:55:03 +0000 http://www.turklar.com/?p=15979  

 

 

 

سقوط دولت ” وحدت ملی ” پروژهٔ آمریکا ست

مجتمع نظامی ـ صنعتی که جناح حاکم در امپراطوری زور، کشتار و جنگ ایالات متحده ای آمریکا میباشد ، برای اخراج از بحران ساختاری که از دها سال بدین سودامنگیرش است – وهمانند یک پیر سالخورده با قلب مملو ازنفرت در انتظار مرگش میباشد – ، چاره ای دیگری جز ادامهٔ جنگ از طریق پایگاههای نظامی ، اجیران بومی منطقوی وفرا منطقوی اش در قالب گلبدین ، طالب ،داعش ، دولت ع وغ  دولت پاکستان وجناح های مختلف خریده شده ای چون ایشچی وهمسال شان  وبلاخره تمام قدرت در حال سقوط خود ندارد . جنگ بعنوان یگانه راه برای غارت منابع سر شار کشورهای جهان وکشور ما (که بلاتر از هزارها ملیارد تخمین شده) ، انتقال جنگ به آسیای میانه وکشور های چین وروسیه – دو رقیب سر سخت وپر قدرت آمریکا در جهان ومنطقه -، وبلاخره تحت کنترول آوردن ذخائر نفت وعناصرکمیاب جهان ومنطقه ، تعیین شده است. این سیاست ناشی از خصلت ذاتی دوران زوال سرمایه ٔ انحصاری بوده، که اگر جلواش گرفته نشود، سبب نابودی بشریت وکرهٔ خاکی ما خواهد شد که چطور ؟ بحثش در جای دیگر.

ولی در کشور ما برای به قدرت رساندن جناحهای جنگ طلب ، راستگرا ، امت گرا وفاشیست نوع طالب ، داعش ، گلبدین ، ایشچی وغیره… دولت را باید ماهرانه با دموکراسی فورمالش بطرف سقوط سوق دهد . برای انجام این کار باید ذهنیت ها را در تمام ابعادش آماده سازند.

۱ –  درسطح جهانی ویاخارج کشوری ، گروپ را سرو سامان داده اند که از طریق تلویزیون آریانای جناب مسکینیار، بی کفایت بودن دولت را هر روز در ذهن مردم نقش ببندند . این شیوه رااز نظر روانی فرمینگ یا چوکات سازی گویند که ذهن شنونده گانرا در این چوکات شیطانی محاصره نموده تا همه مردم آماده ای پذیرش آن شده وخواهان تغییر رژیم شوند ، زلمی خلیل زاد با وحید الله وحید و سنای آمریکا نیز با انتقاد از دولت داخل میدان شده ، طرح دولت مؤقت را تبلیغات و رسانه ای کردنند.

۲ – در داخل کشور دشمن شروع به تفرقه اندازی قومی نموده ، نوکران خود را در اشکال مختلف داخل رسانه ها نمودند تا کشور را از یک طرف مصروف جدائی طلبی ، بی اعتمادی وجنگ های قومی ساخته واز سوی دیگر                  احزاب را که صد فیصد نوکری نمیکنند یا تابع بلا قید وشرط خود سازند یا به پارچه ها تقسیم شان کنند. داستان حزب جدیدایشچی وجدائی ازدوستم یکی از این نمونه هاست.این پروسه به شدت درتمام ابعاد جامعه در جریان میباشد .طبعأ قومی ساختن ویا شدن جنبش ها به صورت آگاهانه یعنی برنامه ریزی شده ، جز ازاین پروژه بوده و یا نا آگاهانه در خدمت این پروژهٔ پنتاگون سمت داده میشوند.  که امید وارم مسؤلین جنبش های مردمی به این نقطه توجه نمایند .

۳ – خوب ذهنیت سازیها در داخل وخارج هنوز در جریان است . پس ابزار سقوط دولت باید آماده شوند . این ابزار چیست ؟

آمدن گلبدین در صحنه ای سیاسی کشور یکی از ابزار هاست .او معتقد به امت است ، راست افراطی ، نوکر وفادا،جلاد کابل وقاتل هزاران وطنپرست روشنفکر وسرکوب گر جنبش های مردمی بوده ، کارهای استخباراتی را بلد میباشد.پس یک فیگور خوب برای انتقال جنگ در آسیای میانه ، حاکمیت راست افراطی در کشور وسرکوبگر هر نوع جنبش مقاومت است. اینکه منفورترین انسان در بین مردم است،تعیین کننده نبوده اما عمده است که خدارا شکر که چانس برد موجود است .

ناامن ساختن اوضاع در پایتخت . با آمدن گلبدین در صحنه همانطور که بار ها اشاره کردم اوضاع به وخامت کشانده شده وذهنیت ها باز چوکات سازی میشوند تا همه آهسته آهسته از نظر فکری آماده ای پذیرش این وخامت اوضاع شوند. انفجار چارشنبه ده جوزادر چهار راهی زنبق، تدارک برای عصیان مردم پس ازبه شوک آوردن آنها بود که همینطور هم شد . عصیان برای چه ؟ علیه دولت مزدور وتا مغزاستخوان غرق در فساد . مردم دست به تظاهرات زدند ، تظاهرات توسط عمال دولت ویا جناح های جدا شده از دولت ویا عمال خود طراحان پروژه ،  که همه جز لاینفک مدیریت آن یعنی رژیم چنج هستند ، به کج راه کشانده شده توسط نیروهای امنیتی به گلوله بسته شد،  که سبب شهادت تعداد از هموطنان ما شد . روح شان شاد .اعتراضات در داخل وخارج ادامه پیداکرد وهمه طرفدار تغیرشدند وجنبش در خیمه ها ادامه دارد.بهار عرب را همه بخاطر دارید که سرنوشتش چه شد.؟؟؟ دشمن بدینترتیب ذهنیت ها را آماده ای تغیر ساخته وحالا باید ابزار دیگر را داخل رسانه ها کنند.

گلبدین را آورند . حالا نوبت طالبا ن است . لطفأ این ویدو را ببینید

زنده گی تحت حاکمیت طالبان در هلمند .برای آماده ساختن ذهنیت برای پذیرش طالبان

تا رسانه ها ی خود فروخته چطور طالبانرا در حالیکه مردم در شوک ده جوزا وادامه اش هستند، برای پذیرش آنها از طرف مردم رسانه ئی میسازند. در قبال این تبلیغات ، هر روز صد تا دو صد طالب از طریق چها ر آسیاب داخل کابل میشوند وهزاران طالب دگربنام عضو حزب گلبدین از پاکستان داخل کشور شده جابجامیشوند . قرار گفته ای یکی از کارمندان پایگاه نظامی امریکا در بگرام، ۸۰۰۰ زندانی بنام طالب در بهترین شرائط درآن زندانهای نامنهاد زنده گی میکنند که همه برای نارامیها وتمام جنایات از آنجا مدیریت شده که یقینأ در تمام انفجارات وکشتار های بعدی تا رژیم چنج وبعد از آن  نقش بازی خواهند کرد. افراد داعش منطقه ای توره بوره را تحت کنترول آورده وتلاش در آن است تا با مجهز ساختن آنها توسط هلیکوپتر های شب پرواز راه کابل جلال آباد را تحت کنترول آورده وکابل را از چهار طرف در محاصره کشیده ، با یک حمله ای تنظیم شده از بیرون وداخل ، نظام رابااعلان حالت اضطراری ، دولت مؤقت را عملی کنند ویا توسط کودتای قدرت را به ائتلاف داعش ، طالب ، گلبدین ، ایشچی ودیگر خود فروخته های جهادی تسلیم ومراحل استراتژیک بعدی را در عمل پیاده کنند.

دولت فعلأ جزء از پروژه ای رژیم چنج بوده در مدیریت آن شامل است ، که از یکطرف زمینه را برای آمدن برادران طالب وشرکاء آماده ساخته واز سوی دیگر جنبش رستاخیز مقاومت را به کجراه کشانده وبا بهار عربی ساختنش آنرا طولانی مدت از نفس انداخته، بد نام ساخته ، بلاخره سرکوبش کند.که همین اکنون یکتعداد خیمه ها که زیادتر به خیمه های عروسی میمانند واز طرف احزاب بد نام تمویل میشود بیانگر این حقیقت تلخ است . اینکه چه برنامه های دیگری در راه است ، جریان تکامل اوضاع آنرا روشن خواهد کرد.

نتیجه گیری:                                                                                    

۱ – مجتمع نظامی – صنعتی ، جناح حاکم قدرت در آمریکا است که با همقطارانشان در سطح جهان مشترک المنافع عمل میکنند. ناتوی عربی وناتوی اروپای شرقی ، نمونه های این حاکمیت میباشد.

۲ – دولت” وحدت ملی ” ع وغ دوران کارائی اش ختم است . چون نمیتواند اهداف استراتژیک مجتمع نظامی – صنعتی آمریکا را برآورده سازد.

۳ – تغییر رژیم یعنی از بین بردن دولت ع وغ با دموکراسی فورمالش و بقدرت رساندن راست افراطی معتقد به امت ودیکتاتوری مطلق ترکیبی در راه است. عدم درک این استراتژی دشمن ، تباه کن ونابود کننده خواهد بود .

دولت خود جزٔ از مدیریت این پروژه میباشد. – ۴

۵ – براه انداختن ، سؤ استفاده ، سرکوب وبکجراه کشاندن جنبش های بر حق مردمی جز از این پلانها میباشد .

امید وارم هموطنان من را بکفر نگیرند که گویا همه جنبش ها چنین اند . خیزشها را باید چند بعدی مورد مطالعه ای علمی  سیاسی قرار داد. باید بر احساسات غلیه نموده ودشمن حیله گر ونیرنگ باز را در هر چهره اش بشناسیم تا دچار اشتباهات جبران ناپذیر بهار های عربی ، اوکراینی وغیره نشویم .

حالا چاره چیست .؟ من فقط دیدگاه ام را مینویسم ، آنچه بدرد بخور است استفاده کنید ، اصلاح کنید ، تکمیل کنید ، کمک کنید تا راه باز گردد .

یک تذکر وخواهش : نقد وانتقاد بارش منفی است واز نظر عصبی – روانی – حیاتی  پذیرای ساختارهای طبیعی دماغی ما نبوده تأثیراتش منفی است . پس کوشش کنید تا شیوه ای اصلاح ، تکمیل وکمک را پیشه گیرید.

پس چه تاکتیک واستراتژی را جنبشها انتخاب کنند ویا طرح کنند تا بتوانند روزنه ای امید باز شده وافق دلگرم کننده ای کشور را در آغوش گرمش نوازش داده ، صلح واتحاد بر جنگ ونفاق غالب شود.؟؟؟

جواب ساده ای نیست . ولی خوب کوه هم سرش راه دارد.

به اعتقاد من جنبش رستاخیز تغییر مراحل استراتژیک خود را در ده  مرحله بلی ۱۰مرحله طی خواهد کرد که مطابق هر مرحله تاکتیک هایش باید تدوین شود.ما به یک جنبش علمی – اجتماعی وسیاسی سرتا سری ضرورت داریم ، که در ابعاد مختلف کار طولانی ، دوامدار وحرفوی لازم دارد. کشور ما جز از مقاومت جهانی ودر خط اول دفاع از آزادی ، استقلال وعدالت علیه غرب جنگ طلب  قرار دارد. جنبش باید برای پیروزی کادر های حرفوی وورزیده ای خود را متشکل ساخته ودر تمام ابعاد زنده گی ، دشمن را به چالش گرفته ،از تمام اشکال مبارزه استفاده نموده ومطابق توان وقدرت تکامل جنبش مراحل استراتژیک خود را به سوی پیروزی باز کند. اگر طالع داشتیم وجنبش توانست خود را متشکل وقوی سازد که بتواند در انتخابات – در صورتیکه هنوز این دموکراسی فورمال وجود داشته باشد- شرکت نموده واز راه ورسم آمریکای لاتین استفاده کند ،یک امید است. به هر حال بدون داشتن یک جبهه ٔ صلح واتحاد ملی بعنوان یک تشکل آگاه ، علمی واجتماعی ، مشکل خواهد بود جنبش ومردم را در مسیر درست هدایت نمود . پس اولین شعار جنبش رستایز مقاومت باید دوری از هر نوع قوم پرستی بوده و تدارک تشکل جبهه ای سرتاسری ملی ، صلح واتحاد را پیشه ساخته در جهت بنیان آن تلاش نماید.

« جنبش رستاخیز تغییر »را همگانی وملی سازید . پیروزی از آن مردم برای آزادی ، استقلال وعدالت است.

Aus dem Sputnik Artikel

ختم

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15979 0
غنی- اتمر از انتحاری های ارزان و ملیشه های حکمتیار مغرور شده است http://www.turklar.com/?p=15975 http://www.turklar.com/?p=15975#respond Thu, 15 Jun 2017 17:21:04 +0000 http://www.turklar.com/?p=15975  

 

 

 

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه

غنی- اتمر از انتحاری های ارزان و ملیشه های حکمتیار مغرور شده است

غنی- اتمر، در زورازمایی برای قدرت گستری در برابر ستون های دیگر قدرت مشارکتی ( جنبش، وحدت و جمیعت) نسبت به هر زمان دیگر مجهز تر و مسلح تر است. ارگ، برعلاوه حمایت آشکار امریکا و افراطیون تبارگرا، با جنگ ابزار هراس آور «انتحاری ارزان» و تمام نیروهای مسلح و غیر مسلح حکمتیارمجهز شده است. پیشدستی در حمله به مردم درکابل، از همین منبع قدرت آب می خورد. آیا ارگ، آینده را همین گونه شفاف و بی دردسر برای خودش تصویر کرده است؟
ائتلاف دکتاتوری جدید از آینده تصویر درهم و برهمی دارد. دلیلش این است که قدرت اطلاع رسانی در دست مردم است؛ عموم مردم مسلح اند؛ بخش زیادی از مردم، از نفس قضایا آگاه اند؛ نسل بالنده امروز یک چالش بزرگ است؛ یک دست سازی جابرانه نظام درتوان تیم ارگ نیست؛ حمایت جامعه جهانی، مشروط است؛ و بازیگران منطقه ای وارد صحنه اند. ائتلاف ارگ، چانس ضعیفی برای بازسازی رؤیا های قدرت انحصاری دراختیار دارد. احتمال واژونه شدن کل ماجرا قوی تر است. این وضع فریبنده است.
]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15975 0
گوترش بسیار در لفافه صحبت می کند http://www.turklar.com/?p=15972 http://www.turklar.com/?p=15972#respond Thu, 15 Jun 2017 17:18:21 +0000 http://www.turklar.com/?p=15972  

 

گوترش بسیار در لفافه صحبت می کند

انتونیو گوترش، در دیدارش به حیث دبیر کل سازمان ملل متحد از افغانستان، به یک اردوگاه بیجا شدگان داخلی در شرق کابل رفت و با شماری از بیجا شد‌گان دیدار و گفتگو نمود. گوترش تاکید می ورزد که جامعه بین المللی نباید مردم افغانستان را تنها رها کند و جهان باید کمک‌های بشر دوستانه اش را به مردم افغانستان ادامه دهد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، صادق باقری، استاد دانشگاه در گفتگو با “همگام” درخصوص سفر بلندپایه ترین مقام سازمان ملل متحد به کابل و هشدار به کشورهای حامی هراس افکنی گفت: در شرایط فعلی که ناامنی ها به کشور بازگشت کرده و قلمرو جنگ افزایش یافته است از عواملی است که باعث شده دبیر کل سازمان ملل متحد شخصا در افغانستان حضور یابد و طرح دقیق تری از وضعیت را برای گزارش دهی به مجمع عمومی این سازمان تهیه کند.

باقری می گوید: یکی از دلایل سفر گوترش به کابل، نظارت دقیق تر و بررسی نزدیک در روند کاری نمایندگی سازمان ملل در افغانستان است. نمایندگی سازمان ملل در موضوع بازسازی افغانستان و توانمند سازی دولت نقش مشورتی مهم دارد اما اخیرا شاهد بوده ایم که حکومت از عملکرد این سازمان ناراضی است و این ادعا وجود دارد که در نمایندگی این سازمان به شکلی وقت کشی وجود دارد و احتمالا از فرصت ها استفاده بهینه نمی کند.

این استاد دانشگاه می افزاید: چندی قبل نیز، در همین خصوص نماینده خاص دبیرکل سازمان ملل به افغانستان آمد و با مقامات عالی رتبه دولت از تحقیق استراتژیک درخصوص نمایندگی سازمان ملل خبر دارد تا برای مشکلات، اصلاحاتی صورت بگیرد.

دبیر کل سازمان ملل در یک نشست، به کشورهای حامی هراس افکنی هشدار داد و بیان کرد که این حمایت به ضرر آن کشورها تمام خواهد شد اما از کشور مشخصی نام نگرفت.

باقری در اینباره معتقد است: سیاست مقامات سازمان ملل این است که موضع گیری مستقیم علیه یک دولت مشخص گرفته نشود چرا که ممکن است سبب بروز حساسیت شود و در لفافه صحبت می کند اما در شرایط فعلی و مخصوصا در یک سال اخیر برای تمام کشورها و آقای دبیر کل کاملا محرز شده است که دولت پاکستان بی پرده و مستقیم از جریان های تروریستی در افغانستان حمایت می کند و تردید وجود ندارد که مصداق روشن این کشور ها و روی صحبت دولت پاکستان باشد.

وی، درخصوص اینکه هشدارهای دبیر کل سازمان ملل به کشورهای حامی هراس افکنی چقدر جدی است اظهار می کند: دبیر کل سازمان ملل شخصا صلاحیتی بیشتر از این ندارد و به عنوان یک شخص مصالحه، مشورت و هشدار می دهد و نهایتا اگر یک شخص واقعا فعال و موثر باشد به شکل میانجی نقش خود را بازی می کند و لی آنچه مهم است این است که در این موضوعات را در مجمع عمومی سازمان ملل و یا در شورای امنیت این سازمان منعکس کند.

این استاد دانشگاه، درخصوص اشاره گوترش به تصویب رساندن اصلاحات در راهبرد مبارزه با هراس افکنی می گوید: این موضوع تنها از سوی دبیر کل مطرح نشده است و دیدگاهی است که با توجه به طولانی شدن جنگ مطرح شده چرا که برای همه اثبات شده است جنگ فعلی تنها با نبرد پایان نمی یابد و باید از دولت های منطقه و قدرت های دخیل در ایجاد یک فضای مشارکتی برای خاتمه بحران استفاده شود.
باقری، درباره اعمال فشار بر پاکستان از سوی سازمان ملل متحد بیان می کند: بدون اعمال فشار، کاهش حمایت از حامیان تروریزم ممکن نیست اما مکانیزم اعمال فشار در سازمان ملل بسیار پیچیده است و اینطور نیست که اقدامات قهری و جبری مستقیما علیه یک دولت انجام بشود. اگر موضوع کشورهای حامی هراس افکنی در آجندای شورای امنیت سازمان ملل مطرح شود، احتمال می رود که یک اجماع بین المللی در اینباره بوجود بیاید و به این سمت و سو ها حرکت شود و اگر تنها قضیه در مجمع عمومی سازمان مطرح گردد، ممکن است که قطعنامه ای در جهت حل مساله صادر شود اما برخورد جدی تر تنها در شکل اول و در صورت مطرح شدن گزارش در شورای امنیت سازمان ملل صورت می گیرد.
وی می افزاید:با سفر دبیر کل سازمان ملل متحد زمینه های امیدواری بوجود آمده است چرا که در گذشته پاکستان با یک سری فرافکنی ها نمی پذیرفت که نقش حامی نیروهای شورشی را دارد اما اکنون مستندات کافی برای اثبات این قضیه وجود دارد که نشان بدهد اگر این کشور دست از حمایت از هراس افکنی بردارد، در تامین ثبات در کشورها تغییرات مشهودی بوجود می آید.

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15972 0
جامعه جهانی افرادی فاسد را در حکومت گماشته است http://www.turklar.com/?p=15970 http://www.turklar.com/?p=15970#respond Thu, 15 Jun 2017 17:14:47 +0000 http://www.turklar.com/?p=15970  

 

 

 

جامعه جهانی افرادی فاسد را در حکومت گماشته است

معاون مالی و فنی وزارت دفاع ملی می گوید که آمریکا به کمک هایش به نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ادامه خواهد داد اما این کمک ها وابسته به چگونگی مبارزه دولت با فساد است. اگر افغانستان با فساد مبارزه نکند، جامعه جهانی کمک هایش را به نیروهای امنیتی افغانستان، قطع خواهد کرد. در همین حال، این مقام وارت دفاع ملی می گوید که آمریکا تعهد سپرده است که به افغانستان به شکل بیشتری کمک کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان، (afghanpaper)، نادر بلوچ عضو مجلس سنا و آگاه امور سیاسی در برنامه محور با اشاره به اوضاع امنیتی گفت: یگانه مشکلی که در نظام افغانستان، نه در نیروهای امنیتی کشور، نظام افغانستان را زیر سوال برد و فاصله ای که بین مردم و حکومت، ایجاد کرد، نبود حکومت داری خوب و فساد گسترده ای است که در سطح بالایی به یک رسم و رواج و یک فرهنگ در نیروهای امنیتی و نیروهای ملکی وزارتخانه ها شده و مبارزه در این راستا بسیار بر سران حکومت وحدت ملی که خودشان، آغشته به خودخواهی ها و جاه طلبی ها و نفاق افکنی هستند، می باشد. فکر نمی کنم که به سادگی حاضر شدن در یک کنفرانس مطبوعاتی و یا حاضر شدن در صفحه رسانه ها در یک کلمه بگوییم که این مشکل را حل می کنیم. اکثر اقداماتی که صورت گرفته بسیاری از آنها تشریفاتی است. کسانی که فساد کرده اند و جنایت نموده اند، کسانی هستند که امروز نیروهای امنیتی کشور ما را زیر سوال برده اند و هنوز حاکم هستند و به همان پیشه خود ادامه می دهند. اما افراد اصلی و افرادی که مسوولیت این کارها را به عهده دارند آنها هیچ کدامشان زیر سوال نرفته اند. یک تعداد افرادی که نقش زیادی در مساله فساد در حکومت ندارند به محاکمه کشیده می شوند و از آنها سوال می شود.

وی، در خصوص وجود فساد در بخش های مختلف و مهم کشور بیان داشت: امروز ما باید وزارت داخله و دفاع را ببینیم. امروز فساد در نهادهای امنیتی از آنجا سرچشمه می گیردو وضعیت را به اینجا کشانده است. و تا زمانی که اراده قوی در سران حکومت وحدت ملی موجود نباشد، حاکمیت قانون جانگیرد و کسانی که اختلاس کردند و دوسیه های کلان دارند و هنوز در رسانه ها حاضر می شود و حکومت را و مردم افغانستان را زیر سوال می برند هنوز ادعا و اظهار خود را بر مردم افغانستان می اندازند تا آنها به ارگان های عدلی و قضایی معرفی نشوند و از آنها بازپرس قوی نشود، هیچ وقت ما این توانایی را نداریم که مبارزه با فساد را به این سادگی و با اظهار کردن یک حرف و دو حرف در سالی یک بار یا دوبار در رابطه با این مساله صحبت کردن، این پدیده ننگین و شوم را که به یک فرهنگ در ارگان های ملکی و نظامی مبدل شده از بین ببریم.

بلوچ، معتقد است، جامعه جهانی، عمدا افراد فاسد را در نهادهای مهم در افغانستان گماشته است تا بتواند به راحتی برنامه های خود را توسط آنها به پیش برد و گفت: امروز کسانی در دستگاه حکومت کار می کنند، که جامعه جهانی بر آنها سرمایه گذاری کرده است و از قوت و حمایت جامعه جهانی آنها نه به قوه عدلی و قضایی افغانستان پاسخگو هستند و نه به سران حکومت وحدت ملی افغانستان و این توانایی در وجود نیروهای عدلی و قضایی و سران حکومت وحدت ملی نیست، که از آنها بازخواست کند، چرا که اگر دولت افغانستان تصمیم بگیرد که آنها را به میز محاکمه بکشاند، بسیاری از سفارت ها هستند که از این افراد حمایت می کنند و بسیاری از سفارت ها هستند که فشارهای سیاسی بر حکومت می آورند.

وی در اخیر گفت: اگر وضعیت فساد به همین منوال ادامه پیدا کند، سران حکومت در انزوا قرار می گیرند و ملت افغانستان از آنها فاصله می گیرند. جامعه جهانی هم در ظاهر است که می گوید برای مبارزه با فساد کمک خواهد کرد. وجود فساد در افغانستان برای آنها مافع کلانی را به دنبال دارد. برای همین آنهاخود هم زمینه های وجود آن را می چینند.

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15970 0
غنی ، غنی تر شد و فقیر فقیرتر! http://www.turklar.com/?p=15967 http://www.turklar.com/?p=15967#respond Sat, 10 Jun 2017 19:02:25 +0000 http://www.turklar.com/?p=15967  

 

 

عبدالو کیل کوچی

 

غنی ، غنی تر شد و فقیر فقیرتر!

خود را غنی کردی ، وطن را فقیر

ننگ به  حال   بد ت ای  مـرد پیر

 قبل از همه به بازمانده گان حادثه خونین روزچهارشنبه شهر کابل تسلیت گفته برای مجروحین آن سلامتی آرزو نموده وبه ملت هردم شهید ما ، بمنظور مقابله با هرگونه دسایس داخلی وخارجی و حملات خونین دشمنان افغانستان ، بیداری بیشتر ، همبستگی متحدانه ودادخواهانه آرزو میکنم . روح شهدای وطن شاد باد .

آمپریالیزم جهانخوار بخاطر تسلط بر سرزمینها وغارت ثروتهای طبیعی جهان بسیاری از کشورها را مورد لشکرکشی وتاخت وتاز قرار داده وبا توسل به دسایس وصدور تروریزم وبحران آفرینی رژیمهای دموکراتیک ومردمی را سرکوب وبوسیله عمال ننگین خود بر  سرنوشت مردمان حکومت کرده اهداف استراتیژی وبرنامه غاصبانه خود را برسرزمینهای های دیگر تحمیل میکند .

یکی از کشورها افغانستان با داشتن منابع سرشار زمینی ، آب فراوان و موقعیت جیوپلتیک ، همواره مورد تاخت و تاز های بیگانگان قرار گرفته واما  بطور قاطعانه از خود دفاع نموده است .زیراکه موقعیت جغرافیایی وموجودیت کوه های سر بفلک این کشور برای مردمش خصلت آزاده گی بخشیده است . به همین دلیل است که جهانگشایان بزرگ جهان در جنگهای رویارویی با مردم این سرزمین همواره زمینگیر شده وبخاطر تسلط وغارت منابع این کشور، دست بدسایس ننگین ضد بشری زده با ایجاد تفرقه و تضاد های قومی ، تعصبات ،مذهبی ، سمتی وزبانی ، اعزام گروهک های تروریستی مسلح اعم از اجیران داخلی وخارجی با استفاده از نام دین ومذهب ، جنگ تحمیلی ونیابتی را با تمام ابعادش از خاک پاکستان  در سرزمین ما تحمیل نموده که در اثر آن زیر ساختار های اقتصادی را نابود کرده و با بحران آفرینی مستمر و بکار گیری دولتهای تحت الحمایه ومزدور واجیران تروریست خارجی آتش جنگ را مشتعل ومردم را در حال فلاکت وبدبختی  نگهداشته  و در راستای اهداف استراتیژی غارتگرانه شان در تبانی همدیگر بنیاد هستی ملت را از بیخ وبن کشیده کشور را در لبه پرتگاه نیستی می کشانند.

سرآغاز غارت ثروتهای طبیعی ،غیر طبیعی و دارایی کشور آماج حملات مجاهدین ویاران بین المللی شان قرارداشت که با رویکار شدن دولت جهادی در افغانستان نخست از همه ارگ ریاست جمهوری دوایر ودفاتر دولتی ، تمام موسسات ، بانکها ، فابریکات ، شرکتهای تجارتی وتعاونی ، مغازه ها ودکاکین ،بعضاً خانه های مردم ، ذخایر دولتی ،سلاح وسلاحکوتها،طیارات وتانکها ، ماشینها ،وسایط نقلیه وتمام دارایی عامه در مرکز ولایات بغارت رفته قوای عسکری مضمحل و قوای مسلح ضعیف جاگزینش گردید   .بآنهم در حال حاضرقوای مسلح وسربازان گمنام ونامدار کشور برغم کاستی های دولت ، از خاک وطن قهرمانانه دفاع میکنند .

در راستای جنگ تحمیلی و مداخلات خارجی اوضاع حاکی از آن است که میزان ظلمها وخیانت ها با خصلتهای ناسیونالیستی ، قبیله سالاری ،قوم پرستی ،زورگویی ،قانونشکنی ،رشوتخواری ،اختلاص ، غصب دارایی های عامه وثروتهای طبیعی ،تجاوز و زورگویی ، قاچاق مواد مخدره وغارت معادن کشوربحد بیسابقه ی رسیده است که دولت را بخود مشغول میدارد . دولتهایی که با نمایش مضحک  انتخاباتی همچون مهره هایی در دست خارجی یکی پی دیگری رویکار میشوند و یکی ازنمونه های مضحک آن دولت کرزی ومضحکتر ازآن،  دولت اخیر که با همه تقلباتش تحت فشار جان کری دو مهره دست ساخته شان را بنام غنی وعبدالله در پهلوی هم قرار داده و معامله دوشخص را وحدت ملی خواندند. دولتی که  از تامین وحدت ملی وامنیت کشور حتا در پایتخت مملکت عاجز بوده که نمونه های آن حوادث مرگبار انفجاری وبخصوص حادثه خونین چهارشنبه ۳۱ ماه می در قلب شهرکابل که بیش از چهارصد کشته وزخمی بجا گذاشت داغ ننگ است برجبین بالا نشینان بیمسولیت ع وغ که کشته شدن مردم را فقط با کلمه محکوم کردن بسنده کرده وظایف دولت نابکار را درقبال امنیت ، به یک جمله بیجان خلاصه میکنند  . در حالیکه  اوضاع مطابق نقشه وبرنامه خارجیها ودشمنان افغانستان از دوام جنگ و بحران وگسترش نا امنی ،حملات انتحاری وانفجاری ،قتل وکشتار،تجاوزگری ، هرج ومرج ، بیکاری ، ناتوانی و بیباوری عمومی حکایت داشته وکشور به جولانگاه تروریستان ، آدمکشان حرفوی ، افراطیون مذهبی ،قاچاقبران ،دزدان وغارتگران مبدل گردیده است که بالاثرآن ، دارایی عامه وثروتهای ملی کشور را به همدستی عناصر خارجی غارت کردند که باملاحظه رسانه های خبری ثروتهای هنگفت کشور ذیلاً مورد دستبرد قرار گرفته است .

ـ غارت میلیاردها دالر از کمکهای خارجی در کشور توسط مافیای پول ومواد مخدره از درون دولت در خدمت شبکه های خارجی قرار گرفته با همدستی دزدان بین المللی  بنام قرارداد های کلان ساختمانی واحداث شهرا ها وپروژه های عام المنفعه ، هزینه آن را  تاراج کرده و بروز های مبادای خود در بانکهای خارجی انتقال داده اند که بجزاندکی بیشتر از نمونه های بازسازی شده از آن باقی نمانده است .

 یک منبع خبری از قول آقای سیحون استاد دانشگاه کابل حاکی از آن است که «خارجی ها ودستگاه اجرایی افغانستان در جهت حیف ومیل وغارت کمکهای خارجی دست داشته اند و در افغانستان در حدود پنجاه خانواده قرار داد های مربوط به پروزژه های کلان را در اختیار دارند .که ازیکطرف کار هفتاد فیصد پروژه ها در مناطق خارج تحت کنترول دولت بوده واز طرفی صاحب این پروژه ها وزارت مالیه هست که خود درین پروسه نقش دارد » باید گفت که برغم ساخت وساز تقلبی ، بسیاری ازاین پروژه ها بصورت خیالی مانند سرک خیالی ، اتوبان خیالی ، مکاتب خیالی ،مدارس خیالی ،بند وانهار خیالی ، آبرسانی خیالی ، موسسات خیالی ودر یک کلمه انکشاف خیالی را در دهات افغانستان لیست داده اند که بسیاری از آن اصلاً وجود فزیکی نداشته ومیلیارد ها دالر بنام خدمات عامه حیف ومیل شده است .     

 ـ گمرکات کشور! گمرکات کشور از همان آغاز رویکار شدن دولتهای اسلامی در افغانستان به مال شخصی زورمندان محلی تبدیل گردیده بود که در زمان کرزی وغنی نیز اوضاع چنین ادامه دارد .بقول منابع خبری ریس دیده بان شفافیت افغانستان وجود فساد گسترده در گمرکات افغانستان «سالانه دو میلیارد دالر درآمد گمرکی درین کشور حیف ومیل میشود که حتا نشریه نیویارک تایمز با تحمین محافظه کارانه سالانه ۵۰۰ میلیون دالر در گمرکات افغانستان بتاراج میرود وزرای مالیه ومنابع دیگر ردیف اول تاراج میلیونها دالر از عواید گمرک میباشند »از اخبار فوق معلوم است که گزینش افراد مفسد در گمرکات کشور توسط دولت مرکزی خود بمثابه چراغ سبز بروی کاروان غارتگری در کشور است .

ـ  غارت معادن کشور! غارت معادن افغانستان در بسا مناطق کشور از همان آغاز جنگ درافغانستان توسط مخالفین دولت جریان داشته و سنگهای قیمتی به پاکستان حامی اصلی مجاهدین انتقال می یافت تا رفته رفته طالبان دلال بزرگ تجارت مواد مخدره وقاچاق سنگ در افغانستان شدند . قاچاقبران معادن کشور با ادامه جنگ در افغانستان باداران خارجی خود را بر معادن کشور طبق نقشه وپلان قبلی مسلط ساختند  . بقول سایت شهید توانا «غارت ذخایر معدن افغانستان سناریوی مشترک امریکا واسراییل است» بگزارش افغان نیوز «در طی دوازده سال اخیر تمامی ثروت معادن کلان افغانستان بدست امریکایی ها غارت شده است »بگزارش این منبع «زمین شناسان امریکایی نزدیک بیک ترلیون دالر از منابع معدنی افغانستان استخراج کرده این ذخایر استخراج شده بعنوان حق الزحمه امریکایی ها از حضور در افغانستان از کشور خارج وذره ی ازین گوهر پرارزش برای باز سازی وزیر ساختهای افغانستان مصرف نشده است ».

همچنان معلوم است که استخراج غیر قانونی معدنیات توسط زورمندان نیزباعث طولانی شدن جنگ وتقویت گروه های تروریستی وتبهکار میگردد .« تبهکاری در بخش معادن بحدی بالاست که قلب انسان وطندوست جریحه دار میشود واین قلم از نوشتن آن عاجز است .» بنابر آن بی نیاز از اثبات است که زور مندان ومتجاوزین داخلی وخارجی ختم جنگ در افغانستان را به نفع خود ندیده با زرایع نیرنگها ودسایس بیشرمانه گسترش جنگ را در پشت پرده های سیاه طراحی نموده وباشعار مصالحه ومبارزه درواقع جنگ راتشدید بخشیده تا دولت ومردم افغانستان مصروف جنگ وخونریزی باشند ، به این ترتیب رهزنان و دزدان دریایی ومافیایی ، معادن کشور بی سرپوش را بغارت می برند . با این حال وهوای پرشتاب جنگ  در سطح کشور وبیشتر از همه درساحه معادن ، چگونه میتوان به صلح امید وار بود .

ـ غارت زمین ! یکی دیگر از پدیده های زشت غارتگری زمین است که آنهم با آغاز دولتهای اسلامی در افغانستان همخوانی دارد. رهبران تنظیمها ،قوماندانان جهادی وزور سالاران هرکدام در مناطق شان به اطراف زمینهای شخصی ودولتی درواقع دارایی عامه خط کشیدند وبزور برچه جهادی آنرا تصاحب کردند که پسانها با گسترش جنگ درافغانستان بیک امر عمومی مبدل گردید . بنا به نشریه حزب همبستگی افغانستان زیر عنوان گوشه هایی از مافیای زمین : چپاول زمین توسط باندهای مافیایی بیکی از مشکلات جدی در جامعه مبدل گشته است . تفنگداران وجنگسالاران با حیله ونیرنگهای مختلف زمینهای مردم ودولت را بقبضه خود درآورده اند .بگفته همین منبع اکثر قوماندانها وبه اصطلاح رهبران جهادی در راس مافیای زمین قرار دارند . بقول یک منبع دولتی در سراسر کشور بیش از چهار میلیون جریب زمین غصب شده است .آنانی که در مقامات عالی دولتی قرار داشته بدرجه اول صاحب امتیاز غارت زمین بوده است بدوام غارت زمین در شهر کابل از هزاران موارد بطور نمونه با مروری بنوشته   ماندگار منتشره سایت همایون زیر عنوان « غنی درخت را از بیخ در آورد » میخوانیم «شخص آقای غنی بعنوان ریس حکومت وحدت ملی در قرارداد فروش زمینهای شرق میدان هوایی بین المللی کابل به شرکت تجارتی الکوزی حضور داشت .حالا وقتی فروش این ۱۴۴ جریب زمین قرار هرمتر مربع ۲،۵ دالر را بدهی های انتخاباتی او جمع بزنیم به این نتیجه میرسیم که آقای غنی فقط سیبی از درخت رعیت یا شهروندان نچیده بلکه آن درخت را تماماً از بیخ کشیده است ». این را همه میدانند که چنین رویکرد های نامیمون ولو به هر عنوانی که باشد خلاف روحیه قانون اساسی و ارزشهای دولت داری ،خلاف منافع ملی ،عدالت اجتماعی وشخصیت یک ریس جمهور میباشد . زیرا با استفاده سوء از دارایی عامه خود را رساندن به مقام ریاست جمهوری ، اعتماد مردم را چگونه میتواند بدست آورد . نباید با تکیه بر قدرت بیگانه خود را آقا وبادار مردم وحاکم بر مقدرات ملت ساخت وبا سرنوشت مردم بازی کرد زیرا روزی میرسد که از همان هم کناری قدرتهای خارجی نهاد داوری سربرون خواهد کرد که آنگاه پاسخ جناب ایشان بسوالات سوی مدیریت ، بی تفاوتی در مسایل امنیتی ، گزینش دزدان وقطاع الطریقان ورهزنان وزورسالاران ومافیای مواد مخدره در دستگاه دولتی ، تشدید قبیله سالاری بیتفاوتی در غارت دارایی عامه ،بیعدالتی ،قانون شکنی وامثالهم چه خواهد بود .بنابر آن بی باوری زورمندان به چنین روزی ، از نیات پنهانی شان بدوام جنگ درافغانستان پرده بر میدارد .

البته شمه ی بود از جریان غارتگری ها در افغانستان فقیر نگهداشته شده که دشمنان داخلی وخارجی همچون مار ومور وملخ وزاغ وزغن بر تنه بیمار کشور چسپیده ازخاک گرفته تا سنگ وچوب ، معادن ، بانکها ،تجارتخانه ها ، کمکهای خارجی ودارایی مردم فقیر افغانستان را از چهل سال به اینطرف مورد تاراج قرار میدهند . آنان با تکیه بر قوای بیگانه وباداران خارجی خود زندگی ننگین خود را بزعم خود ابدی ساخته به روزداد وعدالت بی باور اند . زیرا هر روزیکه میگذرد کارد را بر گلوی مردم فقیر افغانستان فروبرده وعرصه زندگی را بر ملت هردم شهید کشور ما تنگ وتنگتر میسازند .که البته از طرف ملت بی پاسخ نخواهند ماند .

باید گفت علی الرغم تمام مشکلات وچالشها ،مردم افغانستان از بستر داغ حوادث تاریخ همواره سربلند برخاسته به هجومات خارجی وحملات داخلی وابسته به آن پاسخ قوی داده واکنون نیز با اتحاد مردمی ،وبه پیشآهنگی ترقی خواهان ،وطنپرستان ،عناصر ملی ،شخصیت های مردمی ونهاد های جامعه مدنی وفرزندان صدیق وراستین کشور از میان امواج پرتلاطم بحرانها وتوفانهای جنگ تحمیلی سربلندانه بساحل خواهند رسید.  ومردم را از شر مستبدین داخلی ومتجاوزین خارجی آزاد خواهند کرد .

زنده باد مردم شریف افغانستان!

 

]]>
http://www.turklar.com/?feed=rss2&p=15967 0