ففتا

سکاها یکی از قبایل تورک های صحراگرد (!) بودند

از صفحه غلام سخی سخا

سکاها یکی از قبایل تورک های صحراگرد (!) بودند. آن ها به وسیلهٔ یک قبیله و ایل بزرگ دیگر که کوشان ها نام داشتند از سرزمین ها و چراگاه هایی خود رانده شده بودند. جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان، جلد اول، صفحه ۱۷۳.

این سرزمین های نواحی مرزی و در واقع سرزمین افغانستان طی هزاران سال با هند پیوستگی داشته اند. نژاد های قدیمی ترک و نژاد های دیگر(؟) که پیش از فرا رسیدن اسلام در افغانستان و قسمتی از آسیای میانه سکونت داشتند… جواهر لعل نهرو، کشف هند، صفحه ۹۸.


بودا کی بود؟

قسمت دوم
فشرده و مختصر مفاد و محتوی قسمت قبلی به یک نگاه سریع و سطحی عبارت بود از: سکایا یعنی قبیلهٔ که بودا ( یعنی موسس بودیسم دارای میلیون ها پیرو در سطح دنیا) در میان آن به دنیا است و بنابر اظهارات و اعتقادات ناشی از تحقیقات علمی عدهٔ از علما و دانشمندان مستشرق و هندشناس مشهور دنیا، برخلاف تصورات و باور های معمول و مرسوم آریایی نبوده؛ بلکه شعبهٔ از سکاهایی بوده که جواهرلعل نهرو در نوشتهٔ خویش به کلام صریح و روشن از آن ها یاد کرده است.
در نوشتهٔ نهرو راجع به سکاها، یک نکتهٔ قابل تامل وجود دارد. ممکن است اشتباه من در ادراک از نوشتهٔ او باشد و یا این موضوع، دقت ایشان را جلب نکرده است. موصوف، از یکطرف سکاها را دارای موطن و سرزمین شناخته و از رانده شدن آنان می نویسد و از جانب دیگر، طی ادعایی خویش، آنان را صحراگرد معرفی می نماید. به عقیدهٔ من، این دو امر منطقاً آشتی ناپذیر و غیرقابل توجیه می باشد؟ مهمتر از این، سکاها در سرزمین خویش یعنی باکتریا ( یا بلخ امروزی) قبل از تهاجم کوروش هخامنشی دارای امپراطوری بودند.(در این به کتاب پروفیسر جورج راولینسون تحت عنوان: « امپراطوری فراموش شده باکتریا» مراجعه شود.)
همین به اصطلاح صحراگردان را چنگیز آیتماتوف اکادمیسین معروف و برجستهٔ اکادمی علوم قرغیزستان، « قهرمانان بزرگ روزگاران و تمدن های دیرین» نامیده اند.
بنابراین، « صحراگرد » نامیدن ملتی دارای تمدن بزرگ و امپراطوری در حقیقت به مفهوم نشان دادن کینه و نفرت و نادیده گرفتن فاکت های مسلم تاریخی می باشد.
نوشتهٔ دوم نهرو که از جلد اول کتاب وی به نام « نگاهی به تاریخ جهان» نقل شد؛ نیز سوال برانگیز است. ایشان در پهلوی تورکان قدیم اشاره به « نژاد های دیگر» می کنند، ولی از صراحت آن عمداً اجتناب می نمایند. به نظر من، حرف های ازاین قبیل در صفحات کتاب های به راستی تاریخی هیچ جایی ندارند. هر زمانیکه با همچو الفاظ و عبارات مجهول و مبهم برمی خورم، نوشته های مورخان افغانستان و مریدان کاپی گر شان پیشرویم مجسم میشوند که ایشان هرجاییکه با حقایق روشن تاریخی مواجه می شوند، جهت گریز از آن حقایق به مقصد انحراف اذهان؛ شروع می کنند به یاوه سرایی و بازی کردن با کلمات!
به هرحال، در قسمت قبلی و همچنین در این قسمت، دانشمندان اصطلاح آریایی را بکار بردند و تا جاییکه بر راقم سطور حاضر معلوم شد؛ تنها و تنها هندی ها مطمح نظر ایشان می باشند و بس! در باره این اصطلاح افسونگر و مهیج که دانشمندان را مفتون و مجذوب خود ساخته در متون قدیم هندی، همان طورکه آگاهان می گویند، معنی و مفهوم لسانی و نژادی نداشته و حتی چینایی ها هم آریایی خطاب شده اند. من باب مثال، سوباش کک دانشمند امریکایی هندی الاصل با توجه به متون قدیم هندی در این ارتباط می نویسد:
« در متون قدیم هندی، اصطلاح آریا یا آریایی دلالت بر کلتور دارد نه لسان. در مانو اسمرتی ( بنابر ویکی پدیای اردو، یک از کتاب های قدیم هندی ها. تاکید از من)، چینایی ها هم، آریایی خطاب شده است…»
( به صفحه ۱۸ کتاب درخت مراد… مراجعه شود)
بر می گردیم بر مطلب اصلی: البته این عقیده و باور که سکایا بخشی از سکاهای مشهور و معلوم به مورخان و جغرافیه نویسان قدیم و کلاسیک، تنها عقیده و نظر چند نفر مستشرق معدود نیست که اظهارات صریح و بدون ابهام شان در قسمت اول انعکاس یافت. بلکه نظر و عقیدهٔ تعداد دیگری از دانشمندان و هندشناسانی نیز می باشد که اکثریت شان در حوزهٔ هندشناسی سال ها مشغول تحقیقات و تتبعات علمی بودند و با تقبل و تحمل زحمات و مشقات کاوش ها و حفریاتی در سرزمین وسیع انجام داده اند و اطلاعات و اخبار سودمند و با ارزشی از خود باقی گذاشته اند. ایشان با وجود اینکه، جانبدار بودند ولی مانند یک تعداد مورخان مغرض و نسبت به حقایق آشکار و مسلم کینه توز، کاملاً بی انصاف نبودند. لاغیر، حقایق مندرج مقالهٔ تحت کار و همچنین حقایق تاریخی دیگری که در آینده با خوانندگان ذیعلاقه به اشتراک گذاشته می شوند؛ اگر برای همیشه هم نباشد، حداقل برای مدت طولانی در کتمان باقی می ماند.
متن که مندرج فقرهٔ یک است از صفحه چهارم فصل اول و از صفحه دوصد و یکم فصل دهم کتاب « مطالعات تاریخی هند» تالیف پروفیسر جورج راولینسون ( ۱۹۵۷-۱۸۷۰) هند شناس مشهور اقتباس و ترجمه شده است.
” امپراطوری فراموش شدهٔ باکتریا ” و ” تاریخ مردم هند ” و ” « مناسبات هند و دنیای غرب از قدیم الایام تا سقوط امپراطوری روم»، و « نفوذ بریتانیوی ها به غرب هند ۱۵۷۹-۱۶۵۷» از دیگر تالیفات تاریخی مستشرق مذکور در بارهٔ تاریخ هندوستان، می باشد.

۱– « سکایا، به احتمال بسیار قوی، اصلاً و نسباً غیرآریایی بوده است و این قبیله شعبه ای بود از سکاها یا اسکیت های آسیای مرکزی که به طور مداوم و مستدام به سرزمین هند سرازیر می شدند. هند قدیم، محل تبعیض نبود. سکایا ها، چون راجپوت های زمان بعدی، اصلیت اسکیتی خویش را فراموش کردند…»
پروفیسر راولینسون، همچنین در صفحه ۲۰۱ کتاب مذکور یعنی « مطالعات تاریخی هند» می نویسد:
« گئوتاما بودا، تنها و یگانه شخصیت معروف قبل از عصر اسکندر مقدونی است که چیز هایی در باره اش می دانیم. آیا او به راستی آریایی بود، یا ما آئین استثنایی و جالب توجه اورا که هند آن زمان را تحت تاثیر قرار داده، متعلق به خارجی ها می دانیم؟ سوالی است شگفت انگیز که، هیچگاه، طوریکه من فکر می کنم، مورد مطالعه و بررسی جدی قرار نگرفته است. یقیناً، همه به این دقت کرده که بسیاری از مشخصات و خصوصیات خیره کننده ای بودیسم، با چیز هاییکه در هندوئیسم مشاهده می کنیم، تفاوت و تناقض فاحش دارد، من باب مثال، ستوپه یا ستوپا، پرستش آثار مقدس، الغای نظام کاستی به عنوان فکتور مذهبی و تقبیح و نکوهش اقرار به گناه و تعیین کفاره وغیره.
« ستوپا به مفهوم مقبرهٔ تپه یی که رئیس اسکیت ها را در آن دفن می کردند و نام سانسکریت بر پدیدهٔ متعلق به اسکیت می باشد و چنین رسمی در میان هندی ها که میت شان را می سوزانند، وجود نداشته است.»
پروفیسر راولیسنسون از قورغان های واقع در جنوب سایبریا که به قبایل قدیم اسکیت تعلق دارند یاد کرده و می نویسد:
« شکل مدور یا دایروی ستوپا نشان می دهد که اصلاً از خاک ساخته شده که عیناً مانند اهرام می باشد، مگر اهرام ساختمانی است که همیشه از سنگ ساخته می شده است.»

جیمز فرگوسن ( ۱۸۰۸-۱۸۸۶) دانشمند مورخ معماری اسکاتلند می باشد و « تاریخ معماری جمیع ممالک از قدیم الایام تا عصر حاضر» را در سه جلد تالیف کرده است. از مطالعهٔ صفحه ۶۵ جلد اول کتاب متذکره بر می آید که ستوپا بودایی در هند اخلاف مستقیم و بلا فصل مقبره های تپهٔ متعلق به نژاد تورانی میباشد و این نوع مراسم هیچ ربطی به هندی ها ندارد وهرگز به ملاحظه نرسیده که هندی ها میت خویش را دفن کرده باشند، زیرا آن ها به جای دفن، میت خویش را می سوزانند. ( در نظر است نوشته های این دانشمند در قسمت های بعدی مورد استفاده قرار گیرد).
همین دانشمند ( جیمز فرگوسن) معتقد است که ستوپا های بودیست کاپی یا تقلید تنت تاتارهای آسیای مرکزی میباشند. تنت ( (Tent در لسان انگلیسی خیمه یا چادر معنی می دهد. ستوپای که رسم اش را گذاشتم هرگز شکل خیمه را ندارد و فکر نمی کنم که خیمه در میان تورکان آسیای مرکزی مروج بوده باشد بلکه عدهٔ از تورکان در یورت های خویش خانهٔ برپا می کنند که ما آن را « اوی» می نامیم که با ستوپا از نگاه شکل و شمایل قرابت بسیار نزدیک دارد. هردو شکل را غرض مقایسه گذاشتم.

۲— ویلیام سنت کلیر تیسدال ( ۱۸۵۹-۱۹۲۸) زبان شناس، مستشرق و عالم فقه اللغه بریتانیه و مولف کتاب های « مصادر اسلام»، « مصادر اصلی قرآن» و گرامر لسان های فارسی، هندوستانی و پنجابی و گجراتی از تعلق و ارتباط نسب پدر بودا به اسکیت ها چنین نوشته است:
« کتیبه هایی متعلق به آشوکا که در این اواخر کشف شده ثابت می کند که گئوتاما بودا که نام اصلی اش سیداتا بوده و در سال ۵۵۷ قبل از میلاد متولد و در سال ۴۷۷ قبل از میلاد فوت می کند. پدرش سوزودانا نام داشت و اصلاً متعلق به قبیلهٔ ایندو-اسکیت بوده است.» ( به صفحه ۶۶ کتاب زیر مراجعه شود).

INDIA ITS HISTORY, DARNESS AND DAWN BY REV. S.T. CLAIR-TISDALL, M.A,. C.M.S LONDON 1901

۳— « به ملاحظه ای مناسک و مراسم تدفین خاص و همچنین از روی اسناد و مدارک موجود دیگر می توان گفت که رسوم و عادات مرسوم و مروج بین قبیله ای سکایا، به خارجی ها یعنی اسکیت های شاهی تعلق داشته و برای هندی ها ناشناخته و بیگانه بوده است. اسکیت ها، مدتی قبل از تولد بودا، به سرزمین های ماد، یهودا، و آسیای صغیر نفوذ کردند و کمی پیشتر از این زمان، ورود بخشی از این اسکیت ها ( سکاها) به هند، ممکن به نظر می رسد ص، ۲۶۱».

The University Magazine A Literary and Philosophic Review , Volume 2, July to December 1878
LONDON, OXFORD, CAMBRIDGE, LIVERPOOL, MANCHESTER, BIRMINGHAM….

۴—سکایا ها و اسکیت ها در صفحه ۴۰۸ انسکلوپدیای تاریخ جهان، یکی دانسته شده است. و همچنین در این صفحه، ضمن اشاره به حضور و موجودیت اسکیت ها در زمان اشغال هند توسط اسکندر کبیر، از ناتوانی مقدونی ها در عبور از دریا و شکست شان به دست اسکیت ها سخن رفته است. ( به کتاب زیر که صفحه اش در فوق آمده، مراجعه شود).

ENCYCLOPEDIA OF WORLD HISTORY
The Ancient World Prehistoric Eras to 600 c.e.
Edited by Marsha E. Ackermann, Michael J. Schroeder, Janice J. Terry, Jiu-Hwa Lo Upshur, Mark F. Whitters. Vol. I, 2008


۵— کاکوزا او کاکرا دانشمند جاپانی نیز نوشتهٔ در مورد بودا دارد به این شرح:
« کاپیلویستا، محل تولد بودا و زمانی اکثریت نفوس آن را تورانیان تشکیل می دادند. دانشمندان اغلباً از اصلیت تاتاری بودا سخن می رانند و سکایا ها، ممکن است همان سکاها یا اسکیت ها بوده باشند. ص. ۶۶

— THE IDEALS OF THE EAST WITH SPECIAL REFERENCE TO THE ART OF JAPAN BY KAKUZO OKAURA LONDON 1905

۶- نوشتهٔ مندرج صفحه ۱۶ « حیات در امتداد راه ابریشم» آمده است:
« موسس بودیسم یعنی بودا (ی) تاریخی، گئوتاما شهزادهٔ سکایا یا اسکیت ها در قرن ششم قبل از میلاد در منطقهٔ سرحدی بین هند و نیپال تولد شد نام بعدی او سکیا مونی یعنی حکیم سکایا ها میباشد.»

Life Along the Silk Road By Susan Whitfield
University of California Press 1999.

در مورد سکاها یا اسکیت ها اسناد و مدارک فراوان وجود دارد که بعداز اختتام نوشتهٔ حاضر تصمیم تقدیم آن را به خدمت خوانندگان خاص که علاقه مند و دوستدار جدی تاریخ واقعی و کهن سال خویش می باشند، دارم. تا آن وقت، پیشنهاد من به آن عده از خوانندگانی که در رابطه به هویت سکا ها طالب معلومات مزید می باشند این است که در صورت داشتند علاقه به مقالهٔ « هندو- اسکیت ها یا سلالهٔ تورک» که از جلد چهارم کتاب « تاریخ طبیعی بشر» تالیف جیمز کاول پریچارد قوم شناس و مردم شناس انگلیسی، ترجمه شده و در فیسبوک گذاشته شده است؛ مراجعه نمایند. ادامه دارد.Vertaling bekijken

Short URL: https://www.turklar.com/?p=20098

Posted by on مارس 4 2020. Filed under تاریخی, تازه ها, مقالات. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2020 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت