“اول خویش دوم درویش”

داکتر سلام آثم

درسیاست،مذاکره ومفاهمه باهرجناح تحت شرایط لازم وایجاب ضرورت یک امر طبیعی وقابل قبول است.
میان احزاب سیاسی معمولن مذاکرات به منظور ایجاد زمینهٔ مشترک فعالیت سیاسی که هدف آن به وجودآوردن یک قوهٔ سینرژیتیک است صورت می گیرد.
رهبرجنبش ملی ـ اسلامی افغان پیوسته دراوقات حساس وبحرانی دست به چنین اقدامات زده است که متأسفانه همیشه نتیجه اش یک جانبه وآن هم به نفع طرف مقابل بوده است.
درشرایط کنونی کشور،احزاب وسازمان ها برمبنای قومی فعالیت نموده که انکار کردن ازآن خودفریبی ست.
طوری که دیده می شود با به قدرت رسیدن آقای اشرف غنی به همکاری حزب جنبش ملی ـ اسلامی افغانستان اکنون توازن قوا به نفع آقای غنی وهوادارانش تغییر خورده است به گونه یی که در مواقع سرنوشت ساز،احتمال قوی وجودداردکه آقای حکمتیار،بخشی از گروه طالبان،آقای سیاف وسایر رهبران احزاب وسازمان های مربوط به قوم پشتون درکنار هم قرارگیرند.
حال می آییم به سر اصل مطلـب:
آیافرصت آن فرا نرسیده است که رهبر جنبش با برادران تورکمن کنارآمده ودرایجاد تفاهم با آن ها اقدام جدی،صمیمانه وعملی نماید؟
آیا زمان آن فرا نرسیده است که رهبر جنبش در وسعت بخشیدن تشکیلات مرکزی جنبش اقدام کند؟
آیا زمان آن فرانرسیده است که دربسیج جوانان تعلیم یافتهٔ محلی مبادرت صورت گیرد؟
آیا برای جلب همکاری کادر های دل سوز وکار فهم که بنابر عوامل معلوم کنارزده شده اند نا وقت نشده است؟
وآیا تماس با شخصیت های سیاسی محلی که بنابر عوامل واسبابی به جناح های دیگر پناه برده اند،ضرورت محسوس نیست؟
ممکن است بعضی دوستان ازبه کاربرد واژه محلی درین نوشته انتقادکنند،مگـرهدف من ایجاد تفاهم میان هواداران حزب جنبش م.ا.ا. است، آن هم به خاطر ایفای نقش بهتر در خدمتگزاری کشور.
دوستان عزیز!
اکنون زمان معامله ومجامله گذشته است؛صفوف سیاسی کشور تقریبن مشخص شده که نباید ازآن غافل بود.
آن چنانیکه دیده می شود دیگر اقوام دربسیج نیروهای شان به منظور ایجاد حلقهٔ تفاهم با یک دیگر مصروف بوده حتا دست به سوی گروه های تروریستی ودشمنان وطن درازکرده اند.
من به این دید و وادید ها در شرایط سیاسی عادی ارج می گذارم ولی در شرایط غیر عادی کنونی خوش بین نیستم.

Afbeelding kan het volgende bevatten: 1 persoon, zitten
Afbeelding kan het volgende bevatten: 9 mensen, lachende mensen, staande mensen en pak