ففتا

مثلیکه مرگ دامن ما را رها نمیکند!

مثلیکه مرگ دامن ما را رها نمیکند!
===================
طی یک هفته دو تن از عزیز ترین های خود در خانواده را از دست دادم.
– خواهرم ( ببو جانم ) را و امروز هم تغه جانم ( جاهد جانم) را؛
عبدالرب جاهد برای من نه تنها مامایم، بلکه رفیق من بود. او از محدود آدمهایی بود که من میتوانستم همه چیز را با او در میان بگذارم و در هر موردی باهم حرف بزنیم ، مشورت و مصلحت کنیم.
مسلمآ هر عضو خانواده را از دست دادن غم بزرگی است؛ ولی رفیق خانوادگی خود را از دست دادن فاجعه است.
یک هفته پیش برایشان تلیفون کردم، با هم مفصل و از هر دری حرف زدیم. او از مریضی من از جایی اطلاع یافته بود؛ با آنکه معلوم بود که در مورد من تشویش دارد، کوشش داشت تا مرا دلداری کند. با هم شوخی کردیم ، خندیدیم و شوخیهای خود را با این ضرب المثل که ” بادنجان بده، بلا نمیزنه!” به پایان رسانیدیم. ولی غافل از اینکه، او ییکه باید دهه های دیگر میزیست، به همین زودی الوداع خواهد گفت و به ابدیت خواهد پیوست.
تغه جان، جایت بهشت باد!
عبدالرب جاهد فرزند عبدالله بیگ مظلوم (چند دوره نمایندهء درواز در شورای ملی یا همان ولسی جرگه افغانستان) بود. مظلوم از جمله مشروطه خواهان و دوست نزدیک محمودی، غبار و دهقان بود. عبدالله بیگ مظلوم فرزند شاه نذری دادخواه بود. شاه نذری والی یا نمایندهء امیر بخارا در درواز بود. درامارت بخارا اصطلاح والی هنوز مروج نبود، بلکه به حاکمان محلی دادخواه میگفتند.
جاهد یکی از جمله اولین نسل دانشگاهی درواز است که از خونتای امین و “خلقیها” جان به سلامت برد. او در جریان تحصیل در دانشگاه کابل به جریان دموکراتیک نوین ( شعلهء جاوید) سمپاتی داشت و از دوستان گرمابه و گلستان حیدر لهیب شاعر جوان ولی نامدار آن زمان کشور بود. بعدها از سیاست گوشه گیری کرد و بیشتر به شعر و کار اداری پرداخت.
بعدآ ( از سال ۱۳۵۶ به بعد) بنایر نزدیکی خانوادگی، شخصی و فکر ایکه با عبدالاحد جیهونی داشت در مزار شریف متوطن شد؛ در همانجا با خواهر زن ( خیاشنه) جیهونی ازدواج کرد و در همان شهر ماندگار شد.
جاهد از معلمی در لیسهء باختر که اکثر بزرگان کنونی بلخ از ان لیسه فارغ شده اند، گرفته تا ریاست رادیو تلویزیون، نشرات چاپی و تصویری و حتی ماموریت در شهرداری مزارشریف به مردم آن شهر و ولایت خدمت کرد.
تا آنکه امروز به تاریخ اول عقرب سال ۱۳۹۷ خورشیدی در اثر یک حادثهء ترافیکی درشهر مزار شریف، جان به جان آفرین سپرد.
خوب، زندگی معنایش همین است؛ یکروزی باید بدنیا آمد و یک روزی هم باید رخت سفر بست!
********
مراتب تسلیت خود، همسرم، همه اعضای خانوادهء اسکندری و خانواده بزرگ درواز شاهان را خدمت ینگه جانم ( خانم جاهد)، مصطفی جان، علی جان، غزال جان، مرسل جان و سایر فرزندان جاهد و مامایم عبدالاحد خان برادر جاهد وهمه اعضای خانواده بزرگ دادخواه شاه نذری، عرض میدارم.
جایت بهشت و یادت گرامی باد، تغه جان!
من، هرگزتو را از یاد نخواهم برد!

 

از صفحه محترم مجید اسکندری

 

اسکندری گرامی,

هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان تسلیت و غم شریکی خود را به نسبت این حوادث دلخراش به خدمت شما و همه بازماندگان عزیزان تان ابراز میدارد.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=18258

Posted by on آبان ۲ ۱۳۹۷. Filed under اطلاعیه و پیامها, تازه ها. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت