ففتا
Category archives for: اشعار

آموزنده ترین سخنان!

ساده منم،باده منم،از همه جا رانده منم از نفس افتاده منم،خنده ی افسرده منم🌼 نور منم،شور منم،بنده ی مجبور منم نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم ساز منم،راز منم،قافیه پرداز منم پشت هم انداز منم،عارف طنّاز منم گشنه منم،تشنه منم،زخمی هر دشنه منم بر لجن آغشته منم،سوی تو برگشته منم پیر منم،شیر […]

شعر از شاعره شیرین سخن عزیزه جان عنایت

باغ هستی ! ای خوشا درسر هوای مهــربانی داشتن عمررا با خلق نیکــو جـاویــدانی داشتن خـانـۀ مظلـوم را روشـن زنــورالتفــات چون چـراغ پــر فروغ زندگانی داشتن دلنوازی یی یتمان کاربس دشوارنیست بــا مـدد راه حقیقت پــاسبــانی داشتــن گربـروزعیش دستی ناتوانی را گرفت بـاغ هستی را به نیکی بـاغبانی داشتن با گل لبخند “عزیزه” شاد گردد […]

یک قطعه شعر از حفیظ الله حازم

به علاقمندان شعرم (آیینه) را تقدیم میدارم. آیینه خجل دیدی بمن لیکن نگاهت شوق مستی داشت و گیسوت دست میزد در طناب جان و شب از عشق لوت دیگری میساخت فضا از نسترن پر بود و مشک عطر میبارید حریرت رنگ مخمل داشت گلابی میشد و قرمز لبانت لحظه فن داشت هوای یک هوس داشت […]

رشـــــک خــورشــــــیـــد

زند صـد طـعـنه بر خـورشـیـد تابان ماه سـیـمایش خجل میگردد هر سـر و چـمــن از نـخــل بـالایــش حجاب از چهره بردارد گر آن لـیـلی وش شـیرین شـود فـرهاد و مـجـنون هـمچو من مفـتون شیدایش شـراب ارغـوانی را مـده سـا قی به بـزم امـشــب که غرق روزگارم از غم هجران و سـودایـش به گـلـگـشـت چـمـن با […]

عرضنامه به حضـور ینگهٔ مسلمان و پشتون

سروده داکتر عبدالسلام آثم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می کنم از دست شویت شکوه هـا ای ینگه جان! کی شـود مـردم زبـنـد غــم رهــا ای ینـگه جان ! آه وفــریـاد وطـنــداران رســـیــده تـا فـــلـک ، چون گذشـتـه درد ایشـان از دوا ای ینگه جان! من به تو از فقـر وناداری نـمـی گـویـم سـخـن، مملـکت شـد مـثل دشـتِ کـربـلا […]

کوزه گر

خاکه خاک بهم میسایید از در لطف چو رحمت به سرش میبارید تا که بابش سازد و آنگهی آب زند بر تن او تا که گل ساز کند گل یک کوزه خوب بعد آن لگد و مشت سرش میبارید وای وای گل شیدا به هوا می پیچید باز پیتو میکرد و گل از شربت لت […]

الا ای مادر..

الا ای مادرِ دُر دانه، رفتی زبین ما چو یک پروانه، رفتی شکستی قفل زندان جهالت ولی درپا هنوززولانه،رفتی چه شوری را بپا کردی درعالم دریغا که خودت عجزانه، رفتی بنازم غیرت ات را ای شهِ شعر ازین غربت سرا،شاهانه رفتی زملا تا به شیخان شرر زا شدند ازشعر تو دیوانه،رفتی در ودیوار ظلم ویران […]

پندار نو

دکلمه شعر زیبا

دکلمهٔ چامه زیبا توسط دختِ "ذکیه کهزاد". با رَفیقان شبِ مهتاب زیادم نَرَوَدتا و بالا شدن تَپهٔ پغمانَک مادلم از بی وطنی پشت خودم می سوزدکه چه بازیچه شده خاکِ غَریبانَک ماحِرص دُینا چقدر خاطره ها داد به بادجَشن آزدای و شب های چراغانَک ماخوش هوا بود و آن شعار حماسه سراتختِ رُستم به سر […]

ظهوراللۀ «ظهوری » پیک سحر لاله با پیک سحرراه دراز آمده است عشق من سرکش ومستانه به نازآمده است حسنش افروخته از پرتو زیبای رخش خنده برکنج لبش روح نواز آمده است زلف او شانه زند ماه شب افروز مدام مر مر قامتش آیینه طراز آمده است حلقه درحلقه فتاده است چو یک خرمن گل […]

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2019 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت