ففتا

فرجام دموکراسی ناکام

به وهم نشئۀ آزاده گی گرفتاریم
چو صبح آن چه قفس موج می زند پر ماست « بیدل دهلوی »

فرجام دموکراسی ناکام :
+++++++++++++
نعیم سلیمی
تقریبا دو دهه قبل سرنوشت بی بنیاد افغانستان با مهندسی تکنوکراتهای افغانی و حلقات حاکم قدرت های غربی با ایجاد یک قفسچه طلایی از یک دموکراسی پر زرق و برق تقلیدی کاپی شده از دموکراسی های لیبرال که بیانگر واقعیت های عینی اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی کشور ما نبود در سال ۲۰۰۱ در شهر بن واقع در غرب المان در یکی از هوتل ها رقم زده شد. متاسفانه یک نگاه عمومی به تاریخ افغانستان نشان دهنده این حقیقت تلخ است که سلاله پادشاهان و امیران افغانستان مهمترین تصامیم سیاسی شان را خارج از پایتخت وطن شان اتخاذ نموده اند .
زمانی یعقوب خان به همراه لوئیس کیوناری نمایدنده انگلیبس در سال ۱۸۷۹ در قریه ی دور افتاده یی در شمال هند معاهده ی « گندمک » را به امضا رسانید ، و زمانی هم نماینده های امان الله خان و امپراطوری بریتانیا « معاهده صلح » را پس از حصول استقلال افغانستان در راولپندی امضا نمودند .
رهبران مجاهدین نیز در سال ۱۹۹۲ « موافقتنامه پشاور » را که قرار بود سند تقسیم قدرت و ضامن صلح در کشور باشد ، در پاکستان امضا کردند و قبل از انکه رنگ امضای خامه هایشان بر روی کاغذ بخشکد ، دود جنگ شان در اسمان کشور تصاعدنمود.
اگر به همه این تلخ کامی های تاریخ افغانستان در گذشته نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که به قول غلام محمد غبار مورخ ماندگار کشور « اگر مردم افغانستان در لحظات خطرناک مقدرات خود را تابع رفتار امرا و شهزاده گان مینمودند شک نیست که افغانستان با تمامیت خود معدوم شده بود ….. » ( افغانستان در مسیر تاریخ / جلد اول ف ص ۴۴۹ ) .
هرچندیکه به عقیده شخصی من کنفرانس بن ادامه و تداعی موافقتنامه پشاور است ؛ منتهی با تفاوت این نکته که اینبار سیاستمداران به اصطلاح میانه رو و کهنه کار برخاسته از میان تنظیم های های جهادی معتدل ( جبهه نجات ملی و محاذ ملی ) بیشتر زمینه های ابتکار عمل را بدست گرفتند و زمینه را برای تجربه یک صفحه نوی از تاریخ افغانستان زیر سایه دموکراسی با تصویب قانون اساسی طی برگزاری لویه جرگه یی در سال ۲۰۰۳ فراهم نمودند ؛ ولی همانگونه که دود و باروت انزمان فضای کابل را بعد از موافقتنامه پشاور پر نمود ، امروز نیز بعد از گذشت تقریبا دو دهه از نشست بن افغانستان به یک حمامی از خون و کشتارگاه ده ها گروه تروریستی از طالب و داعش شروع تا دیگران مبدل گردیده است که بیشتر از ۵۰ درصد مساحت ان در قلمرو تحت کنترول طالبان قرار دارد و تقریبا بیشتر از دو نیم ملیون جمعیت ان به مواد مخدر مبتلا میباشند ؛ مگر میشود برای این مدل دموکراسی جز یک نام و انهم « دموکراسی ناکام » اسم دیگری را برگزید ؟
وقتیکه انسان به بربریت ودهشت کنونی نگاه میکند ؛ تو گویی که حضرت ابوالمعانی بیدل دهلوی در میان ما و در عصر ما زنده گی مینماید و با غزلیات ناب خویش که نمونه انرا در سر اغاز این مضمون گذاشتم بر ای ما تفهیم میکند که ما در توهم خمار ازادی ( دموکراسی- منتقد ) گیر مانده ایم و ما را در درون این قفسچه طلایی با پنجره های اهنین گداخته از اهن داغ مانند پرنده های به اسارت گرفته اند و هر چه بال و پر میزنیم و سعی میکنیم تا این قفس را بشکنیم و بسوی دیار ازادی و ازاده گی پرواز نماییم ؛ ولی صد افسوس که شاه پر های ما میشکنند و میسوزند و تار و پود وجود ما از تپیدن متوقف میشوند .
درین جستار نوشتاری اندک سعی بعمل میاید تا به جلوه های جدیدی از یک چرخش استبدادی دموکراسی ناکامی که اساس و بنیاد آن از زمیبن تا ثریا کج نهادهب شده بود پرداخته شود و در ضمن پس منظر ناهنجار اتفاقاتی را که سالهای بعد در پیش روی مردم داغ دیده ما قرارخواهد گرفت ، به بررسی م


ختصر گرفته شود :
*عبداله عبداله رییس اجراییه بیصلاحیت در حکومت شرکت سهامی در پی افزایش نگرانی ها از حضور کمرنگ مردم در مراکز ثبت نام ، شنبه اول ثور نشست اضطراری شورای وزیران را برگزار نموده کفت که « در صورت شکست روند ثبت نام رای دهنده گان وضعیت سیاسی با چالش روبه رو خواهد شد »( فهیم امین ، یکشنبه ، ۲ ثور ۱۳۹۷ ، ۸ صبح ) . نامبرده درین نشست از مردم خواست که برای شرکت در انتخابات به مراکز ثبت نام رفته ونام نویسی کنند ؛
* جناب عزیز منصف مضمون دلچسپی را زیر نام « ثبت نام به دستور حاکم » در هشت صبح به نگارش گرفت که از نظر من واقعا دلچسپ به نظر میرسد . منظور عزیز منصف این است تا برای ما چنین افاده را برساند که گویا اشرف غنی احمد زی حاکم مطلق العنان است ؛ ولی وی بنابر موقف محافظه کارانه یی را که هشت صبح در همچو مواردی دنبال میکند جراات نکرده تا سچ و پوست کنده حرف بزند . در قسمتی ازین نوشته امده است که « اشرف غنی ، رییس جمهور کشور به مقامات و مامورین دولتی دستور داده است که برای رای دادن در انتخابات پارلمانی و شورا های ولایتی “خود” و ” خانواده های شان” را ثبت نام کنند . هرچند دادن رای در قانون اجباری نیست اما به نظر میاید که ارگ برای تشویق دیگران و تبلیغ برای ثبت نام دست به این حربه برده است …..» .
در رابطه با مضمون اقای منصف باید منصفانه عرض کنم که :
*صرفنظر از ساختار و طرزالعمل رای دهی های اختیاری و یا اجباری که در قوانین انتخاباتی کشور های مختلف دنیا تفاوتی هایی را درین مورد دارا میباشند ؛ ولی یک چیز مسلم و روشن است که « حق اراده » منحیث یک عنصر اساسی پذیرفته شده حقوقی در تمامی قوانین انتخاباتی منجمله قانون انتخابات افغانستان صراحت کامل دارد .
در باب « رعایت ازادی اراده » ؛ ماده پنجم قانون انتخابات افغانستان تصریح میکند که « رای دهنده گان در انتخابات با اراده ازاد اشتراک می کنند . اعمال هر نوع محدودیت مستقیم یا غیر مستقیم برای رای دهنده گان و نامزدان به ارتباط زبان ، مذهب ، قوم ، جنس ، قبیله ، سکونت و جایگاه اجتماعی ممنوع است » .
با در نظر داشت همین عنصر « ازادی اراده » و همچنان بنابر طرزالعمل قانون اتنتخابات که رای دهی را یک امر اختیاری تعریف میکند ؛ امر و تاکید هردو تا حاکمان نیابتی و یا اربابان مزدور نیابتی ؛ علی الخصوص اشرف غنی که حاکم اعلی نیابتی ارگ ریاست جمهوری در ساختار نظام قبیلوی ملوک الطوایفی افغانستان میباشد تخطی اشکار از اصل رعایت استقلال اراده و صلب حق امتناع و یا استنکاف ازآرا مردم ارزیابی میگردد که خود مستوجب بازجویی قانونی میباشد .از متن صریح این فرمان چنین بر میاید که هیچگونه تشویقی در زمینه درکار نیست ؛ بلکه به لحنی که متن نگارش یافته از ان بوی تهدید به مشام میرسد که رییس جمهور با استفاده از جایگاهش به حیث فرد اول مملکت بالای مردم اعمال نفوذ می کند .
*نکته دیگر بازهم در امتداد تخطی اراده ، سلب و نقض صلاحیت ها و طرزالعمل های کاری « کمیسیون مستقل انتخابات » میباشد که شخص اشرف غنی درین اواخر با تاکید و پا فشاری از طریق مجاری اعمال نفوذ خود( سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری ) مبنی بر تحمیل نصب برچسپ ها در کاپی شناسنامه های رای دهنده گان بالای کمسیون مذکور ، اعمال فشار و نفوذ مینممود که خوشبختانه حسب تازه ترین اطلاعات در یک فیصله نهایی کمیسیون عالی انتخابات حسب عکس المعمل بد ان در میان مردم باطل اعلان گردید ؛ اما با وصف انهم نمیتوان مطمئن بود تا در آیینده برای گسترش زمینه فساد چه اقداماتی رذیلانه دیگری را رویدست خواهند گرفت .
من برای پیام رسانی این مطلب و محتوای این نوشته به اجازه دوست و همکار خوبم در گذشته های دوران کاری ام جناب عتیق شاهد یکی از شهکار های کارتون ایشان را به عاریت گرفته ام که بهترین شکلی همین تخطی اشکار را به تصویر کشیده اند که من انرا انضمام این جستار می سازم .
مثلیکه در بالا مشاهده نمودید در اغاز پروسه ثبت نام به بسیار کندی و با بی میلی تمام به پیش میرفت . بعد ها طوریکه مشاهده نمودیم صدور فرامین اداری به والیان و تمامی ادارات دولتی یکنوعی از تسریع مصنوعی پروسه را با خود به همراه داشت که ناشی از ترس و تنگ ساختن حلقه برای کارمندان اداری بود که حسب اطلاعاتی که از داخل از طریق فامیل ها در اختیار من قرار گرفته است برای امرین ادارات دولتی و مسوولین مکاتب تعلیمی هدایت داده شده تا لیست کسانی را که ثبت نام نمیکنند تهیه و در اختیار مقامات بالا قرار دهند و حتی گفته شده که اجرای معاشات معلمین را موکول به ثبت نام و راجستریشن سازند تا همگان حاضر به شرکت در انتخابات گردند . چنین برخوردی ما را بیاد گذشته های برخی از روشهای نامیمون و انحرافی بیروکراتیک اغازین شروع رویداد ۷ ثور در کشور میاندازد که کارمندان ادارات دولتی را با عمال همچو فشار هایی به تظاهرات نمایشی میکشانیدند .
*برای متعلمین اناث و ذکور مکاتب که دوره لیسه را ختم نموده و اماده سپری نمودن امتحان کانکور میباشند هدایت داده شده تا برای دریافت حق شرکت در کانکور بایستی کاپی تذکره هایشان را با چسپانیدن ستیکر ها راجستر نمایند .
*تاکید و اصرار روی برچسپ ها فقط و فقط برای یک منظور صورت میگرفت و ان اینکه بر ای ارگ ریاست جمهوری کنترول اکثریت قومی و انحصار قدرت یکجا با متحدین قومیگرای ان چون اسماعیل یون ( افغان ملت ) و گلب الدین حکمتیار ( حزب اسلامی ) جهت تنگ ساختن حوزه های انتخاباتی برای رقبای سیاسی و قومی شان جهت کسب کرسی های بیشتری درپایان انتخابات پارلمانی اینده ، در اجندای روز کاران ها قرار دارد . برای دریافت جزییبات بیشتر درین مورد توجه خواننده گان را به جزییات مضمون اقای فردوس زیر نام « اکثریت قومی و انحصار قدرت »( دوشنبه ۲۴ ثور ۱۳۹۷ ، ۸ صبح ) جلب مینمایم که من فشرده انرا با شما در میان گذاشتم . عین همین نویسنده در یک مضمون مفصلی دیگری در رابطه با شدت و تندی بحران کنونی قدرت د ر افغانستان در استانه انتخابات پارلمانی اینده درین تازه گی ها به تاریخ ۲۴ ثور زیر عنوان « اینده مبهم انتخاباتی » جزییات فراهم سازی دسایس و حیله های سیاسی موجود در زمینه را افشا میسازد که تا بحال هیچ شبکه خبری افغانستان به شمول هشت صبح با چنین صراحتی موضوع را رای زنی ننموده بود که دقیقا مصداق تایید از انچه را که من « فرجام دموکراسی ناکام » عنوان نمودم میباشد .چنین موضعگیری های و بازتاب ان در رسانه های خبری ناشی از ان است که دیگر سیاست سازش ها و مشارکت ها نیز چسپ و گیرایی خود را از دست داده اند و بحران از عمق جامعه در سطوح بالایی قدرت طغیان میکند که به مشکلات و درد سر روز افزون مدریت کننده گان خارجی جنگ افغغانستان می افزاید . به عباره دیگر هیولایی را که خود انها خالق آن اند دیگر از اداره و کنترول انها بیرون میرود . اقای فردوس درین مضمون کشکمش های تازه ارگ و سپیدار را با تفاوتهای معینی توام با موجودیت قوای خارجی در افغانستان در لحظه کنونی با خونریزی های دهه هفتاد کابل مقایسه نموده است که در ان رییس جمهور و صدر اعظم وقت ، دوطرف درگیر بودند . در قسمتی از نوشته جناب فردوس که در واقعیت تفسیر و نتیجه گیری از از وضع موجود را بیان می کند می خوانیم « واقعیت این است که ارگ دیگر به نظم سیاسی پس از بن اعتقاد ندارد . نظم سیاسی پس از بن به گونه یی بود که هر گروهی قومی و سیاسی بر مبنای وزنی که در مناسباتت قدرت داشت ، در حکومت راه یافته بود …. » .
چنین مواردی را که در فوق از انها بر شمردیم نمیتوان جز یک چرخش منفی استبدادی در مسیر دموکراسی ناکام افغانستان نامید ؛ زیرا اشرف غنی تصور میکند که ” خودش قانون است ” و حتی فراتر از ان قرار دارد ، چونکه خلا های موجود و کمبودی های ساختاری در قانون اساسی افغانستان وی را سر قوماندان اعلی ساخته است و شاید هم او فکر کند که او ” سایه خدا در روی زمین ” است و تصور من این است که اگر چنین تمایلات و گرایش های بسوی تمرکزسرکش قدرت مهار نشوند ، در انصورت زمینه ها و اسبابی را ایبار صرفا زیرنام دموکراسی کلیشوی فراهم خواهند ساخت تا بمانند امیر عبدالرحمن خان بنیانگذارمعاصر دولت متمرکز قبیله یی ” افغانستان ” ، سیاست های ولچک و زولانه ، غرب و غراب ، قین و فانه و غیره جایگزین روشهای مدرن دولت داری و ملت سازی گردد .
یگانه بدیل بر ای چنین الترناتیفی را بایستی در اتحاد همه نیرو های ترقی خواه و دموکراتیک صرفنظر از تعلقات فکری و سیاسی شان بدور یک جبهه واحد متحد ملی با قاعده وسیع برخاسته از متن اهرم جامعه ما به حیث مبرمترین وظیفه عاجل همه مردم افغانستان جستجو نمود که در ان بایستی هیچگونه جایی برای اعمال و انحصار قدرت قومی از سوی عناصر و جریانات فاشیستی نیابتی وجود نداشته باشد و بجای سیاست دیکته و سلطه جویی ، همدلی و همزبانی و بهم پذیری جای نفرت را بگیرد .
دیدگاه شما در مورد ….

Short URL: https://www.turklar.com/?p=17923

Posted by on اردیبهشت ۳۰ ۱۳۹۷. Filed under تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت