ففتا

جرگه‌خواهی، معلول ناکامی‌های حکومت

 

 

 

جرگه‌خواهی، معلول ناکامی‌های حکومت

۸ صبح : تنها دست‌آورد کلان سیاسی حکومت وحدت ملی بقا است. غیر از بقا، این حکومت دست‌آورد دیگری در مهار بی‌اعتمادی‌های سیاسی و قومی ندارد. برعکس بی‌اعتمادی سیاسی و قومی هر روز بیشتر می‌شود. از میان رفتن اجماع جهانی و منطقه‌ای در مورد افغانستان نیز به بیشتر شدن شکاف‌های سیاسی در کابل انجامیده است. حتا جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی حکومت وحدت ملی وارد جنجال‌های سیاسی و قومی می‌شوند. این وضعیت سبب شده است که مخالفان سیاسی حکومت وحدت ملی طرح‌هایی مثل «جرگه‌ی سنتی» و «نشست بزرگ ملی نخبه‌گان» را مطرح کنند.

حکومت وحدت ملی در تطبیق توافق‌نامه‌ی ۲۹ سنبله‌ی سال ۱۳۹۳ که غنی و عبدالله آن را پیش از احزار قدرت سیاسی امضا کردند، ناکام ماند. در آن توافق‌نامه آمده بود که حکومت وحدت ملی ظرف دو سال جرگه‌ی قانون اساسی را برگزار می‌کند و نماینده‌گان این جرگه، روی سرنوشت مجری امور تصمیم می‌گیرند. اما این حکومت در برگزاری جرگه‌ی قانون اساسی ناکام ماند.
حکومت نتوانست شناس‌نامه‌های الکترونیک را توزیع کند. توزیع تذکره‌های الکترونیک به یک جنجال کلان سیاسی بدل شد. توزیع نشدن این تذکره‌ها علاوه بر ناکامی سیاسی، ضعف مدیریتی غنی و عبدالله نیز بود. قانون ثبت احوال نفوس توسط دست‌گاه تقنینی تصویب و توسط رییس‌جمهور توشیح شده بود، اما وقتی که قضیه قومی شد، رهبران حکومت نتوانستند آن را مهار کنند. سران حکومت حتا به نهاد‌ها وقعی نگذاشتند. با آن که رییس‌جمهور غنی، نویسنده‌ی کتاب «بازسازی دولت‌های ناکام» است و در آن برای مدیریتِ ورشکسته‌گیِ نهادیِ دولت‌ها نظرات تجویزی نوشته است، اما خودش نتوانست حرمت و صلابت نهاد‌ها را نگهدارد. اداره‌ی توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیک حالا حیثیت کلک ششم را دارد. یک مشاور عادی رییس‌جمهور می‌تواند طرح‌های اصلاحی رییس آن اداره را وتو کند.
انتظار افکار عمومی این بود که غنی و عبدالله با جرأت سیاسی و قاطعیت مدیریتی توزیع تذکره‌های الکترونیک را کلید می‌زدند. اما جالب این است که اشخاصی مثل اسماعیل یون و ضیاألحق امرخیل بر تصمیم‌گیری‌های نهاد ریاست‌جمهوری تأثیر می‌گذارند. رییس‌جمهور غنی که خودش را اکادمیسن تابع قانون و طرف‌دار نهاد‌ها معرفی می‌کند، یک‌شبه زیر فشار طرف‌دارانش تغییر موضع می‌دهد و فیصله‌ی شورای وزیران، دست‌گاه قانون‌گذاری و دیگر نهاد‌ها را نادیده می‌گیرد.
این مشکل را داکتر عبدالله را هم دارد. عبدالله هم گاهی زیر فشار طرف‌دارانش کوتاه می‌آید. عبدالله نتوانسته است به طرف‌دارنش حالی کند که تاریخ سیاسی خون‌بار نباید مانع تعامل نخبه‌گان سیاسی شود. موضوع‌های جنجال‌برانگیز ملی باید در یک گفت‌وگوی شفاف حل شود. داکتر عبدالله نتوانست طرف‌دارانش را قانع کند که موضوعات مهم ملی، مثل نام هویت شهروندان، با جبهه‌گیری‌های قومی و سیاسی حل شدنی نیست، بلکه در یک گفت‌وگوی شفاف، آرام و از طریق میکانیزم‌های قانونی قابل حل است. عبدالله نتوانست طرف‌دارنش را قانع سازد که اولویت افغانستان فعلاً نام هویت شهروندان نیست، بلکه مسایل دیگر است. تذکره‌های الکترونیک صرف سند تثبیت مشخصات شهروندان افغانستان است نه یک مسأله سیاسی، اما سران حکومت نتوانستند این موضوع را به طرف‌داران‌شان بفمانند.
ناکامی دیگر سران حکومت اصلاح نظام انتخاباتی و تهیه‌ی فهرست رأی‌دهنده‌گان بود. نظام انتخاباتی آن طوری که باید، اصلاح نشده است. ناکامی اصلاح نظام انتخاباتی یک ادعای بی‌پشتوانه نیست، شخص رییس‌جمهور غنی هم از ترکیب فعلی کمیسیون مستقل انتخابات ناراضی است. به همین دلیل است که رییس این کمیسیون را برکنار کرده است. رییس‌جمهور غنی اعلام کرد که در فهرست کمیته‌ی گزینش فرد شایسته‌ای که بتواند مقام ریاست کمیسیون مستقل انتخابات را احراز کند، نیافته است. آقای غنی از اعضای کمیته‌ی گزینش خواسته است که بار دیگر، جلسه بگیرند و فهرستی جدید ترتیب بدهند. این فرمان رییس‌جمهور غنی به معنای آن است که کار قبلی کمیته‌ی گزینش و مجموع روند اصلاح نظام انتخاباتی ناقص بوده است. این امر معنای دیگری غیر از ناکامی حکومت وحدت ملی در اصلاح نظام انتخاباتی را نمی‌رساند.
جالب این است که نیروهای سیاسی هم به کمیسیون مستقل انتخابات باور ندارند. غیر از حکمتیار و دیگر متحدان ارگ، دیگر نیروهای سیاسی به کمیسیون مستقل انتخابات باور ندارند. برخی از نیروهای سیاسی عقیده دارند که حکومت وحدت ملی شاید نتواند انتخابات پارلمانی را حتا با تأخیر برگزار کند. به همین دلیل است که جرگه‌خواهان بیشتر از هر وقت دیگر فعال شده‌اند.
تردیدی نیست که فعال شدن بیشتر جرگه‌خواهان معلول همین ناکامی‌های حکومت وحدت ملی است. اگر این ناکامی‌ها نمی‌بود، جرگه‌خواهان منزوی می‌ماندند.
نگارنده تصور می‌کند که حکومت وحدت ملی هنوز هم فرصت دارد تا ناکامی‌هایش را مدیریت کند. سران حکومت باید با دیگر نیروهای سیاسی بیرون از حکومت، روی میکانیزم نظارت بر کمیسیون مستقل انتخابات به نتیجه برسند. سران حکومت می‌توانند از سازمان ملل متحد هم در این زمینه کمک بخواهند. اگر روی نظارت بر کار کمیسیون مستقل انتخابات اجماع سیاسی حاصل نشود، بی‌اعتمادی‌های قومی و سیاسی بیشتر می‌شود. این امر سبب می‌شود که برگزاری انتخابات پارلمانی به بن‌بست بخورد و مدیریت پس‌لرزه‌های انتخابات دشوار شود.
ناکامی در برگزاری انتخابات پارلمانی برای افغانستان فاجعه و برای حکومت وحدت ملی زهر است. آن زمان طرف‌داران برگزاری جرگه‌ها و راه حل‌های قبایلی صدای رساتری پیدا می‌کنند. سران حکومت باید بیشتر از این، وقت را از دست ندهند. روشن است که سران حکومت هم نگرانی‌های به مورد خود را دارند. آنان نگران راه یافتن سیاست‌مداران طرف‌دار کشورهای منطقه به پارلمان هستند. اما با آن هم سران حکومت ناگزیر اند که انتخابات را برگزار کنند و اجازه ندهند که فاجعه‌ی سیاسی برای افغانستان خلق شود.


Short URL: http://www.turklar.com/?p=17107

Posted by on آذر ۱۲ ۱۳۹۶. Filed under تازه ها, نگاه. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2017 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت