ففتا
Category archives for: اشعار

شقایق

شقایق بهار است وهمه جا پر از گل وشقایق نسیم بهاری گل ها را میخنداند اما !! اما انجا دورتر در مسجدی دخترک شقایق مانندی میگرید وملای میخندد چون جشن شقایق دارد ن۰ف۰س

پنهان کشت

سروده یی از : حفیظ حازم پنهان کشت چگونه میشود ای دوست ناتوان را کشت برای بدعت یک شیخ رهروان را کشت برای چه رنجید و زود رفت سبزه سمنی عطش چشمه نخفت و مه باران را کشت اگر چه خطه ما خانه در زمین شماست زمانه چه تهمت زده وعقل خان را کشت کجای […]

بخشی از یک نامه منظوم استاد ابوالخیر خیری به داکتر انس وزیر معارف وقت ،

به بهانه روز جهانی « زبان مادری» خواستم پیشکش حضور خواننده گان گرامی سازم: از همایون خیری جلیل القدر، آقای انس خان! عزیزم ، شمع جمع اهل عرفان ! مبارک بادت عنوان وزارت ، خدا افزون کند عز و وقارت بفرما عفو اگر اندر نخستین نگارش ، میکنم این گونه تلقین … … به نیروی […]

سروده ئی از حفیظ حازم

سروده یی از : حفیظ حازمبیچاره شدیبیچاره شدی! ملنک پلنگ میگرددبیچاره شدی! دوست به جنگ میگرددبیچاره شدی! کسی وطن دار تو نیستبیچاره شدی! رفیق زنهار تو نیستبیچاره شدی! ترا دهان می بندندبیچاره شدی! غمت نهان می بندندبیچاره شدی! بدان گرفتار شدیبیچاره شدی! سعادتت زار شدیبیچاره شدی! یکه و سرگردانیبیچاره شدی! دربدر یک نانیبیچاره شدی! آخر […]

مولانا گفت :

رفت روزی زاهدی در آسیابآسیابان را صدا زد با عتابگفت دانی کیستم من گفت :نهگفت نشناسی مرا ای رو سیهاین منم من زاهدی عالیمقامدر رکوع و درسجودم صبح وشامذکر یا قدوس ویا سبوح منبرده تا پیش ملایک روح منمستجاب الدعوه ام تنها وبسعزت مارا نداند هیچ کسهرچه خواهم از خدا آن میشودبانفیرم زنده بی جان […]

بیچاره شدی!

سروده یی از حفیظ حازم بیچاره شدی بیچاره شدی! ملنک پلنگ میگرددبیچاره شدی! دوست به جنگ میگرددبیچاره شدی! کسی وطن دار تو نیستبیچاره شدی! رفیق زنهار تو نیستبیچاره شدی! ترا دهان می بندندبیچاره شدی! غمت نهان می بندندبیچاره شدی! بدان گرفتار شدیبیچاره شدی! بهار تو زار شدیبیچاره شدی! آخر دنیا تار استبیچاره شدی! شور و […]

دلتنگی …

دلتنگی یعنی همه چیز داشته باشی وهیچ چیز نداشته باشیکنج قلب خالی کههر گز نتوانستی باکسی یا چیزی پرش کنیدلتنگی قطرات اشک گوشه چشمتکه انتظار ریزش دارد وانرا ازهمهحتی از خودت مخفی کنیدلتنگی دیدن غروب افتاب که خورشید را کشته و تو نگاره زیبا در اسمان خیالت داری دلتنگی ریزش قطرات باران بروی برگ های […]

شعری از زیب النسآ مخفی ( روز نومیدی)

زیب النسأ مخفی ( روز نومیدی) روز نومیدی چو آید ، آشنا  دشمن شود غم جدا، شادی جدا، دولت جدا دشمن شود هر که پیش از وقت درمان خواه در دل شود گر حکیمش بوعلی باشد، دوا دشمن شود چون ز بلبل بخت برگردد بزعم باغبان حسن گل را جنبش باده صبا دشمن شود رو […]

روح دیگر

احساس می کنم قلبم عزیز ترین شاخه ی تنم نخلی روان ترین تحفه ی بهار می موید از بهار دروغینه از سراب احساس می کنم یک روح دیگری در پیکر خراب تنم تار می تند شاید به لفظ سرد آزار می دهد گردون بی قرار شاید ترانه را ازمن رباید او باور نمی کنم کاین […]

دونفر دزد

دونفر دزد خری دزدیدند سرتقسیم به هم جنگیدند این دو بودند در زدوخورد دزد سوم خرشان رازدوبرد درشرایط حاضر . چند نفر دزد خری دزدیدند. سرتقسیم باهم جنگیدند اینها بودند در زدوخورد دزد دیگر خرشان را باخود برد همه وطنداران میدانند که عاشقان قدرت سرسپر دگان مقام وچوکی شیفتگان پول وسرمایه عاشقان جاه ومقام.دلدادگان زوروزر. […]

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2021 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت