ففتا

آدمیت به کجا میآنجامد؟

نوشته یی از :انجنیر حفیظ ا له حازم

آدمیت به کجا میآنجامد؟

کاش کانت، گالیله و نیچه یک بار دیگر زنده میشدند و ای کاش افلاطون، سقراط و ارسطو، مردم و زندگی امروز بشر را از نزدیک میدیدند و ای کاش البیرونی، ابن سینا و مولانا امروز حیات داشتند و در شهر و روستاها ی جهان خانقآ ها و موعظه گاها داشتند. تا به درس عرفان، فلسفه و جامعه شناسی و آدم بودن می پرداختند.
عصر ما عصر تحولات سریع، نا همگون و نا هنجار طبیعی است.
عصر ما عصر سرعت، سبقت و پیشی گرفتن هاست و این سرعت، سبقت و پیشی گرفتن ها همه و همه جنبه مادی و سرمایه اندوزی دارد.
پیشرفت غیر قابل تصور علم و تخنیک و دست آورد های بزرگ بشری از یک طرف غرض سهل کردن زندگی و موبیل کردن آن گامیست ضروری، چون با سرعتی که نفوس بشری اذدیاد میآبد و تقاضا هم به همان تناسب بالا میرود و این ضرورت ها و دست آورد های علمی و تخنیکی در عرصه های زراعت، طبابت، ترانسپورت، مخابرات، ارتباطات و دها و صد ها عرصه دیگر ، زندگی انسانها را متحول کرده و زندگی انسانها را ساده و راحت تر گردانیده است.
دسترسی به درمان و طبابت خوبتر و بهتر از هر زمان دیگر گردیده، ارتباطات و مخابرات مخصوصآ با آمدن انترنت وارد انقلاب جدیدی شده.
سفر های طولانی مدت قدیم که روز ها و ماه ها و بعضآ سالها را دربر میگرفت، جایش را به ساعت ها داده.
ما میتوانیم صدها و هزاران موارد دیگری را نام ببریم که زندگی بشری را متحول، سریع و راحت تر ساخته است.
مگر این سرعت و سبقت و پیشی گرفتن های بشری ما را به کجا میبرد؟
تا کدام نا کجا ها میتوان با این سرعت پیش رفت؟
این تغیرات و تحولات سریع که هر روز در زندگی بشری اتفاق میآفتد، در قبال همه مزایایی که نام بردیم چه فاجعه های جبران ناپذیری از خود بجا میگزارد؟
دست آورد هایی که بشر از پیشرفت و سرعت علم و تکنالوژی امروز بهره میگیرد، ارزش آن چیز هایی که از دست میدهد را دارد؟
مگر ما انسانها با این جلو رفتن جنون آمیز و بدون برگشت همه پل های عقبی مانرا خراب نمیکنیم؟
میتوانیم دها و صد ها سوال ازین قماش را مطرح کنیم که تحولات و دست آورد های عظیم تخنیکی و علمی، رفته رفته بشریت را به بن بست بکشاند.
با این سرعتی که بشر وابسته دست آورد های امروزه تکنالوژی گردیده، دارد آهسته آهسته در وجود هستی خود باعث تغیرات برگشت نا پذیر و کلی میگردد که این مساله به تباهی و محو بشریت بیآنجامد.
و حال بصورت فشرده نکات منفی و خسارات جبران نا پذیر این همه انقلابات تخنیکی، علمی و ماشینی را مورد بررسی و بحث قرار میدهیم.
بدون شک تکامل جز قبول شده طبیعت است و هر پدیده زنده رشد میکند، تکامل مییابد و بالنده میگردد. با افزایش نفوس انسانها در کره خاکی تقاضا ها و نیاز ها بخاطر خوراک، مسکن، کار، بهداشت، رفاه اجتماعی وغیره در کل بیشتر میگردد، و این داشته های علمی و تخنیکی است که به این خواست ها و نیاز ها ی ضروری بشر جواب مییابد و به حل آن میپردازد.
همه داشته هاب علمی، تخنیکی و تکنالوژی امروزه بشر تنها در جهت رفاه و آسایش بشریت نیست.
اگر بصورت تقریبی فرض کنیم۴۰% این همه تلاش ها اگر برای پیشرفت و آسایش بشر باشد ۶۰% آن غرض نابودی بشریت و محیط زیست و در کل کره خاکی است.
گرم شدن اتموسفیر زمین که خود فاجعه جبران ناپزیر برای بشریت است و بشر دارد با این کار قبر خودش را میکند و خود را در آن دفن میکند.
اتموسفیر زمین دارد هر سال گرم و گرمتر میشود، یخ های قطبی آب میشوند و هوا گرم و گرمتر میشود که این باعث تحولات عظیم و فاجعه باری برای طبیعت و بشریت میگردد.
سیلاب ها، طوفانها، سونامی ها، زلزله ها، آتش فشان ها، از بین رفتن جنگلات و محیط سبز، محو و از بین رفتن حیوانات و ماهی ها و دیگر خزنده گان و جانوران طبیعی که بخاطر بلانس طبیعت از اهمیت بسزایی برخوردارند و این بلانس دارد روز تا روز کاهش مییابد و از بین میرود.
بلانس در حقیقت محک زندگی و حیات است، وقتی طبیعت از بلانس خارج شد موازنه یی وجود ندارد و نبود موازنه باعث بلند و پایین رفتن پله های ترازوی طبیعی میگردد که هر آن امکان آفریدن فاجعه یی را مساعد میسازد.
استفاده خیلی نا جایز از مواد نفتی و سوختی و دیگر مواد زهری که باعث آلوده شدن هوا و محیط زیست و گرم شدن اتموسفیر زمین میگردد.
اگر ما فقط و فقط استفاده از موتر را در نظر بگیریم میبینیم که روزانه چند میلیون موتر در جهان ترصد میکنند و باعث آلوده شدن هوا و محیط زیست میگردند.
و یا استفاده از گاز های گلخانه یی که چقدر کاربن دای اکساید و مواد زهری تولید میکنند و هوا را آلوده ساخته باعث ایجاد امراض شدید و صعب ا لعلاج میکنند.
یا تولید دیوانه وار تسلیحات کشنده و رقابت های تسلیحاتی که بشکل جنون آور آن ادامه دارد و اکثر کشور های جهان بیشترینه در آمد نا خالص شانرا به خرید سلاح و تسلیحات نظامی اختصاص میدهند.
مشتعل ساختن جنگ ها در هر گوشه و کنار جهان که همه باعث نابودی بشریت و محیط زیست میگردد.
بد تر از همه رقابت های تسلیحاتی اتمی بین ابر قدرت ها و دیگر کشور های جهان که تعداد شان هر سال بیشتر و بیشتر میگردند که دارای تسلیحات اتمی شوند. و این خود زنگ خطر جدی و نگران کن برای بشریت و بقای آن است، میتوان گفت که یک اشتباه عادی کافیست تا همه هستی را به آتش بکشند، و بشریت را نابود کنند.
بدین ترتیب میتوانیم دها و صد ها نمونه و مثال را نام ببریم که بشریت و طبیعت امروزی ما مورد تهدیدات جدی و فاجعه بار قرار دارد.
و اینها چیز هایی اند که بشر خودش آفرید گار آن و نابود گر خویشتن است، و بدست خودش آشیانش را تخریب میکند.
اینکه گفته آمدیم بعد های طبیعی و فزیکی نابودی بشریت و طبیعت بود، ولی مسله در همین جا ختم نمیگردد، بعد اصلی مسله همانا بعد اخلاقی، اجتماعی و عاطفی آن است.
همانطور که گفته آمدیم زندگی بشری متحول گردیده و با دست آورد های تخنیکی، علمی و تکنالوژی امروز وارد فاز نوینی شده که سرعت این رشد چندین برابر گردیده و بعضآ قابل پیش بینی نمی باشد.
طوریکه انسانها مراحل مختلف تکامل را پیموده اند، از کمون اولیه گرفته تا سرمایداری و درین مراحل متحول گردیده اند و وارد فاز های نوین پیشرفت شده اند که زندگی را تسهیل بخشیده و باعث رفاه و آسایش برای بشریت گردیده است.
ولی در نظام سرمایداری این تحولات و سرعت پیشرفت تکنالوژی به نحو لجام گسیخته و غیر قابل کنترول است و این فقط بخاطر اندوختن بیشتر سرمایه است.
انسان جامعه سرمایداری روز تا روز از زندگی معنوی فاصله میگیرد، اخلاقیات ووجدان آهسته آهسته در وجود آنها میمیرد.
آنطور که جهان حقیقی ماشینی و روبتی میگردد، جهان معنوی انسانها هم غیر عاطفی، غیر اخلاقی و بدون احساس میگردد.
انسانها در عصر ما ( عصر سرمایداری) فقط و فقط به پول و سرمایه اندوزی میآندیشند، روابط انسانها دچار بحران های عمیق عاطفی میگردد. خانواده ها از هم می پاشند، روابط عادی انسانها کم و کمتر میگردد و به نابودی میگراید.
جای مناسبات آدمها را روبات و انترنت و مصروفیت های غیر اخلاقی پر میکند.
آدمها از همدیگر فاصله میگیرند، عاطفه ها میمیرند، اخلاق کمک و دستگیری روز تا روز ضعیف میشود، اگوییزم در وجود انسانها رشد میکند و از ما بودن ها دور میشویم و من شدن برجسته تر میشود.
شیرازه خانواده ها از هم میپاشد، چنانچه در کشور های اروپایی و امریکایی و بعضی کشور های دیگر تعداد ازدواج ها روز تا روز کم و کمتر میگردد، علاقه برای بار دارشدن خانم ها ضعیف میشود آرزوی اولاد دار شدن میمیرد.
دوستی ها و مناسبات اجتماعی ضعیف میگردد، ارتباطات بیرنگ میشود و هر کس میخواهد برای خودش باشد و برای خودش زندگی کند.
حس سرمایه اندوزی و پولدار شدن بی حد و حسر میگردد، هر کس میخواهد میلیونر شود، میلیونر ها میخواهند میلیادر شوند و میلیاردر ها میخواهند همه جهان را داشته باشند.
واژه قناعت میمیرد، پیمانه ها میشکند تا معیار پر شدن خواست های بشری را اندازه بگیرد.
خواست ها بزرگ میشوند و هیچ کس پر شدنی و سیر شدنی نیست.
بشریت دارد بطرف جنون پیش میرود، جنون گلوبالیزم، جنون ایگوییزم، جنون خود خواهی ها و جنون من بودن ها.
و این جنون، بشریت را با همان سرعتی که در آغاذ بحث مان گفتیم با همان سرعت دارد به پایانش نزدیکتر میکند.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=18373

Posted by on آذر ۱۰ ۱۳۹۷. Filed under تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2018 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت