ففتا

ملاحظاتی چند در مورد صفتهای نسبتی «غزنوی» و”غزنویان”

ملاحظاتی چند در مورد صفتهای نسبتی «غزنوی» و «غزنویان»
که نادرست


مورد استفاده قرارداده شده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همه می دانیم که ولایت ” غزنی ” خاستگاه یکی از امپراطوری های عظیم که در تاریخ به نام ” امپراطوری غزنویان” معروف و مشهور شده است، میباشد. صفت نسبتی ” غزنوی” و ” غزنویان” به طور ذیل قابل بحث و بررسی پنداشته میشود:
اولاً، ” غزنویان” نه قومی بودند و نه هم اسم افراد و اشخاص . موسس یا موسسین آن امپراطوری بزرگی از تورکان قارلوق یا قرلوق بودند. شایسته است عوض امپراطوری غزنوی( که کاملاً مبهم و تاریک است) «امپراطوری تورکان غزنی» استعمال شود.
ثانیا، درست است که اساس این امپراطوری در ولایت غزنی گذاشته شد، اما محدود و منحصر به این ولایت نبود.
ثالثاً، سلاطین غزنی، نه با صفتهای ” غزنوی” و ” غزنویان” آشنا بودند و نه هم آنرا استعمال می کردند، در غیر اینصورت، مولفان آثار و تالیفاتی چون تاریخ بیهقی ( تالیف در زمان سلطنت سلطان مسعود بن سلطان محمود)، تاریخ سیستان ( تالیف قرن پنجم هجری)، تاریخ گردیزی یا زین الاخبار ( تالیف قرن پنجم هجری)، سیرالملوک ( تالیف قرن پنجم هجری)، قابوس نامه ( تالیف قرن پنجم هجری) و طبقات ناصری ( تالیف قرن هفتم هجری) از تذکر آن احتراز و اجتناب نمی کردند. دانشمندان فوق الذکر معاصر سلاطین غزنی بودند.
من به صفتهای نسبتی به ناحق شهرت داده شده مشکل و ایرادی دارم. اولاً، مخترع و موجد آن هرکی بوده پا را فراتر از گلیم خود گذاشته و بدون داشتن هیچ نوع حق و صلاحیتی به ابداع و ترویج این صفتها ها پرداخته است. ثانیاً، مطلب مهمی که راقم را به تحریر سطور حاضر وادار نمود این است که همین صفتها اسباب و موجبات برخی ابهام و سوءاستفاده را فراهم کرده است. یعنی چه؟
روز قبل کتاب دیجیتلی به نام ” غزنه و غزنویان” تالیف استاد غلام جیلانی جلالی را داونلود نمودم و در صفحه ۱۸ این کتاب، سلطان محمود را ” سلطان افغانی” نوشته شده است. دقت کنید به نوشته ذیل: ( علامت های تعجب و سوالیۀ داخل هلال از راقم سطور حاضر می باشد.)
« در عهد این سلطان افغانی(!!!) باشندگان کشور وسیع هند را با فرزندان این سرزمین که همجوار نزدیک آن ها هستند روابط فنا ناپذیری پدید آورد و در بین دو ملت ارتباط علمی- تهذیبی- مذهبی و اجتماعی برقرار گردید- شک نیست در زمان محمود بزرگ شاهنشاه افغانستان(!؟) به فتوحات مسلسل او، راه انتشار دیانت مقدس اسلام- زبان- ثقافت و هنر اسلامی افغانی(!) در ماوراء اباسیند باز شد با سپاه افغانی(!!!) و به دنبال نقش قدم عساکر مظفر غزنوی قافلۀ دانشمندان، روحانیون و فلاسفه ازاین مرزوبوم به آن سرزمین به حرکت آمد و به این وسایل اساس تمدن و ثقافۀ نوین گذاشته شد که مظاهر آن را مستشرقین تمدن (هند و افغان) یاد می کنند…».
نوشته هایی ازاین قبیل بر من و شما که از اصل و نسب سلاطین مورد بحث واقف ایم، مضحک و مسخره و بی خاصیت معلوم می شود. برخلاف هستند کسان دیگر که خالی الذهن اند و گول و فریب همچو حرف و حدیث های کاذب و تقلبی را میخورند. گمان نمی کنم در دروس تاریخی مکاتب هم، این سلالۀ اصلاً و نسباً تورک را، تورک معرفی کرده باشند.
نوشتۀ مضحک تر و مسخره تر و بی خاصیت تر دیگر متعلق به نویسنده ای به نام یوسف شاه یعقوب اف می باشد. این آدم در مقالۀ خود تحت عنوان ” پیدایش تور و ترک” بدون ذره ای خجالت مدعی است که دولت قراخانیان، سلجوقیان و غزنویان را دولت ترک نامیدن روا نیست. ( جهان ایرانی و توران، مجموعۀ مقالات، صفحه ۳۴، چاپ سال ۱۳۸۱ تهران).
این دولت ها که، دولت تورک نبوده پس دولت کی بوده است؟ نویسنده دراینجا از احتیاط کار گرفته و هیچ توضیحی در مقاله اش دیده نمیشود.
به هرحال، نتیجۀ حاصل از مطالب و مشروحات فوق این است که استعمال صفتهای مندرج متن بنابر اشکالات ناشی از آن از یکطرف و عدم استفادۀ آن در زمان حاکمیت دوصد سالۀ سلاطین تورک غزنی از جانب دیگر، کاملاً زاید میباشد.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=17745

Posted by on فروردین ۲۳ ۱۳۹۷. Filed under تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت