ففتا

محمد گل مهمند چه گلها را به اب داده است ؟

قبر رابعۀ بلخی

محمد گل مهمند بنای یاد بودی را که بر سر قبرشاعرۀ شهید رابعۀ بلخی بر پا وتا زمان او پابر جا بود امرتخریب ونابوسازی اعطا نموده وسنگ نوشتۀ قبر اورا سالها بعد محترم غلام حبیب نوابی مدیرمسئول جریدۀ بیدار از میان گل ولای افتاده در کنار جاده های نوتأسیس بدست آورده ودر همان جایی که سنگ نوشته قرار داشت یک ساختمانی را بنام قبر رابعۀ بلخی اعمار نمود که تا همین امروز هم موجود است .

اما ساختمان اصلی وتاریخی مزار رابعۀ بلخی که سابقۀ اعمار آن به دورۀ سامانی ها میرسید توسط محمد گل مهمند ازبین رفت.

محمد گل مهمند با تعصب ذاتی وخوی پلید حیوانی خود در دورۀ که بحیث رئیس تنظمیۀ صفحات شمال ایفای وظیفه مینمود ، چنان دستگاهی از استبداد وبی رحمی را بر پا نموده بود که نه زنده از چنگ آن در امان بود ونه هم مرده!!!

تخریب آثار وآبدات تاریخی متعلق به زمامداران تورک ودیگر مردم این سرزمین، در سر تاسر افغانستان از خواسته های غریزی وحیوانی او وخاندان فاشیست پرورنادری بود که، هیچ حد ومرزی را بخودنمی شناخت، فقط کافی بود که چشم ایشان به ساختمانی که مظهر جلال وجبروت گذشته ها می بود می افتاد وغریزۀ ویرانگری ایشان تحریک میگردید، ودر جلسات سری دربار راه ویران نمودن آنهارا جستجو مینمودند.

با تبعیت از همین روان مریض وفاشیستی محمد گل مهمند وخاندان نادری، هرآنچیزی راکه از گذشته در برابر خود یافتند وآنرا معرف شوکت وعظمت تاریخی یکی از اقوام وملیت های این کشور در پویۀ تاریخ ارزیابی نمودند، فوراً کمر همت را به تخریب ونابود سازی آن بسته، از فتا وی دین فروشان عالم نما در رابطه با اسلامی ویا غیر اسلامی بودن این یا آن پدیده تا تطبیق ماستر پلانهای شهری ، تمدید راه ها وجاده ها ، اعمار پارک ها ، تخریب ساحات کهنه ومدرن سازی شهر ها وهزاران عنوان دیگر استفاده مینمودند تا اهداف شوم خودرا با تخریب ونابود سازی های بی حساب به پیش برند.

چنانچه بخش هایی از مجسمه های سرخ بت وخنک بت بامیان که شامل از میان بردن بخش های از بدنۀ آن پیکره ها بود در اوایل سلطنت محمد ظاهرشاه، زمانیکه محمد هاشم خان بحیث صدر اعظم کشور ایفای وظیفه مینمود ومحمد گل مهمند هم وزیر داخله درکابینۀ آن بود ، در جریان یک سفر پادشاه وملکه به بامیان اتفاق افتاده است که مردم کابل وبامیان از آن فکاهی عبرت انگیزی ساخته ومیگفتند که : درجریان دیدارشاه وملکه از مجسمه های بودا،ملکه بیشتر خیره به اندام های تناسلی آن مجسمه ها گردیده بود، که این کارملکه به طبع پادشاه خوش نخورد وبه وزیر محمد گل که در معیت او بود امر تراشیدن بخش هایی از آن مجسمه ها را صادر نمود. اوهم فوراً آنرا در معرض اجرا گذاشت.

البته تراشیدن چهره وشکستاندن پای یکی ازمجسمه ها در زمان عبدالرحمان خان، بعدازیک خواب دیدن قلابی موصوف، در جریان لشکر کشی هایش به هزارستان صورت گرفت. تا در قلمرو حکومت او اثری از شرک وبت پرستی باقی نماند.

در آن خواب قلابی ودستوری به شاه امر شده بود که مجسمه های بودا را نابود نماید تا در صف بت شکنان اسلام قرار گیرد. او هم به لشکری که مامور قتل عام مردم هزاره بود دستور میدهد که یکجا با قتل عام مردم هزاره آن مجسمه ها راهم نابود نمایند.

در جریان تخریب آن مجسمه ها، بودائیان جهان منجمله مردم هند از قضیه واقف ودست بدامان وایسرای انگلیس درهند گردیده واز تخریب قطعی مجسمه ها بکمک انگلیس ها جلوگیری نمودند.

امیر عبدالرحمان بعداز دریافت خواهش وایسرای هند مبنی بر خودداری از تخریب مجسمه ها، ناچار با علمای دینی دربارش بمشوره می نشیند وایشان برای امیر چاره اندیشی، وفتوا صادر نمودند که بعداز تراشیدن چهرۀ آن مجسمه ها، آنهارا دیگر نمیتوان بت نامید، بناءً باید است چهره های آنهاراتراشید!!! واینکار عملی میشود.

البته سرنوشت نهایی وشوم این مجسمه های بزرگ، با جنایت عظیم ونابخشودنی نواسه های امیر عبدالرحمان یعنی طالبان که برای همیش این دو پیکرۀ بی مثال را از صفحۀ گیتی نابود نمودند داستان دیگری از تراژیدی های فاشیسم قبیلوی مذهبی درین سرزمین است که همه بر آن واقف اند.

نویسندۀ کتاب یغمای دوم منگلی محترم عبدالطیف کریمی با اقتباس ازصفحۀ ۸۱ کتاب( سرنوشت ملت مظلوم افغانستان در مسیر سدۀ بیست) اثرمرحوم غلام حضرت کوشا که بر اساس روایت های تاریخی از شخصیت های با اعتبار مردمی در ولایت بلخ، تخریبات فاجعه آمیز محمد گل مهمند را برملا میسازد، چنین مینگارد:

”به اساس روایت مولوی صاحب عبدالرشید بلخی، عبدالرشید قریه دار، حاجی عبدالخالق بلخی ودیگر موسفیدان در مورد امحای آثاروابنیۀ تاریخی بلخ قدیم گفته میشود که در حدود ۳۰۰ سنگ نوشته وکتیبه های مهم باقی مانده از اعصار قبل از اسلام وبعداز اسلام که شماری از آن کتیبه ها بزبان سغدی بود همچون سنگ های مزارزردشتی ها، سنگ قبر رابعۀ بلخی نیز شامل آن بودند قسماً تخریب وشکستانده شده ویک قسمت زیاد آنها منحیث سنگ تعمیراتی مورد استفاده قرار گرفت.

قرار اظهار مولوی صاحب عبدالرشید بلخی تنها در ولایت بلخ ۲۳۷ نسخۀ خطی قدیمی بزبان های عربی ، فارسی وتورکی به دستور محمد گل مهمند حریق گردید. در حدود هزار قطعه زیورات وآثار ظریفۀ طلایی ، نقره ئی، برنجی وکاشی هم از ابنیه های تاریخی بلخ به هنر برطانوی انتقال یافت وبه فروش رسانیده شد.

از شادروان میرنجم الدین انصاری شاعر ونویسندۀ صاحب نام کشورنقل قولی وجود دارد که، مستقیماً از زبان خود محمد گل مهمند بیان گردیده است، وآن چنین است:

روز ی محمد گل مهمند در دورۀ حکومت محمد ظاهر شاه با غیض گفته بود که: من باید بمجرد سقوط سقوی در کابل وغلبۀ سمت جنوبی امر میدادم که چنداول کابل سوخته، مردم آن تارومار ومال ایشان تاراج شود. اما اینکار را نکردم وحال پشیمانم، خودرا ملامت میکنم وبه ریش خود تف میکنم”.

واقعۀ تأسف بار( زه ک… ورکه او پشتودی زده که) هم در همین شهر بلخ زمانی اتفاق می افتد که یک دهقان کهن سال ازبیک با از دست دادن آخرین قطعات زمین ودارایی خود ، در جریان سلب مالکیت های محمد گل مهمند از باشندگان بومی، وتوزیع آنها به ناقلین پشتون، ورقۀ عرضی را به زبان پارسی تحریر وبه ادارۀ ریاست تنظمیه ، جهت داد خواهی مراجعه مینماید.

محمد گل مهمند که خود یکی از تحصیل یافتگان تورکیه در دورۀ امانی است وزبان ازبیکی راهم بکمک زبان تورکی خوب فراگرفته میباشد، عمداً با عارض به زبان پشتو صحبت میکند وآن بیچارۀ تاراج شده را به باد تمسخر میگیرد ودر زیر ورقۀ عرضش به پشتو مینویسد که (زه ک… ورکه او پشتو دی زده که) وآن بیچاره هم با امید اینکه شاید کدام حکم بدرد بخوری برایش داده شده باشد، ورقۀ عرض را به مرحوم مستوفی نصرالله خان رستاقی نویسندۀ ارمغان میمنه که در آن وقت بحیث مدیر تحریرات ریاست تنظمیۀ شمال ایفای وظیفه مینماید، نشان میدهد. مرحوم مستوفی با گفتن حقیقت وچگونگی امر محمد گل مهمند ریش سفید را رخصت وورقۀ عرض را بصورت غیر مستقیم در اختیار ارباب مطبوعات زمان قرار میدهد، وبدینترتیب یک جنایت بزرگ آن فاشیست بی رحم ثبت اوراق تاریخ میگردد که، تآیید حقیقت این موضوع بواسطۀ مرحوم نور محمد تره کی ، از زبان خود محمد گل مهمند در یک جمعی از اعضای جمعیت دموکراتیک خلق نیزابراز میگردد.

محمد گل مهمند در ولایت بلخ تنها به نابود سازی آثار مکتوب، وآبدات تاریخی بسنده نمیکند، بلکه میکوشد که با تغیر نامهای محلات واماکن از تورکی وپارسی به زبان پشتو ، یک چهرۀ پشتونی به این منطقه اعطانموده وبدینترتیب میخواهد که زمینه را برای تاریخ سازی های جعلی وثبوت ادعای های پشتونیستی مبنی بر تعلق سابقۀ این ساحات کشور به پشتون ها ومهمان ناخوانده بودن غیر پشون ها خصوصاً تورکان فراهم نماید.

در صفحات ۱۱۰ و۱۱۱ کتاب یغمای دوم منگلی با استناد به مطلب نشر شده تحت عنوان(توشومده می)در جریدۀ یولدوز که درسالهای حاکمیت حزب دموکراتیک خلق به زبان ازبیکی به نشر میرسید بر خی از تغیر نامها را در ولایت بلخ بدینترتیب افشا مینماید:

نام اصلی / نام جدید

چهارباغ گشن / شینکی

ینگی اریق / نوی کوت

هزاره چقیش / استولگی

یول بولدی / لیندی

قوش تیپه / منگولی

حصارک / اوغز

پلاس پوش / زوزان

چهلستون / غندان

کشک عبدل / بانده

قریۀ بهاؤالدین / شپوله

باغ وراق / حاجی کوت

ماش ونگاری / کاکاکوت

آق تیپه / سپینکی

قلعه چه / سپین کوت

دلبرجین / شلخی

رحمت آباد / چرگی

ده دراز / غشی

سمرقندیان / زرغون کوت

چهار سنگ / سلور تیگی

عباد / د یره گی

کدو خانه / باندو گی

کول انبویه / مند تی

ایلمانی / وچه ونه

سلطان خواجه ولی / مروندی

بنگاله / ورزی

بوینی قره / شولگره

آدینه مسجد / چهار بولک

البته این پشتو سازی نام محلات واماکن منحصر به بلخ نبود ودر تمامی ساحات کشور، تا جایی که در توانش بود این کار را انجام داد که بعضی از آن نام گذاری های پشتو را بجای نام های اصلی در ولایات مختلف مختصراً مورد بر رسی قرار میدهیم:

تغیر نام خواجه میسره به پشتونکوت وبخشی از ده عزیزان وتخته پل به افغان کوت ، تغیر نام مکتب انجلاد به نام مکتب پشتونکوت وصد ها نام دیگر درولایت فاریاب.

در ولایت جوزجان: تخت سلیمان به شینکوت- حسن تابین به غزگی- گومک صالح به بتی – آقچه نمای به بتی کوت وقسمتی از شهر شبرغان هم به میرویس مینه تغیر نام داده شد.

در ولایت سمنگان: گل قشلاق به جوغی- کته قشلاق به جگه بانده- مینگ قشلاق به زندی کوت- لرغان به کلای وزیر- جوی زندان به جوی ژوندون تبدیل گردید.

در ولایت هرات هم سبزوار به شیندند، فوشنج به پشتون زرغون، قره تیپه به تورغندی تغیر نام یافت.

این پروسۀ پشتو سازی نامها در سرتاسر کشور با شدت تمام عملی ودر مناطق شمال کشور اگر کسی نام های اصلی را بزبان میآورد جریمه ومجازات میگردید.

تغیر زبان آموزش وپرورش کشور از پارسی به پشتو وجبری ساختن آموزش زبان پشتو برای مامورین دولت، کوچ های اجباری مردم مناطق غیر پشتون نشین وتبعید نمودن آنها بمناطق دور دست بی آب وعلف ، ایجاد ریاست ناقلین در چوکات وزارت داخله، توزیع هزاران جریب زمین درجه اول با امکانات زیاد زراعتی برای ناقلین در شهر واطراف ولایت بلخ ودیگر مناطق کشوربه ناقلین، اعطای امتیاز تأسیس شرکت های تجارتی وترانسپورتی اکثراً برای پشتون ها، اعزام بیشتر وغیر متعادل محصلین پشتون به تحصیلات عالی وخارج از کشور، انحصار مقامات دیپلماتیک وسفارتخانه ها به پشتون ها، انحصار مقامات عالی رتبۀ دولتی اعم از ملکی ونظامی برای پشتون ها، تحمیل مالیه های کمر شکن بالای باشندگان مناطق غیر پشتون نشین، تبعیض علنی وآشکار دربین پشتون وغیر پشون ها در کلیه شئون زندگی مردم، تا حدی که از نظر محمد گل مهمند مردم قندهار ولهجۀ پشتوی قندهاری ازجملۀ پشتون وزبان پشتو بحساب نمیآمد نماد های مشخصی از بر خورد ومنش فاشیستی محمد گل وحامیان او در دربار آل نادر است که نتایج آن تا امروز هم دامنگیر مردم ماست.

محترم محمد نسیم ساعی یک تن از شخصیت های صاحب نظر ودانشمند کشورمعلومات خودرا دررابطه با برخورد فوق فاشیستی محمد گل مهمند با یکی ازعلمای سر شناس مردم بامیان ویکاولنگ در یکی از لویه جرگه های زمان ظاهر شاه چنین تعریف میکند: در زمان ظاهر شاه لویه جرگه ای در کابل بر گزار شده بود که در آن یک تن از علمای سر شناس بامیان از یکاولنگ بنام آقای سیدحسن رئیس بنمایندگی مردم در لویه جرگه حضور پیدا کرده بودند، از اینکه ایشان سخنور توانایی بودند، سخنرانی شان بمذاق وزیر محمد گل مهمند خوش خورده با موصوف طالب ملاقات بعداز ختم لویه جرگه شده بود. محترم سید حسن رئیس بعداز ختم ملاقات با محمد گل مهمند به دوستان خود حکایت میکند که، وزیر با وی از اول تا اخیر از طریق ترجمان صحبت کرده است وبوی گفته که این سرزمین متعلق به پشتون ها است واو اجازه ندارد در این سرزمین به زبان دیگری صحبت نماید.

این است اوج فاشیسم در وجود محمد گل مهمند که همین امروز نیز عدۀ زیادی از جانبداران سیاست قبیله پرستی را بطرف خود جذب مینماید.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=20051

Posted by on فوریه 10 2020. Filed under اطلاعیه و پیامها, تاریخی, تاریخی, سیاسی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2020 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت