ففتا

عشق پاک

همچو بلبل آرزویم  دامنِ گلزار بود ،
 من نمیدانم چرا گل همنشین خار بود .

 خنده ی گل را دلیل رفتن گل گفته اند ،
بعد روزی دیده بلبل غنچه بی دستار بود .

مثل مجنون بی نوا افتاده در هامون رنج ،
روزگارم شام تار و سخت نا هموار بوذد .

ناله و آهم رود از روزن دل تا فلک ،
 عندلیبِ باغ را این ناله در منقار بود .

دل به دلبر داده بودم ، بی وفا شد یار من ،
من نمیدانم که دلبر در پی آزار بود .

نخل بیبارم ندارد ارج در آغوش باغ ،
سنگ طفلان بی جهت بر شاخ بی مقدار بود .

کله ی بی مغز را نبود تفکر چون حباب ،
 کیست گوید فکرتم در پیچیش دستار بود .

چون خسی بازی کند در بستر دریای نیل ،
 در نظام آدمیت هر کسی  اشرار بود .

همچو مجنون کی بود آنکس که بی عشق وطن ،
 زان  سبب ملا به پای بستر بیمار بود .

 عشق پاک است  می برد انسان در آغوشِ فلک ،
” فاریابی ” زان سبب منصور پای دار بود .

باعرض حرمت وادب
داکتر عزیز ” فاریابی “
شهر وانکوور  کانادا
 2015 /08/26

Short URL: https://www.turklar.com/turkic/?p=3609

Posted by on سپتامبر 20 2015. Filed under ایرتكلر و قوشوقلر, ینگی عنوان لر. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. Both comments and pings are currently closed.

Comments are closed

300x250 ad code [Inner pages]

Search Archive

Search by Date
Search by Category
Search with Google

Photo Gallery

120x600 ad code [Inner pages]
ورود | Designed by Gabfire themes