ففتا

رئیس جمهور حق ندارد جنرال دوستم را خلاف قانون به محاکمه بکشاند

 

 

 

 

 

 

رئیس جمهور حق ندارد

جنرال دوستم را خلاف قانون به محاکمه بکشاند

اکادمیسین اکادمی علوم توران، پروفیسور شرعی جوزجانی

این مقاله در دو قسمت تقدیم میشود. قسمت اول در بارهٔ مقام دوستم در میان مردم و دستگاه دولت، قسمت دوم در بارهٔ نا ممکن بودن محاکمهٔ غیر قانونی او.

معاون اول رئیس جمهور افغانستان ستر جنرال عبدالرشید دوستم شخصیت پر استعدادی است که طی دهها سال مبارزهٔ خستگی ناپذیر بر ضد دشمنان وطن و خدمات صادقانه درجهت تأمین امنیت کشور و آسایش مردم به کمال رسیده است.

با یک نظر اجمالی به قهرمانیهای بی نظیر این ابر مرد تاریخ وطن میتوان پی برد که او یک قوماندان نظامی بی رقیب و یک استراتیگ تمام عیار درعرصهٔ جنگ و مقابله با دشمن میباشد. ما چند مثال از قهرمانیهای بی نظیر او را درینجا ذکر میکنیم:

در سالهای جنگ، شهر کابل پیوسته آماج راکتهای کور اشرار (مجاهدین) قرار داشت، طوریکه عرصهٔ زندگی را بر مردم پایتخت تنگ ساخته بود. قوای شوروی که با تجهیزات مودرن ثقیل نظامی مجهز بود نتوانست طی چند سال دوامدار جلو راکت پراگنی های آنهارا که شب و روز از پغمان به طرف شهر شلیک می شد بگیرد. چون تلفات عساکر روس، درین جنگ از حد گذشت، آنها با استفاده از احساسات جوانان، صدها نفر از محصلان حربی پوهنتون و و مؤسسات عالی نظامی را به جبههٔ نبرد پغمان سوق دادند که منجر به فاجعهٔ عظیمی شد و صدها تن از جوانان نورس به شهادت رسیدند. تجمع پدران و مادران خشمگین برای یافتن اجساد فرزندان شان در صحن شفاخانهٔ ۴۰۰ بستر و صدای درد آلود نوحه و فریاد شان نمایانگرعمق این تراژیدی خونین بود.

اما جنرال دوستم پس از خروج قوای شوروی درسال ۱۳۶۷ توانست در در طی چند ماه توسط دهها تن از سربازان و قوماندانان فداکار خود، با حملات چریکی اشرار را سرکوب نموده، سراسر پغمان را از وجود آنها پاک نماید و با تصرف تونلهایی وسیعی که به حیث پناگاه تسخیر ناپذیر و گدام اسلحه به کمک وسایل مودرن در قلب کوهها حفر نموده بودند، به دهشت افگنی های آنها خاتمه بدهد و تمام سلاحهای ثقیل و خفیف آنهارا تصاحب نماید.

قهرمانی نظامی دیگر این جنرال کار آزموده هنگامی تبارز کرد که نیروهای دولتی در تنگی واغجان ولایت لوگر در حلقهٔ تنگ محاصرهٔ شدید دشمنان قرار گرفته و تمام راههای خروج بر روی آنان بسته شده بود. در شرایط بسیار دشوار یکه خطر نابودی سربازان و افسران را تهدید میکرد، جنرال دوستم با سربازان دلیر خود بکمک شتافت و با یک حملهٔ برق آسای مقاومت ناپذیر خود تنگی واغجان را تصرف کرد و با درهم شکستن حلقهٔ محاصرهٔ دشمن، راه خروج نیروهای دولتی را باز کرد و با این عمل قهرمانانهٔ خود، مستحق رتبهٔ تورن جنرالی گردید.

ازین گونه فعالیت های ظفرمندانه و سرنوشت ساز این فرزند سرسپردهٔ وطن میتوان دهها مثال از نقاط مختلف مملکت بیان داشت که همهٔ آنها نجات بخش و سزاوار تحسین بوده است.

گذشته از صدها کارنامهٔ افتخار آفرین او، لازم است روی همکاری تاریخی او با ائتلاف جهانی به سرکردگی ایالات متحدهٔ امریکا به مقصد سرکوب طالبان و خاتمه دادن به حاکمیت آنها در صفحات شمال افغانستان کمی مکث نماییم.

            اساسا تصرف ولایات شمال به خصوص ولایت بلخ بدون همکاری نیروهای جنبش اسلامی به رهبری جنرال عبد الرشید دوستم درعمل ناممکن بود. زیرا نیروهای طالبان درین منطقه به هزاران نفر میرسید که همه مجهز باوسایط حربی و مودرن و با تکتیکهای جنگ گوریلایی آشنا بودند. برای سرکوب آنان تنها استفاده از نیروهای هوایی کافی نبود، بلکه باید قطعات رزمندهٔ پیاده آنهارا تعقیب میکرد و به فعالیت های شان خاتمه میداد. چون سراسرافغانستان درتصرف طالبان قرارداشت، انتقال این همه قوای زمینی با وسایل و تجهیزات نظامی از طریق زمین ممکن نبود، امریکا فقط از طریق  دیسانت میتوانست این همه قوارا در ساحات زیر تصرف طالبان پیاده کند که طبعا با مقاومت شدید آنها مواجه میشد و این کار با در نظرداشت سیاست اوزبیکستان و مناسبات متغیر پاکستان عملی نبود.

دوستم فعالیت نظامی خود را از مناطق کوهستانی بلخ آغاز کرد و میخواست بعد از تصرف شولگر وارد شهر مزار شریف گردد. اما متخصصان امریکایی اصرار داشتند که در قدمهٔ اول باید شهر مزار که مرکز تجمع و قدرت طالبان است اشغال گردد. نظر دوستم این بود که بدون تصرف شولگرکه نقطهٔ حاکم برمزار است، نمیتوان مزار شریف را حفظ کرد، زیرا طالبان هر وقتیکه خواسته باشند میتوانند از آنجا شهر را آماج حملات خود قرار بدهند و دست آوردها را بی نتیجه بسازند.

چون هردو طرف به نتیجه نرسیدند، متخصصان امریکایی موضوع را به واشنگتن انتقال دادند. مقامات مسئول نظامی ایالات متحده نظر دوستم را مورد تأیید قراردادند و بعداز آن حملهٔ زمینی و هوایی بر منطقهٔ شولگر آغاز شد. جنگ به اندازه ای شدید بود که طالبان تمام اسلحهٔ ثقیل و خفیف خود را به کار انداختند تا جلو پیشروی دوستم را بگیرند.

بعد از ظهر همان روز رادیو مسکو اعلان کرد که جنرال دوستم در منطقهٔ شولگر در جریان یک نبرد خونین به قتل رسیده است. من در تاشکینت بودم. فورا با سید کامل مسئول امور امنیتی دوستم تماس گرفته از وی جویای حقیقت شدم. او اطلاعی نداشت. ازوی خواستم اگر دوستم زنده باشد باید صدایش از رسانه ها شنیده شود. بعد از یک ساعت او با من تماس گرفت و از سلامتی قوماندان اطمینان داد و صدای دوستم از بی بی سی پخش شد. من بعدا جریان این حادثهٔ خونین را که منجر به قتل یک تعداد زیاد سربازان شده بود، از زبان خود دوستم شنیدم.

بدین ترتیب در نتیجهٔ کاربرد تکتیک حربی خردمندانه‌ٔ دوستم و جنگ خونین کم نظیر قهرمانانه، ولسوالی شولگر که یک منطقهٔ استراتیژیک بود، از طرف قوای دوستم اشغال شد و طالبان پا به گریز نهادند.

بعد از آن ستر جنرال دوستم با دوهزار عسکر مسلح اسپ سوار خود وارد شهرمزارشریف شده، مورد استقبال گرم اهالی قرار گرفت.

در مناطق بین مزار و قندز هزاران تن از طالبان گرفتار و خلع سلاح شدند و یا خود را تسلیم دادند. من ویدیو کسیت این جریان را در اختیار دارم.

در نتیجهٔ این پیروزی، نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا در افغانستان مسلط شده مصروف تصفیه مناطق از طالبان گردیدند.

بعدا دوستم با به قدرت رساندن حامد کرزی و سپس اشرف غنی احمد زی جایگاه والایی در بین جامعه بدست آورد و به مقام ویتسی پریزیدنتی یعنی معاون اول ریاست جمهوری ارتقا یافت.

امریکا با داشتن متحد توانمند و پر نفوذی چون جنرال دوستم موفقیت بزرگی بدست آورده بود، اما با گذشت زمان معلوم شد که این دوستی پایدار نیست، زیرا دوستم مخالف سرسخت و آشتی ناپذیر طالبان بود و شخصا به ابتکار خود جلو هجوم آنهارا در صفحات شمال میگرفت و اجازه نمیداد جنگ از مناطق دیگر افغانستان به ولایات شمال انتقال یابد و این با اهداف استراتیژیک ایالات متحده و متفقین او در مغایرت جدی قرار داشت. به تأسی ازین سیاست امریکا رهبری دولت به خصوص رئیس جمهور اشرف غنی و همدستان او در جهت تضعیف و نابودی معاون اول از هیچگونه دسیسه و توطئه خود داری نکردند. چنانچه در اوج فعالیتهای تصفیوی او دراطراف فاریاب و بادغیس، پس از دستگیری سه نفر تروریستی که وظیفهٔ قتل او را برعهده داشتند و یکی از آنها به قوم اوزبیک منسوب بود، پلان دقیقا تنظیم شدهٔ مین گذاری غورماچ به مقصد نابودی قطعی دوستم در یک مسیر دشوار گذار این منطقه طرح و تطبیق گردید که منجر به شهادت و مجروح شدن بیش از ۷۰ نفر از ورزیده ترین سربازان او گردید، اما خود او به طور معجزه آسایی ازین مهلکه جان بدربرد.

دوستم به رسانه ها اعلان کرد که این دسیسه توسط عناصر معین و معلوم الحال موجود در دستگاه دولت به مقصد کشتن  او  طرح گردیده بود و از دولت خواست تا آنرا مورد تعقیب و باز جویی قرار بدهد. رئیس جمهور نیز تعقیب قانونی این حادثه را وعده داد، اما کوچکترین گامی هم درین زمینه برداشته نشد.  

سرانجام دوستم ناگزیرشد از سیاست قبیلوی مبتنی بر تبعیض شخص رئیس جمهور و اطرافیانش پرده بردارد  و آنرا برضد مصالح ملی و برهم زنندهٔ اتحاد ملیت های باهم برادر افغانستان ارزیابی کند و این افشاگری اختلاف را بین رئیس جمهور و معاون اول او به اوج رسانید.

چون تمام دسایس و پلانهای طرح شده برای کشتن جنرال دوستم نقش برآب شد و روز تا روز به حیثیت و وجاهت ملی او افزوده شد، نقشهٔ ترور شخصیت اورا طرح کردند و با استخدام یک عنصر بی خاصیت ادعای تعرض بر اورا در زبان رسانه ها انداختند و خواستند آنرا رنگ سیاسی بدهند.

ادعایی که این عنصر معلوم الحال بر علیه دوستم دارد، یک دعوای حقوقی است که از حد یک جنحه بالاتر نمیرود. اما جای تعجب اینجاست که رسانه های یک سر و هزار زبان غرب و پایگاههای داخلی وابسته به آن هر روز با آب و تاب تازه ای این خبر جعلی را نشخوار میکنند و به خورد مردم میدهند.

از همه تعجب آورتر این که سفرای ایالات متحدهٔ امریکا، اتحادیهٔ اروپا، انگلستان، جرمنی و اتریش به صفت دایه های مهربانتر از مادر، به رئیس جمهور افغانستان مراجعه نموده به شدت ازوی میخواهند تا این قضیه را هرچه زودتر حل وفصل نماید.

آقایان، چه واقع شده که این همه شمارا به تشویش و اضطراب افگنده است؟ قضیهٔ ایشچی یک دعوای حقوقی میان دو فرداست که ماهیت سیاسی ندارد. دعاوی حقوقی میان افراد مملکت به شما چه ربطی دارد؟ از نظر شما این مملکت یک دولت مستقل است. پس چرا نمی گذارید، مسایل خورد و کوچک خود را خودش حل وفصل کند؟ اگر شما اینهمه انساندوست استید و به مردم ما دلسوزی دارید، چرا در برابر قتل وحشیانهٔ فرخندهٔ معصوم دربرابر چشمان حیرت زدهٔ مردم کابل و سنگسارعایشه دختر جوان بیگناه در ولایت غور، هتک حرمت و تجاوز بر زنان ودختران نابالغ از طرف زورمندان و قتل صدها هموطن بیگناه ما در چارراهی زنبق وقتل انسانهای بیگناه توسط پولیس دولت در مظاهرات مسالمت آمیز مردم، سکوت اختیار کرده اید و صدای اعتراض خود را بلند نمیکنید؟

اکادمیسین اکادمی علوم توران، پروفیسور شرعی جوزجانی

پایان قسمت اول

Short URL: http://www.turklar.com/?p=16126

Posted by on مرداد ۴ ۱۳۹۶. Filed under تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2017 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت