ففتا

روزهشت مارچ را به تمام زنان شجاع سرتاسردنیا تبریک می گویم

قاضی سید موسی عثمان هستی هشتم مارچ ۲۰۱۵

روزهشت مارچ را به تمام زنان شجاع سرتاسردنیا تبریک می گویم

مادرم کشتزارومن تخم بی ادب درجهان

راند او را ازبهشت صاحب هردو جهان

جرم اورا خواند خوردن کندم فریب آدم

گفت ناقص العقل باشدراندۀ هردوجهان

«هاحی»

ازخواب صبح برخواستم کارخانگی من فراموش من شده بود دندان ناشسته سرزینه خانه باچشمان پخل پُرچرت می زدم که درس خانگی من امروز چه است هرقدرزوردماغی درتشناب فکری زدم چیزی حاصل نشد زن ازخواب بیدارشدگفت :عزیزجان برابرمن چرتکه چیرا می زنی ؟گفتم راستی خانم شب می خواستم که فردا کاری را انجام دهدم فراموش کردم خنده کردگفت توشب نگفتی فردا من خود راخودم رخصتی میدهم به احترام ۸مارچ فامیلی به یک هوتل می رویم وغذا می خوریم فوری ازجا برخواستم با حرفهای زیادچاپلوسی روی خانم را از ترس بوسیدم که چنین روزمهم را فراموش کرده ام. ۸ مارچ را به خانم عزیزم تبریک گفتم زنم که سالها رنج آخوند بودن مرا بدوش میکشد خدا می داند و دل او که عمرگران بهای خود را با یک متخصص غسل و وضو گذشتانده و آه از جگر بیرون نکرده.

مادر اولادها در افغانستان انجنیر و استاد فاکولته بوده بدون اینکه مرا ببیند، نادیده به دستور خانواده با من ازدواج کرده به شوخی گفت اگر ملا نمی بودی تصمیمی که به خاطر کارخانگی خود گرفته بودی فراموش تو نمی شد، چو ملا هستی همه جای تو اگر طلا باشد، (…) تو مس است.

با خود گفتم به کتابخانۀ خود سر بزنم اگر در قرآن شریف کلام خدا راجع به « حقوق زن دراسلام » چیزیکی پیدا کنم و به زن بگویم که خداوند عادل است، چقدر حقوق در دین به زنها داده .

وقتیکه قرآن مبارک را باز کردم، خواندم که زن گشتزار مرد است. با خود گفتم فهم قرآن از توان فهم من بالا است، آیا در این آیه چه حکمت است؟

خداوند طرف من بود، قرآن را بسته بودم که عیال بیچارۀ من یک سیاه سرخوب است اگر می دانست که در قرآن این چنین چیزی ذکر شده و تفسیر آیت را از من پرسان می کرد که فهم قرآن به من مشکل بود، چه قسم کلمۀ کشتزار را تفسیر می کردم که خانم احساس کمی نسبت به مرد نمی کرد و حقوق خود را با مرد مساوی در اسلام می دید.

صدای مادر اولاد ها آمد گفت چای صبح را آماده کرده ام، بیا در این روز مبارک با هم نوش جان کنیم. خدا طرف من بود که قرآن پاک را بسته بودم. زن که از جملۀ فیمنیست های دوآتشه است دیگر رفقا وهمصنفی های مرا به نام ملا درخانه نمی ماند.

چای خوردیم، دوباره به کتابخانۀ شخصی خودم که بیش از پنجهرار کتاب دینی وغیردینی دارم بخاطریکه زن اشتباهی نشود که چرا پیش از نوشیدن چای داخل کتابخانه رفتم که حدس و گمان زن برطرف شود، درهمین چرت و فکرغرق بودم بیاد من آمد که مولانا باعث زنده یاد که درعلم دین و قرآن شناسی بحر بود.

راستی تازه تمام فاکولته ها که در جای های مختلف تعمیر درسی شان بود از خیرات امریکایی ها پوهنتون کابل را ساختند تمام دانشکده ها در یکجا در تعمیرهای موجودۀ پوهنتون کابل جابجا شدند. فاکولتۀ شرعیات هم از پغمان نقل مکان نموده بود در پهلوی فاکولتۀ حقوق به دانشگاه شرعیات جا داده بودند.

ما که درعمرخود کمود را ندیده بودیم و فکرمی کردیم با کاغذ پاک کردن نجاست توهین به دین مبین اسلام است، چون استاد های ما گفته بودند کاغذ مقدس است به خاطریکه نام خدا و قرآن وحدیث درکاغذ نوشته می شود، اگر کاغذ در زمین افتاده باشد جمع کنید در آب اندازید.

ما درتشناب های فاکولتۀ ما کلوخ استفاده می کردیم، همه تشناب ها بند شده بود، رئیس پوهنتون امر کرده بود که یکنفر در دروازۀ فاکولته استاد شود و جیب محصلین دین پرور شرعیات را تلاشی کنند که با خود درتشناب ها کلوخ نبرند و اگر از جیب شان کلوخ پیدا شد، آنها را داخل فاکولته نگذارید. بدبختانه ما چند نفر در نیفۀ تنبان خود چند کلوخ را پنهان کرده بودیم. نفر مؤظف کلوخ ها را پیدا کرد و ما را داخل دانشکده نماند. ما در زیر درختان پشه خانه رفتیم و نشستم که شورنخود بخوریم، از اینجا و آنجا حرفهای زیاد زدیم، چون آخوند بودیم حرفها سر دین آمد.

زنده یاد مولانا باعث گفت اگر شما به تفسیر و قرآن شناسی آشنایی داشته باشید یا آشنایی پیدا کنید، شما در قرآن طنزها و هجوه های زیاد را می بینید. یکی از همصنفان ما که لعنتی ! کمونست بود خنده کرد که مولانا خدا هم طنز گو است ؟

مولانا خنده کرد، دید که مشت بستۀ دین را پیش این بی دین باز کرده، خود را به کوچۀ حسن چپ زده گفت وقتیکه خدا پیش و پس بندگان خود را بدون برمه (…) کرده می تواند، مگر دانش طنزی خدا (ج) کمتر از آقای جلال نورانی است که طنز گفته نتواند.

راستی این خاطره به من کمک کرد، دوباره همان صفحۀ قرآن کریم را باز کردم، به دقت آیۀ شریفه را خواندم.

به این عقیده شدم که ملا های دینی و مذهبی هنوز هم در وطن ما جرئت این را ندارند که اکثر آیات قرآنی طنزگونه و هجو نما و اکثر سنت های دینی طنز و هجو است که آن هجو ها هم در نزد ما مقدس است. ما جرئت این را نداریم که نقد کنیم و هر طنز و هجو را در درون دین و مذهب دستور الهی می شماریم. من نمی گویم که در این حدیث و یا این آیه طنز گونه حرف محمد و خدا نیست، تنها انتقاد من در این جا است که خدا انسان را اشرف مخلوقات گفته و این اشرف المخلوقات حق ابراز نظر ندارد و اگر کسی دل به دریای جرئت زند و منطقی فکرکند او را به نام بی دین سرزنش می کنند تا پیروان کر و گنگ شان هوشیار نشوند.

اگر به دقت شما آیه ها و حدیث را مطالعه کنید، آن وقت متوجه می شوید که کلمات ، کنایه ، طنزگونه و هجو صریح دیده می شود. مثلاً در حدیث بخاری شما می خوانید که دختر چهارساله به اجازۀ ولی آن قابل نکاح است، از سن مرد هیچ چیزی گفته نشده که هم سن سال دختر باشد یا نباشد، وقتیکه دختر جوان می شود مرد چند ساله باشد؟!

تنها گفته زمانی که دختر بزرگ شد(بالغ) گشت، باطل‌ کردن, نقض ‌کردن, برهم‌ زدن‌ معاملۀ قبلی و زائل کردن ، شکستن ، جدا کردن و باطل کردن عقد از صلاحیت زن است.

درحالیکه در اسلام و شریعت اسلامی زن حق فسخ نکاح را ندارد. مرد در قسمت طلاق تصمیم گرفته می تواند، حتی مشوره با زن در کار نیست.

طلاق حق مرد است، تا زمانی که مرد طلاق ندهد، زن حق گرفتن طلاق خود را ندارد. زن به حساب کشتزار مرد می رود که کشتزار گفتن دلالت به مالکیت شخصی مرد می کند و غضب و گرفتن ملکیت شخصی توسط اشخاص دیگر نا جائز است. شما قضاوت کنید که در استدلال دینی و مذهبی یک طنز و یک هجو نیست؟ و اگر به دقت متوجه شویم قبل از اینکه ادبیات امروزی شکل اصلی خود را بگیرد در داستان های شفائی ادیان این نوع طنز دیده می شود، این هم ثابت نمی کند قبل از اینکه بشر دسترسی به قوانین ادبی پیدا کند، طنز در روایات مذهبی وجود داشته و بشکل یک مکتب مستقل ابتدایی ادبی عرض اندام نموده و قدامت طنز و هجو بیشتر و سابق از ادبیات پیشرفته امروزی از برکت دین در دین بوده و ما آن طنزها وهجو ها را دستور الهی می دانیم.

به اقوال ذیل توجه کنید و بعد خود بیاندیشید:

برگرفته از «نهج‌الفصاحه»، مجموعه‌ی کلمات قصار حضرت رسول‌الله اکرم (ص) انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۷۷، تهران، ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده:

« و آن زنان را که از نافرمانی شان بیم دارید اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنید شان اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید.» (ش ۳۴ )

« حق شوهر بر زن آن است که بدون اجازه‌ی او، جز روزه‌ی واجب نگیرد و اگر گرفت گناهکار است [و از او] نپذیرند. و بدون اجازه‌ی او [مرد] چیزی از مال او را به کسان ندهد. اگر داد ثوابش از شوهر و گناه [آن] از زن است. و از خانه‌ی او [مرد] بی اجازه بیرون نرود و اگر رفت خداوند و فرشتگان غضب، او را لعنت کنند، تا توبه کند یا بازگردد؛ اگر چه شوهرش ستمگر باشد!» (شماره‌ ۱۳۸۸، صص ۴۴۵ تا ۴۴۶)

« از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید؛ زیرا شیطان، نگران و در کمین است و هیچ‌یک از دام‌های وی [شیطان] برای پرهیزگاران مانند زنان مورد اطمینان نیست» (ش۵۰ ص ۱۶۴)

» از بی لباسی برای نگه داری زنان [در خانه] کمک جوئید؛ زیرا زن وقتی لباس فراوان و زینت کامل دارد، مایل به بیرون رفتن است.» (ش ۲۸۲ ص ۲۰۹)

« از هیچ فتنه‌ای که خطرناک‌تر از زن و شراب باشد، بر امت خویش بیم ندارم.» (ش۲۶۱۱، ص۶۹۴)

« هر چشمی زناکار است و زن وقتی خوش‌بو شود و بر انجمنی بگذرد، زناکار است.» (ش ۲۱۵۷، ص۶۱۱)

«پس از من برای مردان، فتنه‌ای زیان‌انگیزتر از زنان نخواهد بود.» (ش۲۵۷۲، ص ۶۷۸)

«گروهی که زمامدارشان زن است، رستگاری نبینند.» (ش۲۵۵۱ ص ۶۸۳)

«وقتی زنی دور از بستر شوهر خود شب را به روز آورد، فرشتگان تا صبح [یا تا وقتی که زن به خانه برگردد] او را لعنت کنند.» (ش ۱۸۷، ص۱۹۰)

«در جهنم نگریستم و دیدم که بیشتر مردمان آن زنانند.» (ش۳۳۱، ص ۲۱۹)

«بدترین زنان شما آرایش کنان و متکبرانند و آنان منافقانند و از آن‌ها جز به اندازه‌ی کلاغی که خط سفید برگردن دارد، به بهشت نمی‌روند.» (ش۱۵۳۵، ص ۴۷۵)

«اگر زن نبود، مرد به بهشت می‌رفت.» (ش ۲۳۵۸، ص ۶۵۳)

«اگر زنان نبودند، خدا چنان که شایسته‌ی پرستش اوست، پرستیده می‌شد.» (ش۲۳۶۱، ص ۶۵۳)

«النساء حباله الشیطان، زنان، دام‌های شیطانند.» (ش ۳۱۵۳، ص ۷۸۹)

«وای بر زنان از دو چیز، طلا و جامه‌ی زیبا!» (ش۳۱۹۰، ص ۷۹۶)

«خدا مماطله‌گر را لعنت کند؛ یعنی زنی که شوهرش به بسترش خواند و گوید: “کمی بعد” تا خوابش ببرد.» (ش ۲۲۳۷، ص ۶۲۸)

«اگر پیش وی باشی، بد زبانی کند، و اگر پیش وی نباشی، به تو خیانت کند.» (ش ۱۱۶۳، ص ۳۸۷)

جهاد زنان، شوهرداری خوب است. (ش ۱۴۰۳، ص ۴۴۹)

«بهترین مسجد زنان، کنج خانه‌ی آنهاست.» (ش ۱۵۳۲، ص ۴۷۴)

«اگر به کسی دستور می‌دادم کسی را سجده کنند، به زن دستور می‌دادم شوهرش را سجده کند.» (ش ۲۳۴۸، صص ۶۵۰ تا ۶۵۱)

«اگر به کسی دستور می‌دادم کسی را سجده کند، به زنان دستور می‌دادم شوهران خویش را سجده کنند، از بس که خدا برای شوهران حق به گردن زنان نهاده است.» (ش ۲۳۴۹، ص ۶۵۱)

گفتیم: ای آدم ، تو و همسرت در این باغ ساکن شوید و از ( میوه و نعمت های ) آن به فراوانی از هر جای آن که خواهید بخورید ، و به این درخت ( درخت گندم یا انگور یا انجیر ) نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود.

وَ قُلْنا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَ کُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمینَ«۳۵»

آیت الله مشکینی

Short URL: https://www.turklar.com/?p=13539

Posted by on اسفند ۲۵ ۱۳۹۳. Filed under تازه ها, فوتو. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت