ففتا

فاریاب قربان پلان های سیاست گروه هاست

فاریاب قربان پلان های سیاست گروه هاست؛ ما اوزبیکها که این امکان را برای گروه ها میسر ساختیم، چه اندازه مقصر هستیم؟
آیا کدام زمان سیاست ملی خود را داشتیم؟ یا حالی داریم؟
گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
فاریاب از نگاه کمیت نفوس، یکی از ولایت های پرنفوس افغانستان است و نظر بر تاثیرش بالای ولایت شمال، منطقه استراتژی است.
اگر ما از سیاست دیگر گروه ها صرف نظر نموده سیاست ارگ را زیر بررسی بگیریم، سوالی پیدا می شود؛ «چرا ارگ سیاست مختل سازی اوضاع امنیتی این ولایت را پیش می برد؟»
سوالی ست به انواع دشنام به ارگ، غنی را و دیگران را به چهار کتاب محکوم کرده می توانیم ولاکن سیاست در سفرۀ گرگها بازی می شود «بی رحم و بی روی» یک دنیای جدای خود را دارد چونکه سیاست خاطر منفعت بازی می شود.
در سیاست «خطا» بخشیده نمی شود زیرا بازی در بین گرگهاست.
من در اوضاع فاریاب طالب را، داعش را و ارگ را ملامت نمی کنم چونکه آنها پرگرام سیاسی شان را پیش می برند بنآ من خود را ملامت می کنم چونکه غیر از گپ های دور از منطق، چیزی در سیاست نداریم.
حداقل منطق بازی های سیاسی را ادراک نداریم.
طالب یا داعش دشمنان اند لاکن ارگ چیست؟ غنی کیست؟ آیا غنی دشمن ما اوزبیکهاست؟ آیا ارگ پایگاه دشمن ما اوزبیکهاست؟ اینجاست جواب نداریم چونکه ما اوزبیکها نه با غنی و ارگ شده توانستیم و نه با طالب و داعش! پس ما با کی هستیم؟
امروز در ارگ غنی مقتدر است چونکه رأی ملت را گرفتم می گوید؛ زیرا دنیا وی را رئیس جمهور افغانستان می شناسد.
فرض کنیم فردا غنی از ارگ دور شود کسی دیگر با چند سخن چرب نرم رأی اوزبیکها را گرفته رئیس جمهور شود «آیا همان قوماندن خیزش مردمی ما اوزبیکها را که در ظاهر با ارگ و رئیس جمهور است لاکن قانون خود را اجرا دارد و به تنظیم سیاسی خود وابسته است از تنظیم خود دستور می گیرد و این عمل دور از منطق او را همه ما به مثابه قهرمانی می دانیم آیا ارگ و رئیس جمهور تازه که برای گرفتن رأی اوزبیکها هر نو وعده را داده است قبول خواهد کرد؟ بازی سیاسی نخواهد کرد؟»
حتی او رئیس جمهور از خود فاریاب باشد حتی از بین اوزبیکها باشد مانند غنی عمل نخواهد کرد؟
هر دوست اوزبیک ما از خود سوال کند«اگر عوض رئیس جمهور افغانستان او باشد و مسئولیت ریاست جمهوری را داشته باشد از یک طرف با دشمن در نبرد باشد از سوی دیگر در هر شهر سلطان های او شهر حاکم باشد و چیزی به امرش اطاعت نکند چه سیاست را بازی می کند؟»
با توپ ـ تانک ـ طیاره به زدن می رود؟
یا سیستم ملوکلطوایفی را در بین اوزبیکها می پذیرد؟
یا مانند غنی سیاست بازی نموده، بین او مردم، او مردم را به گروه ها تقسیم نموده تا اصلاح شدن شان، بالای همدیگرشان زدن می کند؟ چونکه غنی این عمل ابلیسی را می کند و این عمل ابلیسی را طالب هم می کند و دیگران نیز چنین عمل دارند.
این سیاست را ما خود اوزبیکها سبب شدیم چونکه ما نه با ارگ شدیم و نه با کدام قدرت دیگر!
فقط اسیر جهالت هستیم و با جهالت خود اسیر بی منطقی ها هستیم.
امروز در فاریاب یا در اطراف شبرغان یا در اطراف ولایت سرپل یا در اطراف ولایت تخار کدام طالب قندهاری یا هلمندی یا پشتونستانی وجود ندارد همی طالب بچه ها، همی داعش بچه ها همان جوانان ما هستند چند سال پیش در اطراف حزب جنبش جمع بودند آیا به طالب یا داعش شدن اینها «تاثیر ایدیولوژی هاست؟» یا خطاهای خود ما اوزبیکها که هیچ گونه امید برای آینده شان داده نتوانستیم؟
کی ضمانت کرده می تواند «جوانان امروز ما که زیر فشار انواع مشکلات هستند فردا از تاثیر مشکلات، طالب یا داعش یا در کدام تنظیم دیگر ضد دولتی سهیم نشوند؟»
سیاست که کار گرگهاست در منطق سیاست خاطر منفعت از یک طرف مجادله مقابل شدن وجود داشته باشد در بسیاری زمان سیاست سازش نتیجه می دهد چرا ما با دولت سازش نموده خود ما در تلاش تطبیق قوانین دولتی در منطقه خود نشدیم؟
چرا فرهنگ دولتداری را و فرهنگ ملتداری را یاد نگرفتیم؟
غنی را رئیس جمهور ساختیم و معاونیت اولی را گرفتیم لاکن نه با غنی همکار شدیم و نه از معاونیت اولی استفاده کرده توانستیم گناه ما به مانند خورشید نمایان است حال گریان داریم از اوضاع ویران اوزبیک نشین؛ حداقل از مردم هزاره درس عبرت بگیریم کار شایسته نیست؟
این مردم در کدام منطقه و در کدام صحبت در ضد ارگ شدند؟
کدام رهبر اینها با خوده نامی خود، خود را بالاتر از ارگ دید؟
چونکه اینها سیاست بازی دارند با سیاست نرم، سیاست شان را با سیاست ارگ نزدیک می سازند حتی اگر که در ارگ یک ابلیس باشد!
چونکه می دانند دیگر راه وجود ندارد.
با سیاست نرم، ارگ را به نفع خودشان استفاده می کنند چونکه سیاست در دست هزاره ها در دست عالم هاست و لاکن اوزبیکهای ما سیاست را «توهین، حقارت، زدن کندن … می بینند پس چگونه مسیر درست را پیدا کرده میتوانیم؟»
اگر در ضد جنرال ما همه توطئه گر شده باشند جنرال ما کدام قهرمان جهانی است که تنگنظری دارند؟ یا در امنیت شمال و در دولتداری بالای شمال وی را آدم نادرست تصور دارند؟
آیا کدام زمان جواب چنین سوالات را پیدا کردیم تا به جنرال همکار شده باشیم؟
فاریاب و دیگر مناطق اوزبیک نشین با این حالت بحرانی لاکن «کنترل شده» در دست ارگ و در دست دیگر آکتورهای سیاست دوام می کند؛ نه دشنام ها و نه خود پسندی ها به درد می خورد و نه با چند قوماندان جنگی تنظیمی، اوزبیکها حداقل نام نیک را به خود گرفته می توانند و تا اصلاح شدن اوزبیکها در شرط های اصل بازی گرها، این بدبختی دوام می کند.
روی این حقیقت است باید ما اوزبیکها «منطق سیاست را درک کنیم.»
باید تصمیم بگیریم با دولت همکار می شویم یا با دشمن دولت؟ یا خود جدا یک قدرت می شویم؟ اگر جدا یک قدرت را تصور کنیم صدها تانک ـ توپ ـ هواپیما با هزاران نیرو جنگی داشتیم چه کرده توانستیم که حال با چند قوماندان یکه غیر از محور عقل شان از چیزی خبر ندارند مظفر شویم؟
اینجاست باید سیاست ایجاد کنیم.
اینجاست باید دانسته عمل کنیم.
هدف من تسلیم شدن نیست هدف من سیاست را در چوکات سیاست بازی کردن است.
هدف من رل سیاست بازی را از ذهنیت مریض جامعه گرفته به دست سیاسی های سیاست دان تسلیم کردن است.
اوکتای اصلان راه سوم
آدرس سایت اینترنیتم: www.oktayaslan.com فیسبوک هاکه از قلم من خدمت دارند “تاریخ ترک ها” “دوبیتی ها” “اۉزبېکچه بیتلر” و ” Oktay Aslan” و گروپ، مباحثات سیاسی و صحفه ها، صدای ادبیات و صدای ترکستان سیستم جدید.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=18053

Posted by on تیر ۱۰ ۱۳۹۷. Filed under تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت