ففتا

زخم ناسور طالبان

نوشته یی از : حفیظ حازم
زخم ناسور طالبان
جنگ سیمای هر جامعه را دگرگون می کند و بر زندگی روزمره مردم, گرد و غبار حقارت، فقر, بیسوادی, محرومیت و بدبختی را میکارد و هرآن زندگی عادی انسانها را دچار نا امیدی, تنش و بحران میسازد.حدود بیست سال از سقوط طالبان در افغانستان و مداخله نظامی بین المللی به رهبری امریکا می گذرد؛ اما هنوز شناخت کمی از منشا و علل شورش طالبان در افغانستان وجود دارد. به رغم این که حکومت طالبان سقوط کرده بود؛ اما سقوط آن ها از قدرت موجب نابودی این گروه دحشت افگن نشد. مبارزه با طالبان یکی از مهم ترین چالش های آمریکا، ناتو و دولت های دست نشانده حامد کرزی واشرف غنی بالطبع جامعه جهانی بود. چه عواملی به احیای گروه طالبان در افغانستان پس ازاین شکست کمک کرده است؟ هدف از مقاله حاضر، شناخت زمینه های عمده احیای قدرت طالبان، بررسی علت اصلی رشد آن ها و تبیین و ارائه راهکارها به منظور پایان دادن به شورش فعلی طالبان و بحران دوباره بقدرت رسیدن یا( رساندن آنها توسط امریکایی ها) است. طالبان با دریافت کمک و آموزش از منابع مختلف بالخاصه پاکستان و کشور های عربی، به جنگ خود علیه مردم ودولت افغانستان ادامه دادند. طالبان به عنوان یکی از نخستین گروه های تروریستی جهادی در جهان، توانسته است با وجود حملات وسیع قوت های ناتو، طی دو دهه اخیر به حیات سیاسی و نظامی خود ادامه دهند. این گروه دارای قرائت سنتی و رادیکال از اسلام بوده و در زمان حکومت شش ساله خود میان سالهای۱۹۹۵-۲۰۰۱ تجربه زیست سیاسی تحت یک حکومت بنیادگرای سنی بشکل افراطی ووحشی را به جهان به نمایش گزاشتند. این گروه بر خلاف دیگر گروه های همسود مانند القاعده، داعش یا شبکه حقانی، از توان مدیریتی و تجربه نظامی بالاتری برخوردار است. تجربه ناموفق سیاسی این گروه پیش از اشغال افغانستان توسط قوای امریکایی و ناتو، برای طالبان توان برنامه ریزی مجدد و انطباق پذیری بالاتر نسبت به محیط پیرامونی را با کمک پاکستان و کشور های عربی ارائه داد. طالبان امروز، نوعی نئوطالبان هستند که روز به روز تفکر سیاسی ونظامی را بهم آمیخته وبا تماس و تعامل با سیاست گزاران جهانی میخواهند دوباره افغانستان را به اشغال شان درآورند.درین روز ها که نغاره صلح و صلح خواهی ها از هرگوشه جهان و افغانستان با طالبان بلند است , ولی طالبان کوچکترین وقعی بر آن خواست ها نمی گزارند وگوش شنوایی هم ندارند و به ترور و دحشت و کشتار بیرحمانه مردم بشکل وحشیانه ادامه میدهند.طالبان همیشه با صراحت اظهار میدارند که در تلاش اعمار یک امارت اسلامی افراطی و قرون وسطایی اند و تعریف آنها هم از اسلام همان اسلام زور شمشیر و زور نیزه است که همه باید زیر بیرق آنها , رعیت و برده و غلام باشند و کسی حق اعتراض و بلند کردن صدا را نداشته باشد.در ایدیالوژی افراطی, شیونیستی, غیر انسانی و غیر اخلاقی طالبان, بعد از سقوط و شکست آنها هیچ تغیری نیآمده , فقط پاکستان با دیپلوماسی قوی از پشت پرده داخل صحنه فعال گردیده که طالبان را به هر قیمت ممکن با سیاست و تعامل با ابرقدرت های جهانی آشنا سازد.در مزاکراتی که در یک سال گزشته طالبان با امریکایی ها داشتند و به یک سلسله توافقات مبهم وپنهانی هم دست یافتند که غایب اصلی این مزاکرات مردم افغانستان بود و طالبان حتی حاضر به مزاکره با دولت پوشالی کابل هم که به فرمان امریکایی ها حکومت میکند, نیستند.طالبانی هم که از زندان رها میشوند یکراست به جبهه جنگ برمیگردند که موقف میدانی طالبان را در جنگ و مزاکرات شان با امریکایی ها در یک وضعیت قوی قرار بدهند.صلح رویایی است که تنها آن را در قالب الفاظ با طالبان می توان احساس کرد. با مرور تجربیات کشورهای دیگر در زمینه مصالحه, باور من اینست که صلح در افغانستان برای سالهای آتی رویا باقی خواهد ماند. صلح رویای قابل تحقق در شرایط کنونی افغانستان نیست. روزی آتش جنگ و خون ریزی در افغانستان پایان خواهد یافت که مردم واقعآ به صلح باورمند باشند و برای بدست آوردن آن بپا بیآیستند و برای آن بجنگند. کشورهای زیادی گرفتار جنگ های داخلی بوده اند ولی سرانجام، صلح، راهی برای بیرون رفت از معضل های جنگ و جنایت بوده است, که مردم خود در راه صلح و آرامی به قربانی و فداکاری آماده شده اند.صلح های نمایشی و ترسیمی و کاغذی هرگز به صلح حقیقی نمی انجامد, صلحی که برای مردم افغانستان باشد باید خود مردم در آن پیشگام باشند و همه اقوام و اقلیت ها در گفتگوهای صلح شریک و سهیم باشند. شاید مطرح ساختن بحث اقوام و اقلیت ها برای بعضی ها خوشایند نباشد، اما واقعیت افغانستان جنگ زده همین است که عده ی بنام اکثریت همه چیز را در قبضه و انحصار خود قرارداده اند و عده ی هم بنام اقلیت تاوان همه چیز را می کشند، در حاشیه قرار میگیرند و از همه اختیارات سیاسی و اجتماعی و نظامی محروم میگردند. با این واقعیت باید کنار آمد که در کشورما با ویژگی تنوع قومی، سه یا چهار قوم که همه چیز را در قبضه گرفته اند نمیتوانند و در بین آنها هم برادر بزرگ و برادر کوچک موجود است, نمیتوان بر دیگران تعیین تکلیف کرد. نظر مطلوب و معقول اینست که در گفتگوهای صلح به نمایندگان اصلی و واقعی همه اقوام بخصوص آنهایی را که اقلیت قلمداد میکنیم سهم بارز و تصمیم گیرنده داده شود تا آنها هم خود را در سرنوشت خود شان شریک بدانند و دیدگاه ها و نظریات شان را مطرح نمایند. تنها خود را دیدن و دیگران را حذف کردن و یا به حاشیه کشاندن شرط استقرار صلح، آنهم صلح پایدار و فراگیر هرگز نخواهد بود.چنین تصور میشود که امریکا بخاطر منافع خود و فرار بی سر و صدایش از افغانستان با بخشش های حاتم تایی وارش به طالبان کشور و مردم ما را تحفه و خیرات بدهند.طالبان افراطی به این عقیده اند که میتوانند از طریق نظامی و قتل مردم بی گناه پیروز میدان شوند. آیا میتوان نام این جنگ را جهاد گذاشت؟به نظرم این جنگ هم نیابتی است و هم رقابتی، ساده بگویم این جنگ، جنگ مزدوری است و غلامی .تا وقتی که قدرت های جهانی و کشورهای منطقه در مورد سرنوشت افغانستان به یک تفاهم و توافق نرسند و مردم کشور ما خود برای بدست آوردن صلح نرزمند و آماده قربانی نباشند, ختم این جنگ بسیار دشوار و راه صلح طولانی خواهد بود.بی کفایتی زمامداران حکومتی افغانستان، پاسخگو نبودن آنها به خواست مردم وسکوت و حالت انفعالی مردم و رقابت های پیچیده منظقوی نمی گزارد که این گره به این نزدیکی ها گشوده شود.خشن ترین جنگ ها در جهان فقط بخواست و ایستادگی مردم, منتج به صلح شده است نه با فرمان وروایت و تهدید.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=20337

Posted by on ژوئن 28 2020. Filed under تازه ها, حقوق بشر, مطالب برگزیده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2020 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت