ففتا

از اوراق تاریخ

از صفحه غلام سخی سخا

از اوراق تاریخ: متن مختصر و موجز زیر حاوی مکاتبات بین عبدالرحمن و گریفمن نمایندۀ خاص گورنر جنرال هند در دربار امیر کابل ( یعقوب خان ) می باشد. این جبار و جانی و خونخوار و دشمن کلتور و فرهنگ هنوز امیر نشده بود تازه بعداز چند سال فرار و سکونت در بخارا و سمرقند به تورکستان برگشته و به طور آواره و فراری از یک محل به محل دیگر می گشت یعنی بین قندوز، فیض آباد و رستاق در سیر و حرکت بود.
در مکتوبات متبادله دو مطلب مهم و درخور توجه وجود دارد که امیدوار هستم مطالعۀ آن انسان های کله شق و سرزور را کمی به تعقل و تفکر وادارد. البته این مختصر متکی به منبع دست اول یعنی کتاب ” تاج التواریخ” تالیف عبدالرحمن می باشد.
وقتی گریفمن اطلاع حاصل میکند که این فراری به تورکستان در حال گشت و گذار میباشد ضمن مکتوبی از چگونگی و قصد و نیت سفر اورا اینطورجویا میشود:
« دوست محترم من سردار عبدالرحمن خان، بعداز تبلیغات رسمیه و آرزومندی مژدۀ سلامتی شما اطلاعاً زحمت افزا می شود که دولت انگلیس از استماع اینکه شما وارد قته غن شده اید مشعوف هستند خوشنود خواهند شد بدانند شما از روسیه به چه قسم حرکت نموده اید و ارادۀ خیالات شما چیست.» دوست شما گریفمن صاحب.
عبدالرحن، چون زیر دست جنرال کار کشتۀ انگلیسی به نام کمبل که بعداً مسلمان شد و نام شیرمحمد را برگزید، و جنرال روسی تعلیم دیده بود از نهایت زیرکی نامۀ واصله را به همراهانش میخواند و از آنان در تهیۀ جواب مکتوب نمایندۀ انگلیس طلب مساعدت مینماید اما جواب هیچ کدام شان را نمی پسندد و شایستۀ ارسال نمیداند و در مورد جواب های نوشته شده و جوابی که خودش تهیه می کند چنین می نویسد:
« خلاصه تمام این مزخرفات را نزد من آوردند، همه را به آوز بلند خواندم بعداز آن اظهار داشتم من هم جوابی در حضور شما می نویسم تا شما خیال نکنید با کسی مشورت کرده ام کاغذ و قلم برداشته از خداوندی که پروردگار همه مخلوقات مسئلت نمودم که به من الهام نماید جواب سزاواری بنویسم. پس از آن در حضور هزار نفر از افاغنه و اوزبک به قرار ذیل نوشتم: … من با اجازۀ جنرال کافمن فرمانفرمای دولت روس از روسیه حرکت نمودم و ارادۀ من از این اقدام فقط این است که در این پریشانی و اشکالات زیاد از ملت خود همراهی نمایم، زیاده والسلام».
مطلب اول در جواب فوق که شخص خودعبدالرحمن نوشته، کاملاً روشن شده باشد. البته این سندی است از زبان یک افغان اصلی بر آمده و در کتابش درج و ثبت می باشد و کلماتی چون ” افاغنه و ” زبان افاغنه” دراین کتاب نه یکبار بلکه به کرات و مرات به ملاحظه می رسد و نفی و انکارش عاقلانه نخواهد بود و شکاکان سرزور میتوانند به آن کتاب مراجعه نمایند. مطلب دوم که در حقیقت جواب به سوال ” افغانستان مدرن چه وقت تشکیل شده است؟” می باشد موکول به روز دیگر. اما قبل از اتمام توجه شما را به این نکته جلب مینمایم تا به ” صداقت ” میر غلام محمد غبار مورخ کشور پی ببرید. موصوف ( غبار) کلیه جواب ها که از نظر عبدالرحمن خان ” مزخرفات” پنداشته شده بود و به شمول جواب شخص عبدالرحمن را در صفحه ۶۳۶ کتاب خود ” افغانستان در مسیر تاریخ” انعکاس داده در همین صفحه می نویسد:
« ولی او [ عبدالرحمن] به آنان(!؟)مسودۀ خودش را نشان داد …».
” آنان” مورد نظر غبار کی بودند؟ جواب در متن فوق آمده است. تکرار می کنم هزار نفر افغان و اوزبیک!
ببنید یک دیکتاتور خونخوار حقیقت را آن طوریکه بوده گفته و مگر یک مورخ حداقل از تکرار و بازگویی آن هراسیده چرا؟
اگر غبار به جای ” آنان” همان جملۀ مختصر عبدالرحمن را مینوشت چه چیز را از دست می داد؟
با ننوشتن یا کتمان حقیقت چه چیز را نصیب شده است؟ نمی دانم این سوال ها را از کی بپرسم.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=17681

Posted by on فروردین ۱۰ ۱۳۹۷. Filed under تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت