ففتا

و آفتاب گرمتر میشود

نوشته یی از :انجنیر حفیظ ا له حازم

و آفتاب گرمتر میشود

یخ های زنگ زده دهن باز میکنند و شکستن می آغازد، و در یک ظهر گرماگیر تابستان وقتی تنت را به سایه دیوار میسپاری و قدری آنطرفتر جوجه یی میبینی که عطش رسیدن به لانه را دارد.
و در ازدحام کوچه زمانی مرا بنام صدا میکنی که فصل هجرت ها به پایانش رسیده، و نشانه هایی از انگشت پاها در زمین خدا حک میشوند و خاک مال توست.
آرامشی به سراغت میآید که تو مدیون انتظاری بودی که در خود و با خودت باشی.
شکست و ریخت های جنگ ترمیم خواهد شد، ولی غروری که نیم تن و نیم جان شده مشکل است تا دیر ها بخود آید.
هوای رابطه ام با آدمها کمرنگ شده و اعتماد در من صورت باخته، از رنگین کمان آدمان سخت دلسردم و تشخیص رنگ آدمها مرا به مسخره میگیرد.
با شروع هر صبحی تنم گرم و گرمتر میشود و هویت در من جان دوباره مییابد.
روز هایی که دور از کنارت بودم، اندیشه های غافل مرا میپوسید و من یاد هر زنده یی را و هر خزنده یی را با خاطرات تو تشبیه میکردم.
در خود عیبی میدیدم و خبر نا بسامان رعشه درد را در ذهنم میکاشتم و از ظرافت و شهکاری هنر مسموم بودم.
اینک صدای شوخی نیزار ها به گوشم طنین بیدار باش بودن را زمزمه میکند و از آسمان خدا ابر های تیره در حال کوچ اند، اجاق های کور خانه روشن میشوند و تنور آماده نان دهی است.
و من این گرما را به التماس نگرفته ام.
و در وصیت نامه ام بنگارید که این سرزمین متعلق به آدم است.
___________________________________________

Short URL: https://www.turklar.com/?p=18502

Posted by on دی ۱۶ ۱۳۹۷. Filed under تازه ها, نگاه. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2019 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت