Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php on line 601

Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home/turklar/public_html/wp-includes/plugin.php on line 601
 داستان ائتلاف ببرک کارمل و گلبدین «حکمتیار» بر سرکوب ربانی- مسعود | ففتا
ففتا

داستان ائتلاف ببرک کارمل و گلبدین «حکمتیار» بر سرکوب ربانی- مسعود

 

 

 

ه‍.ش. ۱۳۹۶ اردیبهشت ۹, شنبه

داستان ائتلاف ببرک کارمل و گلبدین «حکمتیار» بر سرکوب ربانی- مسعود

غرزى لایق
 
“شوراى همآهنگى”: بازهم چند نوشته ى ناب
اشاره: محمود بریالی آن چه را که در باب سقوط کودتای شورای هم آهنگی گفته، عین همان نکات را شخص نگارنده ( مأمون) از زبان خودِ جنرال بابه جان شنیدم. بابه جان گفت: من دو ساعت پیش آمدم به دکترعبدالرحمن قضیه را گفتم که امشب عملیات از استقامت مکروریان کهنه، چهارآسیاب، یکه توت، تپه مرنجان و میدان هوایی شروع می شود. عبدالرحمن و آمرصاحب تا لحظات آخری که در تاریکی شب جنگ شروع شد، این ائتلاف را باور نمی کردند.

“…کارمل نمیتوانست در کودتای شورای هماهنگی بی طرف باشد. این کودتا داستان طولانی و بازی گران وسیع دارد…در محور این کودتا در کابل محمود بریالی قرار داشت و در حیرتان کارمل و در جوزجان دوستم و در چهار آسیاب حکمتیار…”(هارون امیرزاده)
[][][]
صراحت و شفافیت حکم بالا مبهوتم ساخت. هیچگاه در گذشته پیرامون “شوراى همآهنگى” چنین اعتراف بیرحمانه را نه خوانده و نه شنیده بودم. بحث “شوراى همآهنگى” در گفتگو هاى زمان ما در میان یتیم هاى “راه” و “رهبر” پیوسته پرخاش بار میآورد و از پرداختن به آن و حلاجى آن ماهرانه گریز میکنند. “شوراى همآهنگى” و آنچه با تأریخچه ى ننگین آن پیوند دارد، برگه ایست که با خون پاک صدها و ده ها صد سرسپرده ى همان حزب ورقپاره هاى پایانى زوال همان ساختار قشله گرا را نوشت و افگنده گى جاودان براى مبتکرین و کارگردانهاى خویش کمایى کرد.
خواستم اینجا بیان گزینه هایى از گفته هاى هارون امیرزاده در تعریف “شوراى همآهنگى” را که برگه ى خویشرا با آن رنگینى ویژه بخشیده است، با خواننده ى فرزانه شریک سازم و در دنباله آن دو دیدگاه دیگر از باخبران آن خیمه شب بازى سنگین و گران قیمت را نیز سنجاق نمایم. براى ما بیخبران، هر خبر، آنهم از حریم آنانیکه که گواه قاصر حادثه ها بوده اند، ارزش تأریخى و اصولى دارد.
از لابلاى پاسخ آقاى هارون امیرزاده به آدرس آقاى حیدر عدل، نٓقل هاى زیر را برداشتم:
“…بسیاری آنانیکه پیام های دوستی گلبدین حکمتیار را به محمود بریالی در کابل، کارمل در حیرتان و دوستم در جوزجان و مزار می آوردند هنوز زنده هستند. از جمله بشارت مدیر روزنامه وقت شهادت و یکی از نزدیکان حکمتیار که اکنون در لندن زندگی می کند.
…یکی از شاهدان زنده که علاقمند سر سخت ائتلاف طرفداران کارمل با حکمتیار بود، آقای شفیق الله توده ای است. آقای توده ای شش ماه قبل از کودتای شورای هماهنگی به مسکو حامل پیام فقید کارمل به طرفدارانش بود. یکی از جلسات در لیلیه که ما زندگی می کردیم برگذار شد. کاوه پسر کارمل در همراهی با توده ای و یک تعداد از اعضای حزب درین جلسه اشتراک کردند. جناب توده ای مژده علاقمندی دوستی حکمتیار را به ما داد. جناب توده ای حمایت طرفداران کارمل را از احمد شاه مسعود اشتباه نامید. وی گفت”حکمتیار بسیار تغییر کرده است به رفیق کارمل و محمود بریالی و جنرال صاحب دوستم پیام های دوستی می فرستد”. درین جلسه من با مخالفت حمایت رفقای ما از حکمتیار و کودتای احتمالی برخاستم که باعث خشم توده ای و کاوه و یک تعداد دیگر قرار گرفتم. توده ای با خشم گفت:” چرا ما از شورای نظار حمایت کنیم و از حکمتیار حمایت نکنیم؟ در افغانستان مساله قومی شده است و بسیاری پشتونها خفه هستند. آنها فکر می کنند که ما به پشتونها خیانت کرده ایم”.
“…پیش از اقدام کودتامحمود بریالی افغانستان را ترک گفته و در مسکو یک تعداد…طرفداران خویش را جمع کرد و اعلام کرد که تا چند روز دیگر حکومت ربانی سقوط کرده و حکمتیار بحیث نخست وزیر، دوستم بحیث وزیر دفاع و مجددی بحیث رییس جمهور سمبولیک حکومت جدید ایفای وطیفه خواهند کرد. در جلسه مذکور گلابزوی اشتراک کرد ولی اسلم وطنجار اشتراک نکرد…”
“اما کودتا نا کام شد. بسیاری ها علت ناکامی آن را از محمود بریالی جویا شدند. همه می پرسیدند که شما به همه مژده پیروزی دادید تا چند ساعت دیگر ائتلاف دوستم حکمتیار حکومت ربانی را سرنگون می سازد، ولی حالا عملاً کودتا شکست خورده و صد ها عضو حزب کشته شدند. جواب بریالی بسیار کوتاه بود:” کودتا توسط جنرال بابه جان چند ساعت پیش از شروع افشا شد. او به ما وعده همکاری داده بود ولی به ما خیانت کرد”.
از برگه ى فیسبوکى آقاى هارون امیرزاده، ٢٢ جولاى ٢٠١۵
[][][]
بحث پیرامون چه گونه گى پیدایش اندیشه ى “شوراى همآهنگى”، ترکیب و اهداف آن بیگمان پرده از روى آن جنایتى برمیدارد که در پیآمد آن صدها و ده ها صد خانواده ى وفادار به “راه” و “رهبر” در گلیم سوگ جگر گوشه هاى شان نشستند و بازمانده گان همان مدرسه ى خیانت و ذلت تا روزگار ما شهامتِ کاوش و برملا ساختن آن شرمسارى تأریخى را نه دارند. به رهروان گمراه “راه” و “رهبر” شایسته اینست که به جاى نشان دادن ماهیچه هاى بازو هاى نحیف و پنداندن رگهاى بیحال گردن هاى افتاده ى شان در برابر دگراندیشان، لست جنایات و آدمکشى هاى پیشوا و همزداش را براى دادخواهى دادگاه عدالت انتقالى جمع و جور کنند و خود و وجدانهاى خویشرا از شر گناه هاى کبیره ى جنبنده هاى ضد آدم و آدمیت رهایى بخشند.
گاهى در شماره ى نوزدهم “نٓقلى از هزار و یک پیشآمد”، من به این مبحث پرداخته بودم که سبب تخریش دماغ هاى نازک چند یتیم درگاه “راه” و “رهبر” گردید و این یتیم ها به شیوه ى که ویژه اى همان معلم و همان مدرسه است، در یک تلاش ناکام خواستند بار دیگر روى گند هاى پیشوا خاک بیندازند و جلو کنکاش را سد سازند( به لینک آن “پیشآمد” در آخر این نوشته مراجعه کنید!)
اینک در دنباله ى همین بحث که زمینه براى حلاجى بیشتر آن مساعد تر شده است گزینه هایى از واکنشهاى کهنه تر از خامه ى هاى آقایان امین آقا بگرامیان و فهیم ادا را که در یکى از پرخاشهاى فیسبوکى در برگه ى “خاطره ها” چکیده است، بدون داورى پیشکش مینمایم. البته، این بخش داستان را بگرامیان در سال ٢٠٠٣ در حضور لطیف بهاند در ماسکو برایم نٓقل کرده بود. و اما گفته هاى فهیم ادا، دوست گلستان و گرمابه ى محمود بریالى ناب تر اند.
نٓقل گفته ها امین آقا بگرامیان:
________________________
“…آنعده پرچیمیان ایکه در شورای همآهنگی متشکل از پرچیمیان خط ببرک کارمل، حزب اسلامی حکمتیار، جنبش اسلامی رشید دوستم، حزب وحدت استاد مزاری … در همکاری با آی س آی علیه دولت ربانی -سیاف کودتا میکردند و دستگیر شدند نمیدانم که تعداد شان چقدر بودند کشته شدند که من زیاد متآسفم ولی نباید از نگاه علم چپ در تبانی با احزاب وگروه های جهادی افراطی علیه دولتی که خوش ما میامد یا نمی آمد کودتا میکردند! میخواهم صرف…بگویم که درآن شب کودتا اول جنوری ۱۹۹۴من در خانه کاوه در مسکو یکجا با محمود بریالی انجینر نعمت الله و حتی حشمت اورنگ و عده معدود دیگر انتظار پیروزی کودتا را میکشیدیم و تشویش داشتیم ، خدا خدا میکردم که دوستم پس از پیروزی بی عقلی نکند( همگی همین واژه را بکارمیبرد) خودرا ریس جمهور اعلان نکند جون توافق شده بود که در آن برهه رفیق مجددی ریس جمهور باشد! میخواستم یک جیز دیگر را هم برایت در اینجا بگویم و او این است که حتی من از حفیط الله امین گله ندارم و شاکی نیستم که جرا مارا کشت و به زندان انداخت! چراکه ما بخاطر سقوط وبر اندازی رژیمش کارومبارزه میکریدیم و تا اینکه سقوطش دادیم و به قتل رسانیدمش ! و ده مطلب دیگر…
بریالی چند روز پیش از کودتای شورای هـمآهنگی به هند سفر کرد و از آنجا به مسکو آمد در آنشب و روز من در کابل بودم خلیل بایانی من را نیز هرچه زودتر توسط طیارات عسکری دوستم به مزار انتقال داد تا زیر پای نشوم و از آنجا از راه طیاره سالنگ اروپا مسکو آمدم و شبش در خانه کاوه رفته که همه آنجا جمع اند! از من بریالی پرسان کرد که وضعیت را چگونه ارزیابی مینمایم گفتم که قیام مسلحانه شورای هم آهنگی به دلیل تقسم سلاح ثقیل میان نیروها تقریبآ به گونه مساوی و داشتن طیارات نظامی بم افگن مسعود کودتا را شکست میدهد! چون پلان شد بود که قیام دو سه ساعت را شاید در بر بگیرد اما چون از قیام چندین ساعت تیر شده بود واضیح شد که حرفهای من درست است
زبیر عزیز نوشتند که حشمت اورنگ پس از پلینوم ١٨ با کارمل و بریالی قطع رابطه داشت و در آن شب در آن مجلس وجود نداشت! بر علاوه ایکه حاضر بود وستوک کارمل به همو دلیل که طرفدارنجیب شده بود و نجیب در مجارستان سفیر ساخته بودش از همو مجلس بخشونت بیرونش کرد!”
گفته هاى آقاى فهیم ادا در واکنش به سخنان آقاى بگرامیان:
_______________________________________________
“بلی، چاقو ها دسته یافته است و چاقو ها برای انصراف از بحث اصلی به کار گرقته می شوند.
اما این برگۀ خاطره ها برگه یی آزاد است و من برای لحظه یی فرض می کنم که نه با چند کودک بلکه با مردان و زنان پخته سال گپ می زنم و ازانرو از نصیحت و اندرز منصرف می شوم.
آزادید برادران!
هرچه دل تان می خواهد بگویید، بگویید.
در فکر حقیقت و سره و ناسره نباشید.
اینجا برای تفریح سالم جمع شده اید. پس تفریح کنید.
اما من انتظار دارم کسی پیدا شود که خود را در میدانِ هرکاره فکر نمی کند و در مورد احمدشاه مسعود چیزی برای گفتن داشته باشد.
با او تفریح سالم خواهم داشت.
با بگرامیان عزیز نیز حاضرم به تفریح سالم بروم اگر این خاطرۀ خود را پس از دستکاری به حیث خاطره یی مستقل نشر کند و من بدانم که در مورد چه حرف می زنیم.
چرا دستکاری؟
زیرا محمود بریالی در جنوری ۱۹۹۴ در کابل بود، نه در ماسکو.
در اگست ۱۹۹۵ برای اولین بار برای دو ماه به ماسکو رفت.
در نوامبر ۱۹۹۶ برای بار آخر به ماسکو رفت و ازانجا به آلمان آمد و پناهنده شد.
آیا این بدان معناست که همه چیز هایی که بگرامیان می گوید نادرست است و محمود بریالی هرگز با حزب اسلامی حکمتیار رابطه یی برقرار نکرده بوده است؟
به نظر من چنین نیست.
محمود بریالی پس از سقوط، با مسعود، ربانی، مزاری، حکمتیار، سیاف و طالبان در رابطه بود. با روس، ایران، هند، امریکا حرف می زد.
می خواهید جزئیات را بدانید؟
جایش را درست تعیین کنید و قاعدۀ بازی را درست تعیین کنید،
تا برویم به این بحث.
تا آن وقت، نوشته های مقبول تان را می خوانم و لبخند می زنم.”
[][][]

به آنانیکه نوجوانى ها و جوانى ها و شادابى هاى خویشرا نه به خاطر خلق، نه به خاطر وطن، نه به خاطر رفاه و آسایش مردم، بلکه تنها و تنها به خاطر اعتقاد به “راه” و “رهبر” خاکستر ساختند، حداقل در کهولت و افتاده گى به نداى وجدان خویش گوش دهند و براى گرامى داشت خونهاى ریخته شده ى صدها و هزار ها سر به دار و خانواده هاى محروم و هردم شهید شان پرده از روى جنایات و آدمکشى ها بردارند و ناگفته ها را از زوایه هاى پنهان دماغ هایشان به بیرون بریزند! این حداقلى است که براى خدا و خلق خدا میتوانند انجام دهند!


اشاره:
محمود بریالی آن چه را که در باب سقوط کودتای شورای هم آهنگی گفته، عین همان نکات را شخص نگارنده ( مأمون) از زبان خودِ جنرال بابه جان به تفصیل شنیدم. بابه جان گفت: من دو ساعت پیش آمدم به دکترعبدالرحمن قضیه را گفتم که امشب عملیات از استقامت مکروریان کهنه، چهارآسیاب، یکه توت، تپه مرنجان و میدان هوایی شروع می شود. عبدالرحمن و به ویژه آمرصاحب تا لحظات آخری که در تاریکی شب جنگ شروع شد، این ائتلاف را باور نمی کردند.

Short URL: http://www.turklar.com/?p=15855

Posted by on اردیبهشت ۹ ۱۳۹۶. Filed under اخبار, تازه ها. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2017 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت