ففتا

پنهان کشت

سروده یی از : حفیظ حازم

پنهان کشت

چگونه میشود ای دوست ناتوان را کشت
برای بدعت یک شیخ رهروان را کشت
برای چه رنجید و زود رفت سبزه سمنی
عطش چشمه نخفت و مه باران را کشت
اگر چه خطه ما خانه در زمین شماست
زمانه چه تهمت زده وعقل خان را کشت
کجای ترس و شکایت برای من باقیست
غریبه بودن من رسم این جهان را کشت
برای خاک بگریم و اشک را سفیر کنم
که درد بی وطنی رعشه توان را کشت
بهاروباغ نیآمد و لاله سخت گریان شد
که خنک باد حوادث تموز جان را کشت
زمین به ناله شد و آسیاب باد به خصم
تنور خام شکست و توان نان را کشت


Short URL: https://www.turklar.com/?p=20728

Posted by on مارس 6 2021. Filed under اشعار, تازه ها, مطالب برگزیده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

Leave a Reply

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

© 2021 ففتا. تمام حقوق محفوظ و متعلق به ففتا است. ورود - میزبانی وب آی پی پلنز

مقالات منتشره در سايت ففتا بيانگر نظريات نويسندگان آن است و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان مسئوليت آنرا ندارد. ازطرف اداره سايت