ففتا

اینجا سرزمین من است

سیاهه یی از : حفیظ حازم
سرزمینی که خدا هم فراموشش کرده. نمیدانم این تصویر را چه بنامم؟ شاید محشر و یا هم قیامت و یا هم نقطه آخر آدمیت.ما زیاد بیچاره شده ایم، آنقدر که دیگر خود ما هم بیچاره گی هایمان را دیده نمیتوانیم.اینجا شما یک لشکر همه چیز باخته را میبینید، لشکر بی نان، لشکر بی سرپناه، لشکر بی هویت، لشکر بی صاحب و لشکر بی وطن.اگر ما وطنی داشتیم، وطن باید زمامدارن و خیرخواهان میداشت، مسوولین وطن ها از رعیت هایشان مواظبت میکنند، در وطن ها احساس و عاطفه نمی میرد، در وطن دستگیری و مراقبت و مواظبت از مردم وظیفه شمرده میشود.این تصویر یگانه تصویر نیست و فقط از یک شهر و از یک روستا هم نیست. این تصویر ، تصویر تمام نمای کشور ماست، تصویر هویت ماست، تصویر یک مردم است، تصویر یک سرزمین است و تصویر هستی و حضور ما در کره خاکیست، تصویر خجل زده گی و شرمساری ماست..این آدمها روزگارانی خانه و سرنوشتی داشتند، پدری بودند و یا شوهری، فرزندی بودند و یا خواهری، کلبه یی داشتند که سر به بالین میکردند و می آسودند، دستر خوانی داشتند که حد اقل از نان خشک پرش ساخته بود.این آدمها روزگارانی خود ها را آدم میدانستند، فکر میکردند احساس و مهربانی داشتند، کار میکردند و زحمت میکشیدند، مکتب میرفتند و می آموختند.این آدمها روزگارانی مادر میگفتند و مهربانی کمایی میکردند، پدر میگفتند و شفقت مییافتند، اولاد میگفتند و هر چه بود و نبود شانرا به آنها هدیه میکردند.این آدمها فکر میکردند روزگارانی آدمان مومن و خیرخواه، وطن پرست و صادق، با احساس و مهربان بر کرسی های دولتی و حکومتی کشور شان تکیه میزنند و کلبه هایشان چراغان میگردد، دسترخوان هایشان رنگین تر میگردد و مشغله هایشان زدوده میشود.این آدمها فکر میکردند که دولت داران شان باقیمانده این وطن را نخواهند فروخت، این سرزمین را به بیگانگان به عاریت نخواهند داد، بنام رهبران قوم و دین تمام هست و نیست مردم را چپاول نخواهند کرد و تنها بفکر پسران و دختران خود شان نخواهند بود و قصر های زرین و طلای را تنها بخود شان نخواهند ساخت.این آدمها نمیدانستند که در کشوری زاده شده اند که از روز اول تولد شان هویت شان را میدزدند و چون جانور و حیوان با آنها برخورد میکنند.بلی هموطن!این حقیقت و سرنوشت من و توست و این حقیقت سرزمین من و توست حقیقت تلخ و خیلی هم تلخ.در کشور من و تو، نیم جامعه اش دزد و رهزن و وطن فروش اند و نیم دیگرش گرسنه و معتاد و ولگرد.شرم باد بر تمام آنانی که در اینچنین حکومتی و دولتی مزدوری مزدور را میکنند.شرم باد بر تمام اراکین قدرت که مردمش را اینگونه حقیر و ذلیل کرده اند.شرم باد بر همه رهبران قومی و مزهبی و سکان داران دین که باعث بدبختی این لشکر بی سرنوشت و قربان شده گردیده اند.
چه سخت گریه میکند گلوی سرنوشت من.

Short URL: https://www.turklar.com/?p=20658

Posted by on ژانویه 17 2021. Filed under تازه ها, حقوق بشر, مطالب برگزیده, نگاه. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2021 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت