Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php on line 601

Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php on line 601
 نقل از کتاب تاریخ باستانی هزاره‌ها : | ففتا
ففتا

نقل از کتاب تاریخ باستانی هزاره‌ها :

عباس دلجوiemeg
شواهد تاریخی و مستندات روایی مبتنی بر علم و تعقل انسانی به ما می‌آموزد که نباید اسطوره و اسطوره‌سازی را با تاریخ نگاری درهم آمیخت درست به همین دلیل نگارنده اصلا به کاربرد افسانه و اساطیر و شاهنامه در نوشتن تاریخ معتقد نیست .برای اینکه «فردوسی» خالق »شاهنامه» در بخش علوم «تاریخ» و «جغرافیا»، اصلا هیچ آشنایی نداشت . به طور نمونه ایشان به صفحه‌ی ۳۱ کتاب شاهنامه‌ی فردوسی ـ چاپ مسکو می‌نویسد که : “مادر «فریدون» پسرش را به کوه «البرز» در «هندوستان» برده است”!! یا در صفحه‌ی ۳۵ همین کتاب می‌خوانیم که : “فریدون و سپاهیانش که می‌خواهند به ایران بیایند. از دجله رد می‌شوند و به بیت‌المقدس می‌آیند که خودشان را به ایران برسانند.”! در صفحه ۱۰۹ همین کتاب واحد پول زمان رستم را «درم» معرفی می‌کند و در جاهای دیگر شاهنامه هم می‌خوانیم که در روم، توران، هندوستان، مازندران و جاهای دیگر نیز مردم درم خرج می‌کردند. باز در صفحه در ۱۴۳ می‌نویسد که یک سوار در فاصله‌ی نیم روز از «اسطخر پارس» به «زابل« آمد! همچنان در صفحه ۱۶۷ در مورد یکی از سفرهای «کاووس» شاه می‌‌گوید: «از ایران بشد تا به توران و چین» یعنی شاه ایران با عده‌ی زیادی لشکر، به توران و چین رفته، ولی حتی روح شاه و مردم توران نیز خبردار نشده‌اند! در ضمن شاهنامه از حکومت هزار ساله یک شخص به نام ضحاک، حکومت هفتصد ساله شخص دیگری به نام جمشید و همچنین از حکومت پنجصد ساله فریدون نامی سخن می‌گوید. و….. !!!
اما از آنجایی که آریایی‌تباران ایرانی به این باوراند که شاهنامه فردوسی تاریخ سرگذشت آنان را از دوران اساطیری تا دوره‌ی تاریخی به خوبی آشکارکرده است، به شاهنامه، مراجعه می‌کنم . اتفاقا از طریق مطالعه شاهنامه نیز درمی‌یابیم که آریایی‌ها نه تنها مدنیت و شهرنشینی و کشاورزی و صنعت را از مردمان بومی یادگرفتند بلکه راه و روش ساختمان سازی و اصول نوشتن و آشنایی با خط را نیز از بومیان آموختند . این دریافت از شاهنامه فردوسی، دقیقا نشان می‌دهد که بومیان آن زمان نسبت به مهاجمانی که امروز به آریایی شهرت یافته‌اند، ازمدنیت بالایی برخوردار بوده‌اند و روش ساختن کاخ‌های بلند و ایوان‌های بزرگ را با مصالح ساختمانی گچ و سنگ و هم چنان اصول نوشتن را بلد بودند . بعدا این بومیان متمدن در اثر فشار مهاجمان آریایی، ناگزیر می‌شوند که اندوخته‌های دانش و فن خود را در رشته‌های گوناگون در اختیار آنان قراردهند .
چو تهمورس آگه شد از کارشان *** بر آشفت و بشکست بازارشان
یکایک بیاراست با دیو جنگ *** نبود جنگ شان را فراوان درنگ
کشیدندشان خسته و بسته خوار *** به جان خواستند آن زمان زینهار
که ما را مکش تا یکی نوهنر *** بیاموزی از ما، کت آید به بر
کَی نامور دادشان زینهار *** بدان تا نهانی کنند آشکار
نبشتن به خسرو بیاموختند *** دلش را به دانش برافروختند
نبشتن یکی نه که نزدیک سی *** چه رومی، چه تازی و چه پارسی
چه سغدی، چه چینی و چه پهلوی *** نگارید آن کجا بشنوی
ناگفته نباید گذاشت که فردوسی در شاهنامه اگرچه اعتراف می کند که آریایی ها اصول نوشتن و کتابت را بلد نبودند و هنر و فن نوشتن و کتابت را از بومیان آموخته اند، اما با آنهم این بومیان متمدن را، دیو خوانده است

Short URL: http://www.turklar.com/?p=14611

Posted by on دی ۶ ۱۳۹۴. Filed under تازه ها, سخن تاریخ, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2017 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت