ففتا

به مناسبت هشتادمین سالروز کاوش مزار امیر تیمور صاحبقران- قسمت هشتم

“معمای آرامگاه امیر تیمور”

(دسترنج موعود)

داکتر اکبر همت

به ساعت ۱۵:۳۰ یعنی سه و نیم بجه بعدالظهر (۲۱جون ۱۹۴۱) بار دیگر مقبره گور میر چراغان گردید. تمام اعضای مربوط پروژه کاووش یکبار دیگر در اطراف قبر به انتظار واقعه اساسی صف بستند.ملک قیوموف: هیراسیموف میخائیل میخائیلویچ بداخل قبر پایان شد و آهسته آهسته به بیرون کشیدن تخته های تقویتی تابوت شروع کرد و دیگران در بالای قبر این تخته ها را با احتیاط لازم در یک گوشه میگذاشتند. وقتی درب تابوت را که بالا کرد, یک خوشبوئی عجیب از داخل صندوق بالاشد یک عطریکه هیچ کدام ما در زندگی چنین خوشبوئی را تجربه نکرده بودیم. آنوقت بود که دیدیم در داخل صندوق یک هیکل بزرگ و با صلابت غیر باورکردنی واقعآ نمای یک فرمانده بزرگ و چهانگشا جلوه میکند که دیدن آن هر شخص را تحت تآثیر قرار میدهد. مشاهده این هیکل بزرگ انسان را متصور میسازد که او واقعآ یک انسان بزرگ و یک امپراطور جهانی هست, با قد بلند که احتمالآ یک متر و نود سانتی یا بیشتر از آن بازو های مقتدر و جمجمه سر او فوق العاده بزرگ و حیرت آور بود.بعد از مشاهده مسکوت و حیرت افروز علمای باستان شناس, تاریخدان, زبان شناس و دیگر اعضای هیئت شروع به بیرون کشیدن بقایا نمودند. در ابتدآ تیبیا (استخوان ران) را با احتیاط ظریفانه به مثابه متاع ناپیدا و تکرار ناشدنی اعضای هیئت دست بدست نموده به جای امن و تدارک دیده در گوشه یی از گورمیر منتقل نمودند. درینجا متوجه شدند که کاسه زانوی راست صدمه خورده بود و محققین دخیل درین پروژه میفهمیدند که استخوان یک پای امیر تیمور در یکی از جنگ ها به نسبت تصادم تیر دشمن آسیب دیده است و او از جانب پای راست می لنگید. اگر چندیکه در کتاب منم تیمور جهانگشا تیمور نوشته کرده است که پای راست او در جنگ دوم تاشکینت توسط گرز زخم برداشته است. به همه حال دیگر شکی وجود نداشت که این بزرگمرد تاریخ همانا فاتح نیم جهان امیر تیمور صاحبقران است.درینجا لازم به تذکر است تا اضافه نمایم, علیرغم آنکه همه تاریخدان های مشهور جهان در مورد زخم برداشتن امیر تیمور در جنگ متفق القول هستند اما جعلکاران تاریخ و ستیزه جویان واقعیات تاریخی در چهره حلقات نژادپرست و شووینیست ایران بعداز رویکار آمدن خانواده پهلوی هزاران جلد کتب تقلبی با تحریف واقعیات تاریخی بخصوص در مورد تاریخ و فرهنگ تورک های منطقه و جهان بیرون کشیدند. واقعیات تاریخی را همانگونه انعکاس دادند که بتواند پالیسی برتری طلبی آنها را صبغه عینی بدهد. بیوگرافی امیر تیمور نیز از گزند جعلکاری های این حلقات در امان نمانده است. تقریبآ در تمام کتاب های گویا تاریخی ایران بیشرمانه و ناشیانه مینویسند که گویا امیر تیمور در ایام جوان گوسفندی را دزدید و در هنگام فرار از بالای دیوار به پایان افتید و پایش شکست ! با استفاده ازین فرصت پیام من برای همه روشنفکرانیکه در جستجوی حقایق تاریخی باشند اینست که هیچگاهی نوشته های تاریخی ایرانی ها را برای تآیید گفتار خود مستدل نسازند. به نسبت تاریخ نویس های افغانستانی میخواهم بگویم که کمترین تاریخ نویس داریم که خود را از سه مرض نجات داده باشند: یک- تآثیرپذیری از نویسندگان ایرانی,دو- مجبور شدن توسط حاکمان قبیله,سه- چاپلوسی به دربار قبیله.فلهذا در تاریخ های نوشته شده در افغانستان نیز به مشکل اعتبار داد.میخائیل هیراسیموف که در داخل قبر مصروف بود یک مدرک دیگر هم در اختیار محققین قرار داد: (پوتولوژی مهره هفتم گردن) برای همه کسانیکه در گورمیر مدفون هستند مشترک میباشد. به این اساس (معما حل شده است) هیچگونه شبه یی باقی نمانده بود که این بقایا از امیر تیمور هست و هدف اصلی گروپ اعزامی به موفقیت رسیده است.ملک قیوموف: عینی از فرط خوشحالی دست های خود را به علامه موفقیت تکان داده شروع به ابراز احساسات و چیغ زدن کرد “هورا ما کامیاب شدیم و من گفته بودم که قبر تیمور در همینجاست”اعضای کمسیون کاووش امروز که بیست و یکم (۲۱) جون بود تا شام روی اسکلیت کار کردند. بعد با تاریک شدن هوا همه بسوی هوتل که محل بودوباش شان بود رفتند. با وجودیکه همه اعضای گروپ خسته بودند اما بازهم با احساسات تام یکجا با “نیکلای حکیم” رئیس ستدیوم فلم برداری تاشکینت بروی واقعات هیجانی روز بحث و جدل میکردند. به همه رادیو های داخل و خارج انتشار خبر پیدا شدن مقبره امیر تیمور توسط محققین شوروی آغاز شده بود.ملک قیوموف: نیکلای حکیم یک رادیوی کلان داشت, رادیو را چالان کردیم . چینل های مختلف را گشتیم که به تمام چینل ها به زبانهای فرانسوی, انگلیسی, جرمنی و بعضی زبانهای دیگر خبر موفقیت محققین شوروی در پیدا کردن مقبره تیمور جریان داشت. حکیم کمی زبان انگلیسی را بلد بود و یک چینل رادیو را به زبان انگلیسی گوش میداد درینحال یکباره رنگ از رخ حکیم پرید و مانند برف سفید شد و به اضطراب افتید! من پرسیدم چه گپ است حکیم نیکولایویچ؟ او درحالیکه لرزش به اندامش افتیده بود گفت, (جنگ شروع شده هیتلر به اتحاد شوروی حمله کرده!). ملک قیوموف: ما تیم فلمبرداری آنقدر از شنیدن این خبر ناگوار گیج و به حراس افتیدیم, صدرالدین عینی همان عینی که سه نفر صوفی رمزآلود را توهین و تحقیر کرد وبا عصای دست داشته خود حمله ور شده و ایشان را آزرده کرده بود, مثل یک موش در یک گوشه نشست و حرفی هم از زبان او شنیده نشد. من به حکیم نیکلایویچ گفتم اجازه دهید من به قری نیازوف تیلفون میکنم! گفت زنگ بزن, ما یکجا به قری نیازوف تیلفون کردیم او را از خواب بیدار کردیم, من برایش گفتم قری اکه جنگ بوقوع پیوسته! او گفت چطور ممکن است!بعد قری نیازوف به عثمان یوسوپوف منشی کمیته مرکزی حزب کمونست اوزبیکستان تیلفون کرد او گفت مآموریت را توقف دهید و به تاشکینت برگردید.همان بود که بطور عاجل مآموریت ارکیولوژی جستجو و تحقیقات بالای بقایای امیر تیمور جهانگشآ را انجام شده اعلام کردند و بقایای اجساد تیمور و آل تیمور را به مسکو فرستادند.ملک قیوموف با مشاهدات تاریخی, با خاطرات سنگین وبا قلب مملو از عواطف عرفانی سمرقند را به قصد تاشکینت ترک کرد و بزودی روانه جبهات جنگ شد. او را به صفت فیلم بردار جبهات گرم جنگ وظیفه دادند.پایان قسمت هشتمادامه داردhttps://www.turklar.com/?p=20239 قسمت هفتمhttps://www.turklar.com/?p=20226 قسمت ششمhttps://www.turklar.com/?p=20197 قسمت پنجمhttps://www.turklar.com/?p=20068 قسمت چهارمhttps://www.turklar.com/?p=20015 قسمت سومhttps://www.turklar.com/?p=18048 قسمت دومhttps://www.turklar.com/?p=18040 قسمت اول

Short URL: https://www.turklar.com/?p=20248

Posted by on مه 16 2020. Filed under تاریخی, تازه ها, مطالب برگزیده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2020 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت