ففتا

به دوست داران شعرم ( سروده ملنگ و چالاک) را تقدیم میدارم.

سروده یی از : حفیظ حازم

ملنگ و چالاک

ملنگ نیمه جان و خفته در خاک
شبی در دام یک چالاک افتاد
غرض چالاک او را دردمند کرد
ملنگ بی گناه را سوگمند کرد
تلاش و کوشش او بی اثر بود
درخت آرزویش بی ثمر بود
بگفتا: هرچه داری ده برایم
وگرنه در همه جیبت در آیم
ملنگ گفتا که چند روز است خوابم
نه تاب رفتنی و نیست نانم
فقط این خرقه چند پاره دارم
اگر خواهی برات از تن برارم
دمی چالاک تند و تند تر شد
به بیرحمی مثال کره خر شد
ملنگ بینوا را بی حیا کرد
لباس و جامه اش از تن جدا کرد
بگفت چالاک بر این پیر حیران
به بی پولان نباید جامه در جان
چنانچه نان تو دزد دگر برد
برای من زتو یک خرقه بسپرد
برو دزدی بیآموز و جفاکن
تو این آیین شهر ما بجا کن.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=19563

Posted by on آبان ۲ ۱۳۹۸. Filed under اشعار, تازه ها. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2019 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت